مروری بر سرطان مری

مروری بر سرطان مری

دکتر حمیدرضا هجرانی دکترای علوم آزمایشگاهی

سرطان مری در مردان شایع‌تر است و بسیار مهاجم بوده و یکی از علل اصلی مرگ ناشی از سرطان در جهان می‌باشد. دو زیرگروه اصلی سرطان مری شامل کارسینوم سلول سنگفرشی (scc) و آدنوکارسینوم می‌باشد که توزیع آنها برحسب منطقه جغرافیایی و نژاد اقوام متفاوت است. کارسینوم سلول سنگفرشی (scc) نوع غالب در سطح جهان می‌باشد، اما در کشورهای غربی آدنوکارسینوم به نوع غالب تبدیل شده است که این اتفاق می‌تواند ناشی از افزایش چاقی و افزایش بیماری رفلاکس معده– مری (GERD) و در نتیجه مری بارت باشد. خطر تبدیل مری بارت به آدنوکارسینوم به عواملی همچون بی‌ثباتی ژنومیک، نژاد و جنسیت بیمار بستگی دارد. درمان این سرطان محتاج تیم چندظرفیتی است و درمان بهینه همچنان محل بحث و تردید می‌باشد. درمان اندوسکوپیک شامل لایه‌برداری با اشعه رادیویی، برداشتن مخاط و لایه‌های تحت مخاطی به طریق اندوسکوپی در مورد مری بارت و مراحل اولیه کارسینوم به‌عنوان روش استاندارد پذیرفته شده است. درمان چندوجهی شامل شیمی‌درمانی، اشعه‌درمانی و جراحی در بیشتر مبتلایان راهکار اصلی درمانی است. روش کمتر تهاجمی ازوفاگوستومی به‌عنوان روش استاندارد جراحی مری پذیرفته شده و براساس مقالات موجود با این روش سرانجام انکولوژیک بیمار همچون روش کلاسیک است اما عوارض و تبعات جراحی آن کمتر می‌باشد.

در سال‌های اخیر بهبود نسبتاً کمی در بقای بیماران مبتلا به سرطان مری ایجاد شده است.

 

مقدمه

سرطان مری همچنان یک سرطان شدیداً کشنده محسوب می‌شود بطوریکه بقای 5 ساله در مبتلایان به این بیماری بین 15 تا 20 درصد می‌باشد. نسبت سرطان مری از نوع سنگفرشی (ESCC) در سطح جهان بالاتر از آدنوکارسینوم است. در کشورهای درحال توسعه 80% سرطان مری از نوع (ESCC) است. وقوع جهانی (ESCC) کم‌وبیش ثابت است و در سال 2012 حدود 87% کل سرطان‌های مری را شامل می‌شد. درحالی‌که در کشورهای غربی شامل آمریکای شمالی، اروپای غربی و استرالیا آدنوکارسینوم مری به نوع غالب سرطان مری تبدیل شده است. در این نواحی وقوع (ESCC) کاهش یافته است.

 

اپیدمیولوژی و عوامل خطرساز

سرطان مری از نظر شیوع در سطح جهان رتبه هشتم و از نظر رتبه ایجاد مرگ در بین سرطان‌ها رتبه ششم را دارد. بالاترین میزان وقوع سرطان مری در دو کمربند جغرافیایی اتفاق می‌افتد؛ یکی از آنها از شمال چین مرکزی و تا مرکز جمهوری‌های آسیای میانه و شمال ایران امتداد دارد و دیگری از شرق به غرب آفریقا کشیده شده است. بیش از نیمی از مرگ‌های ناشی از سرطان مری در جمهوری خلق چین اتفاق می‌افتد.

اپیدمیولوژی سرطان مری در جهان غرب به‌طور محسوسی تغییر چهره داده است، بطوریکه آدنوکارسینوم در قسمت تحتانی مری بر ESCC در قسمت فوقانی و مرکزی مری پیشی گرفته است. وقوع آدنوکارسینوم مری در چین بسیار پایین است و در محدوده 5/ 1 تا 4/5 درصد نوسان می‌کند. در آمریکا میزان وقوع آدنوکارسینوم در میان مردان سفیدپوست از 0/4 نفر در صدهزار در سال 1973 به 2/8 نفر در صدهزار در سال 2012 افزایش یافته است. افزایش مشابهی در کشورهای بریتانیا، استرالیا و اروپای غربی مشاهده می‌شود. در این کشورها نسبت سرطان سلول‌های سنگفرشی به آدنوکارسینوم مری در سال 1975 در مردان سفیدپوست 4/7 به 1 بود که در سال‌های 1996 تا 1998 به 0/43 به 1 کاهش یافت. در طی سال‌های مذکور سالانه حدود 10-8% افزایش در میزان آدنوکارسینوم مشاهده می‌شد که البته اخیراً این رشد کاهش یافته است. این رشد چشمگیر آدنوکارسینوم مری در آمریکا و برخی کشورهای غربی همز‌مان با افزایش شیوع چاقی و GERD  (رفلاکس معده- مری) بود که اکنون به‌عنوان فاکتور خطرساز برای آدنوکارسینوم تلقی می‌شوند.

 

نقش جنسیت

سرطان مری همچنان در جنس مذکر بیشتر دیده می‌شود. در سطح جهان ESCC دو تا سه برابر در مردان بیشتر از زنان شیوع دارد. به‌طورکلی این نسبت در خصوص آدنوکارسینوم بالاتر است. به‌طور متوسط در سطح جهان نسبت مرد به زن در خصوص آدنوکارسینوم 4/4 می‌باشد که در مناطق تحت صحرای افریقا این نسبت حدود 1/7 و در آمریکای شمالی 8/5 برآورد شده است. در ایالات متحده آمریکا 76% موارد آدنوکارسینوم بین سال‌های 1973 تا 2012 در مردهای سفیدپوست مشاهده شده است. در ایران به نظر می‌رسد که استثنایی وجود دارد و آن این است که نسبت آدنوکارسینوم مری در مردان و زنان برابر است.

 

نقش نژاد

در آمریکا وقوع آدنوکارسینوم مری (EAC) در میان سفیدپوستان در مقایسه با نژاد آفریقایی، آسیایی، اقیانوس آرام و بومیان آمریکایی بین 4 تا 5 برابر بیشتر است. میزان وقوع سرطان مری بین سال‌های 1992 تا 1998 تنها در جمعیت سفیدپوست آمریکا افزایش یافته است. در یک مطالعه اپیدمیولوژیک که در بین مهاجرین چینی به آمریکا انجام شد مشخص گردید که 81% موارد سرطان مری کشف‌شده در این افراد از نوع (ESCC) بوده و تنها 18% آدنوکارسینوم می‌باشد. گرچه میزان (ESCC) در میان چینی‌های مهاجر در مقایسه با سفیدپوستان آمریکایی بیشتر بود اما نسبت آدنوکارسینوم در میان آنها در مقایسه با چینی‌های مقیم چین نیز بیشتر بود و این امر نشان‌دهنده نقش عوامل محیطی و رژیم غذایی و سبک زندگی در ایجاد آدنوکارسینوم می‌باشد.

 

نقش چاقی

رشد سریع وقوع (EAC) در جوامع غربی به‌موازات رشد میزان چاقی در این کشورها شکل گرفته است. انواع مختلف مطالعات مشاهده‌ای، مرورهای سیستمیک و متاآنالیزها ارتباط بین چاقی و EAC را تأئید کرده‌اند. ارتباط بین BMI و EAC به میزان BMI بستگی دارد و به عبارت دیگر وابسته به دوز می‌باشد. خطر بروز EAC در کسانی که BMI آنها 30 و بالاتر است در مقایسه با کسانی که میزان BMI کمتر از 22 می‌باشد به میزان 16 برابر بیشتر است. مطالعات دیگری نیز نشان داده‌اند که افزایش دور کمر مستقل از مقدار  BMI با خطر ابتلا به آدنوکارسینوم مری ارتباط مستقیم و وابسته به دوز دارد؛ یعنی هرچه دور کمر بزرگ‌تر باشد خطر ابتلا بیشتر است. ازآنجاکه معمولاً دور کمر در مردان بزرگ‌تر از زنان است شاید این امر توضیحی برای افزایش شیوع EAC در مردان باشد.

گرچه مکانیسم دقیق این تأثیر مشخص نیست اما گفته می‌شود که افزایش دور کمر باعث افزایش فشار داخل شکمی و در نتیجه افزایش رفلاکس و مری بارت شده، نهایتاً به آدنوکارسینوم منتهی می‌گردد. ضمناً چاقی باعث عدم تعادل هورمونی می‌شود که این موضوع هم ممکن است اثر کارسینوژنیک داشته باشد.

 

نقش هلیکوباکتر پیلوری

به‌نظر می‌رسد که H.pylori یک نقش محافظتی در جلوگیری از ابتلا به آدنوکارسینوم مری داشته باشد. مطالعات اپیدمیولوژیک حاکی از ارتباط معکوس بین عفونت H.pylori با آدنوکارسینوم مری می‌باشند.

در این رابطه دو مکانیسم قابل‌تصور است؛ نخست اینکه عفونت H.pylori منجر به آتروفی معده شده و تولید اسید را کاهش می‌دهد. مکانیسم دوم این است که H.pylori با تولید آمونیاک اسید را خنثی می‌سازد. کاهش اسید، سبب می‌شود که بخش تحتانی مری کمتر در معرض اسید قرار بگیرد و در نتیجه ایجاد ازوفاژیت و مری بارت کمتر شود.

کاهش میزان H.pylori در جوامع غربی شاید نقشی در افزایش میزان آدنوکارسینوم مری در آنها داشته است.

 

مصرف دخانیات و الکل

مصرف دخانیات شدیداً متناسب با وقوع ESCC می‌باشد و شاید کاهش مختصر ESCC در سطح جهان ناشی از کاهش مصرف دخانیات در سال‌های اخیر باشد. مصرف الکل هم موجب افزایش ESCC می‌شود. ارتباط دخانیات و الکل با آدنوکارسینوم خیلی مشخص نیست.

 

نقش ویروسی پاپیلومای انسانی (HPV)

نقش HPV در ایجاد سرطان مری سال‌ها مورد تردید بود. گرچه مطالعات فراوانی انجام شده است اما نقش HPV در ایجاد ESCC همچنان محل مناقشه است و مطالعات متعددی سعی در پاسخ به این سؤال دارند. براساس یک مطالعه متاآنالیز اخیر تلازم HPV با ESCC در سطح جهان بین 11/7 تا 38/9 درصد می‌باشد.

ارتباط بین HPV و سرطان‌های اوروفارنژیال کاملاً شناخته شده است و ازآنجایی‌که بین سلول‌های پوششی دهان و قسمت فوقانی مری مشابهت بافتی وجود دارد شاید با همان مکانیسم، HPV بتواند در مری هم ایجاد سرطان نماید.

در بین سرطان‌های مرتبط با HPV ویروس HPV16 و HPV18 بیشترین موارد جداشده بوده‌اند. مطالعات به عمل آمده ارتباط قابل‌توجه بین HPV16 و ESCC را نشان داده‌اند اما در مورد HPV18 چنین ارتباطی مدلل نشده است. شیوع HPV در مناطقی که شیوع ESCC بالاست، بیشتر است درحالی‌که میزان عفونت HPV- ESCC در امریکا کم است (بین 5 تا 15 درصد). گرچه مطالعات موجود ارتباط بین عفونت HPV و ایجاد ESCC را پیشنهاد می‌کنند اما شواهد قوی برای نقش اتیولوژیک HPV کافی نیست.

 

نقش رفلاکس معدی- مری (GERD)

GERD یک فاکتور خطرساز شناخته‌شده برای مری بارت و آدنوکارسینوم مری می‌باشد. یک مطالعه متاآنالیز نشان می‌دهد که وجود علائم GERD یک بار در هفته شانس ابتلا به EAC را پنج برابر افزایش می‌دهد و درصورتی‌که بروز این علائم به‌طور روزانه باشد این احتمال تا 7 برابر افزایش می‌یابد. از آن طرف یک مطالعه در دانمارک نشان داد که تنها 21% از بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم مری سابقه علائم رفلاکس داشته‌اند. طی یک بررسی در سوئد مشخص شد اگر بیمار با معاینه آندوسکوپی مشخص شود که ازوفاژیت دارد احتمال EACتا 9 برابر افزایش می‌یابد.

 

مری بارت (BE)

بیمارانی که مری بارت دارند 30 تا 60 برابر احتمال ابتلایشان به EAC بیشتر است. میزان ریسک مطلق ابتلا به EAC در این افراد سالانه 12صدم درصد است که قبلاً نیم درصد برآورد می‌شد. وقوع مری بارت در مردان دو تا سه برابر زنان است و جنسیت مذکر یک فاکتور ریسک مستقل در تبدیل شدن به بدخیمی محسوب می‌شود. تخمین محافظه‌کارانه ریسک بدخیم شدن مری بارت در طی ده سال درصورتی‌که دیسپلازی نباشد 6-3% و در صورت وجود دیسپلاژی درجه پایین 13-7% می‌باشد؛ اما اگر دیسپلاژی درجه بالا مشاهده شود می‌توان در 40% موارد آن را معادل آدنوکارسینوم میکروسکوپی فرض کرد، به‌ویژه اگر سگمنت بارت ندولار باشد.

طبقه‌بندی بارت از لحاظ خطر ابتلا به EAC در حال حاضر متکی به داده‌های هیستولوژیک و درجه دیسپلازی می‌باشد؛ اما در مواردی که دیسپلازی وجود ندارد یا اینکه مبهم است هیستولوژی به‌تنهایی نمی‌تواند میزان خطر سرطانی شدن را ارزیابی کند. در سال‌های اخیر اشتیاق زیادی برای افتراق مری بارت دیسپلاستیک که به EAC تبدیل می‌شوند از آنهایی که چنین سرانجامی نخواهند داشت براساس ناهنجاری‌های ژنیک ایجاد شده است. میزان بی‌ثباتی ژنتیکی که در بیوپسی مری بارت وجود دارد می‌تواند خطر پیشرفت به سمت EAC را مشخص کند درصورتی‌که اگر صرفاً به یافته‌های هیستولوژیک اتکا شود این ضایعات کم‌خطر جلوه می‌کنند.

 

استفاده از NSAID

داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی (NSAID) می‌توانند از طریق مهار سیکلواکسیژناز 2 و نیز مهار مستقل سیکلواکسیژناز اثرات ضدتوموری داشته باشند. مطالعات کنترل‌شده و هم‌گروه متعددی نشان داده‌اند که میزان خطر ابتلا به EAC در بیمارانی که به‌طور روتین آسپیرین یا NSAID مصرف می‌کنند در مقایسه با گروه کنترل به‌طور قابل‌توجهی پایین‌تر می‌باشد. داروهای NSAID می‌توانند عوارض خطرناکی داشته باشند لذا در حال حاضر استفاده از NSAID صرفاً به‌عنوان پیشگیری از مری بارت توصیه نمی‌شنود.

 

علائم و تشخیص

مری بارت اغلب در جریان اندوسکوپی روتین جهت GERD یا سایر مسائل مربوط به معده و مری شناسایی می‌شود. توصیه می‌شود که چهار قطعه بیوپسی درشت با فاصله یک سانتیمتر از یکدیگر تهیه گردد. در موارد مشاهده مری بارت ندولار توصیه می‌شود که برش مخاطی اندوسکوپیک (EMR) هم به‌عنوان اقدام تشخیصی و احتمالاً به‌عنوان اقدام درمانی بعمل آید. بیماران مبتلا به سرطان مری که با دیسفاژی مراجعه می‌کنند محتاج اندوسکوپی و بیوپسی فوری هستند. درصورتی‌که تومور در منطقه کاردیا باشد بجای دیسفاژی معمولاً خونریزی مشاهده می‌شود. پس از آنکه تشخیص محرز گردید جهت مرحله‌بندی تومور باید از سی‌تی‌اسکن و (PET) Positron- Emmission Tomography استفاده کرد. این دو روش در مرحله‌بندی بالینی سرطان مری مکمل یکدیگر هستند. تمایل به استفاده روتین از اولتراسوند  اندوسکوپیک (EUS) جهت مرحله‌بندی بیمار به‌تدریج در حال کاهش است. مطالعات مختلف نشان می‌دهند که این روش در مرحله اولیه سرطان مری فایده کمی دارد. بیمارانی که با دیسفاژی مراجعه می‌کنند عموماً در مرحله T2 یا T3 هستند و توصیه می‌شود صرف‌نظر از درگیری غدد لنفاوی مجاور مری این بیماران درمان نئواجوانت دریافت کنند.

استفاده از EUS در ارزیابی متاستاز به بافت نرم اطراف مری حساسیت بیشتری دارد. استفاده از MRI بندرت جهت ارزیابی درگیری کبدی، ستون فقرات و سایر ضایعات لازم می‌شود.

 

درمان

در دهه اخیر پیشرفت‌های قابل‌ملاحظه‌ای در درمان مری بارت مشاهده شده است. (RFA) Radio Frequency Ablation به‌عنوان اصلی‌ترین شکل درمانی لایه‌برداری در درمان بارت ظهور کرد و نتایج عالی به بار آورد. بیمارانی که بارت ندولار دارند با روش EMR مورد درمان قرار می‌گیرند. اگر حاشیه قسمت برداشته‌شده ازنظر بارت منفی بود و ضایعه عمقی وجود نداشت باقیمانده ضایعه تحت درمان با RFA قرار می‌گیرد. برش تحت مخاطی اندوسکوپیک ESD روش عالی دیگر برای تشخیص و درمان مری بارت و کارسینوم مخاطی محسوب می‌شود.

بیمارانی که سرطان سطحی مری دارند و کاندیدای درمان اندوسکوپیک نیستند بهتر است تحت عمل جراحی مری قرار بگیرند. ازوفاگوستومی کم‌تهاجمی (MIE) روش استاندارد این عمل می‌باشد و در یک مطالعه وسیع که در دانشگاه Pittsburg  انجام شد مورتالیتی این عمل فقط 1/4 درصد بود و نتایج عمل عالی تلقی می‌شد. این روش از نظر انکولوژیک نتایج عمل باز را دارد با این تفاوت که مرگ‌ومیر ناشی از عمل در آن کمتر است. روش عمل کم‌تهاجمی به کمک ربات (RAMIE) با روش غیررباتیک در حال رقابت است تا جایگاه استاندارد را برای خود کسب کند. روش رباتیک این مزیت را دارد که غدد لنفاوی را بهتر جراحی می‌کند و امکانات آموزشی بهتری را فراهم می‌سازد.

درمان چندوجهی برای سرطان پیشرفته مری راه اصلی درمان محسوب می‌شود. محل ضایعه و نوع هیستولوژیک آن در نوع درمان مؤثراست. درصورتی‌که سرطان در ناحیه گردنی و از نوع سنگفرشی باشد معمولاً با شیمی‌درمانی و رادیوتراپی درمان انجام می‌شود. در تومورهای ناحیه میانی یا پایین مری و ابتدای معده ابتدا درمان شیمیایی و اشعه انجام شده و سپس جراحی می‌شود. درمان بهینه اولیه برای سرطان مری محل مناقشه است. در یک کارآزمایی موسوم به (Medical Research Council Gastric Infusional Chemotherapy) MRC MAGIC  شیمی‌درمانی قبل از جراحی و سپس جراحی مری نتایج بهتری داشت. بقای دوساله و پنج‌ساله در این کارآزمایی به ترتیب 50% و 36% بود. گرچه تنها 25% بیماران به‌طور هم‌زمان سرطان مری و مری- معدی داشتند اما آنالیز چندمتغیره نشان داد که فایده این درمان بستگی به محل تومور ندارد. اخیراً کارآزمایی دیگر به نام CROSS در کشور هلند نشان داده است که اگر شیمی‌درمانی و اشعه‌درمانی به‌طور توأمان قبل از جراحی استفاده شوند نتایج بهتری به بار می‌آید. در این کارآزمایی تصادفی توأم با کنترل، 368 بیمار که باید جراحی می‌شدند شرکت داشتند. اکثر آنها آدنوکارسینوم و 25% آنها کارسینوم سلول سنگفرشی داشتند. در مرحله درمان اولیه به مدت پنج هفته داروی Carboplatin و Taxol هم‌زمان با تابش اشعه مصرف شد. در مجموع 29% از بیماران پاسخ کامل دادند.

در پایش بقای مجموع بیماران پس از جراحی در آنها که فقط جراحی شده بودند میانه بقا 24 ماه و در گروهی که شیمی‌درمانی نئواجوانت به همراه اشعه قبل از جراحی دریافت کرده بوند میانگین بقا 48/6 ماه بود.

در مبتلایان به ESCC میانه بقا در گروه نئواجوانت و رادیوتراپی و جراحی 81/6 ماه و در گروه فقط جراحی 21/1 ماه بود. در آدنوکارسینوم در گروه نئواجوانت و رادیوتراپی به همراه جراحی 43/2 ماه و در جراحی تنها 27/1 ماه بود.

این روش برای scc منافع قابل‌توجه و بر آدنوکارسینوم منفعت جزئی داشته است، لذا تمایل به استفاده از شیمی‌درمانی و رادیوتراپی به‌طور توأمان بیشتر از شیمی‌درمانی تنها وجود دارد.

 

جمع‌بندی

سرطان مری همچنان یک بیماری کشنده است و در سه دهه اخیر پیشرفت اندکی در بهبود میزان بقای بیماران حادث شده است. در سطح جهانی میزان سرطان سلول‌های سنگفرشی به آدنوکارسینوم تفوق دارد و عامل بیشترین موارد مرگ ناشی از سرطان مری می‌باشد. در جهان غرب وقوع آدنوکارسینوم به سرطان سلول‌های سنگفرشی مری پیشی گرفته است و اکثر موارد آن‌هم در مردان سفیدپوست رخ می‌دهد. پیشرفت در فهم نقش بی‌ثباتی ژنومیک در مری بارت، شناسایی بیمارانی که ممکن است در آینده مبتلا به سری مری شوند را آسان‌تر خواهد ساخت و این افراد را می‌توان با مداخلات درمانی زودهنگام نجات داد. درمان چندوجهی شامل ترکیب شیمی‌درمانی و اشعه‌درمانی در وهله اول به‌عنوان درمان اولیه پذیرفته شده است. همچنین جراحی کم‌تهاجمی و نیز جراحی رباتیک به‌عنوان استاندارد عمل جراحی مری شناخته شده‌اند.

 

این مقاله برگردانی است از:

Overview of esophageal cancer

Ann Cardiothorac Surg 2017;6(2):131-136

منابع:

  1. DeSantis CE, Lin CC, Mariotto AB, et al. Cancer

treatment and survivorship statistics, 2014. CA Cancer J

Clin 2014;64:252-71.

  1. Rustgi AK, El-serag HB. Esophageal carcinoma. N Engl J

Med 2014;371:2499-509.

  1. Arnold M, Soerjomataram I, Ferlay J, et al. Global

incidence of oesophageal cancer by histological subtype in

  1. Gut 2015;64:381-7.
  2. Lepage C, Drouillard A, Jouve J, et al. Epidemiology and

risk factors for Oesophageal adenocarcinoma. Digestive

and Liver Disease 2013;45:625-9.

  1. Ferlay J, Soerjomatram M, Ervik R, et al. Globocan 2012

v1.1, Cancer Incidence and mortality worldwide: IARC

CancerBase No;11.

  1. Hongo M, Nagasaki Y, Shoji T. Epidemiology of

esophageal cancer: Orient to Occident. Effects of

chronology, geography and ethnicity. J Gastroenterol

Hepatol 2009;24:729-35.

  1. Kubo A, Corley DA. Marked multi-ethnic variation of

adenocarcinoma of esophagus and gastric cardia in the

United States. Am J Gastroenterol 2004;99:582-8.

  1. Devesa SS, Blot WJ, Fraumeni JF, et al. Changing patterns

in the incidence of esophageal and gastric carcinoma in the

United States. Cancer 1998;83:2049-53.

  1. Pohl H, Sirovich B, Welch HG. Esopahgeal

adenocarcinoma incidence: Are we reaching the peak?

Cancer Epidemiol Biomarkers Prev 2010;19:1468-70.

  1. Cook MB, Chow WH, Devesa SS. Oesophageal cancer

incidence in the United States by race, sex and histological

type 1977-2005. Br J Cancer 2009;101:855-9.

  1. Njei B, McCarty TR, Birk JW. Trends in Esophageal

cancer survival in United States Adults from 1973 to 2009:

A SEER Database Analysis. J Gastroenterol Hepatol

2016;31:1141-6.

  1. Xie SH, Lagergren J. A global assessment of the male

predominance in esophageal adenocarcinoma. Oncotarget

2016;7:38876-83.

  1. Lin MQ, Li YP, Wu SG, et al. Differences in esophageal

cancer characteristics and survival between Chinese and

Caucasian patients in the SEER database. Onco Targets

Ther 2016;9:6435-44.

  1. Kubo A, Corley DA. Body mass index and

adenocarcinomas of the esophagus or gastric cardia: a

systemic review and meta-analysis. Cancer Epidemiol

Biomarkers Prev 2006;15:872-8.

  1. Corley DA, Kubo A, Zhao W. Abdominal obesity and the

risk of esophageal and gastric cardia carcinomas. Cancer

Epidemiol Biomarkers Prev 2008;17:352-8.

  1. de Martel C, Llosa AE, Farr SM, et al. Helicobacter

pylori infection and the risk of development of esophageal

adenocarcinoma. J Infect Dis 2005;191:761-7.

  1. Anderson LA, Murphy SJ, Johnston BT, et al. Relationship

between Helicobacter pylori infection and gastric

atrophy and the stages of the oesophageal inflammation,

metaplasia, adenocarcinoma sequence: results from the

FINBAR case-control study. Gut 2008;57:734-9.

  1. Ye W, Held M, Lagergren J, et al. Helicobacter pylori

infection and gastric atrophy: risk of adenocarcinoma of

the gastric cardia. J Natl Cancer Inst 2004;96:388-96.

  1. McColl KE, Watabe H, Derakhshan MH. Role of gastric

atrophy in mediating negative association between

Helicobacter pylori infection and reflux oesophagitis,

Barrett’s oesophagus and oesophageal adenocarcinoma.

Gut 2008;57:721-3.

  1. Vaughan TL, Davis S, Kristal A, et al. Obesity, alcohol

and tobacco as risk factors for cancers of the esophagus

and gastric cardia: adenocarcinoma vs squamous

cell carcinoma. Cancer Epidemiol Biomarkers Prev

1995;4:85-92.

  1. Zhang SK, Guo LW, Chen Q, et al. The association

between human papillomavirus 16 and esophageal cancer

in Chinese population: a meta-analysis. BMC Cancer

2015;15:1096.

  1. Yong F, Xudong N, Lijie T. Human papillomavirus types

16 and 18 in esophagus squamous cell carcinoma: a metaanalysis.

Ann Epidemiol 2013;23:726-34.

  1. Rubenstein JH, Taylor JB. Meta-analysis: the association

of oesophageal adenocarcinoma with symptoms of

gastro-esophageal reflux. Aliment Pharmacol Ther

2010;32:1222-7.

  1. Lagergren J, Bergstrom R, Lindgren A, et al.

Symptomatic gastroesophageal reflux is a strong risk

factor for esophageal adenocarcinoma. N Engl J Med

1999;340:825-31.

  1. Hvid-Jensen F, Pedersen L, Drewes AM, et al. Incidence of

adenocarcinoma among patients with Barrett’s Esophagus.

N Engl J Med 2011;365:1375-83.

  1. de Jonge PJ, van Blankenstein M, Looman CW, et al.

Risk of malignant progression in patients with Barrett’s

oesophagus: a Dutch nationwide cohort study. Gut

2010;59:1030-6.

  1. Bhat S, Coleman HG, Yousef F, et al. Risk of malignant

progression in Barrett’s esophagus patients: results from

a large population-based study. Journal of the National

Cancer Institute 2011;103:1049-57.

  1. Eluri S, Brugge WR, Daglilar ES, et al. The Presence of

Genetic Mutations at Key Loci Predicts Progression to

Esophageal Adenocarcinoma in Barrett’s Esophagus. Am J

Gastroenterol 2015;110:828-34.

  1. Khara HS, Jackson SA, Nair S, et al. Assessment of

mutational load in biopsy tissue provides additional

information about genomic instability to histological

classifications of Barrett’s esophagus.J Gastrointest Cancer

2014;45:137-45.

  1. Kastelein F, Spaander MC, Biermann K, et al.

Nonsteroidal anti-inflammatory drugs and statins have

chemopreventative effects in patients with Barrett’s

esophagus. Gastroenterology 2011;141:2000-8.

  1. Anderson LA, Watson RG, Murphy SJ, et al. Risk factors

for Barrett’s oesophagus and oesophageal adenocarcinoma:

results from the FINBAR study. World J Gastroenterol

2007;13:1585-94.

  1. Flanagan FL, Dehdashti F, Siegel BA, et al. Staging

of esophageal cancer with 18F-fluorodeoxyglucose

positron emission tomography. AJR Am J Roentgenol

1997;168:417-24.

  1. Rankin SC, Taylor H, Cook GJ, et al. Computed

tomography and positron emission tomography in the preoperative

staging of oesophageal carcinoma. Clin Radiol

1998;53:659-65.

  1. Mansfield SA, El-Dika S, Krishna SG, et al. Routine

staging with endoscopic ultrasound in patients with

obstructing esophageal cancer and dysphagia rarely

impacts treatment decisions. Surg Endosc 2016. [Epub

ahead of print].

  1. Shaheen NJ, Sharma P, Overholt BF, et al. Radiofrequency

ablation in barrett esophagus with dysplasia. N Engl J Med

2009; 360:2277-88.

  1. Haidry RJ, Butt MA, Dunn JM, et al. Improvement over

time in outcomes for patients undergoing endoscopic

therapy for Barrett’s Esophagus related neoplasia; 6-year

experience from the first 500 patients treated in the UK

patient registry. Gut 2015;64:1192-9.

  1. Pech O, May A, Manne H, et al. Long-term Efficacy and

Safety of Endoscopic Resection for Patients With Mucosal

Adenocarcinoma of the Esophagus. Gastroenterology

2014;146:652-660.e1.

  1. Luketich JD, Pennathur A, Awais O, et al. Outcomes after

minimally invasive esophagectomy: review of over 1000

patients. Ann Surg 2012;256:95-103.

  1. Medical Research Council Oesophageal Cancer Working

Group. Surgical resection with or without preoperative

chemotherapy in oesophageal cancer: a randomised

controlled trial. Lancet 2002;359:1727-33.

  1. Shapiro J, Lanschot JB, Hulshof MC, et al. Neoadjuvant

chemoradiotherapy plus surgery versus surgery alone

for oesophageal or junctional cancer (CROSS): longterm

results of a randomised controlled trial. Lancet

2015;16:1090-98.

مری بارت و ضرورت ارتقاء تست‌های تشخیصی

بیومارکرها در مری بارت

برای دانلود پی دی اف بر روی لینک زیر کلیک کنید

پاسخی قرار دهید

ایمیل شما هنوز ثبت نشده است.

slot gacor