عوارض انتقال خون (۲۲)

Blood Donation To Society

درباره اهدای خون بیشتر بدانیم

(قسمت چهل و پنجم)

عوارض انتقال خون

(قسمت ۲۲)

علی‌اصغر صفری فرد

کارشناس ارشد خون‌شناسی و بانک خون

کارشناس عالی سازمان انتقال خون ایران

safarifardas@ gmail.com

www.shokofanews.blogsky.com

 

راهکارهای پیشگیرانه انتقال عفونت باکتریایی از راه انتقال خون (ادامه)

ارتقاء روش ضدعفونی کردن پوست

از آنجایی که اکثر ارگانیسم‌های موجود در واحدهای پلاکتی آلوده جزئی از فلور طبیعی پوست هستند، لذا بهینه نمودن روش‌های ضدعفونی پوست می‌تواند منجر به کاهش میزان آلودگی باکتریایی در فرآورده‌های خون شود.

مطالعات آزمایشی انجام‌شده به‌منظور بررسی اثرات روش‌های ضدعفونی مختلف بر روی میزان آلودگی در کشت‌های خون و کاتترهای داخل رگی نشان می‌دهد که اختلافات معنی‌دار ممکن است ناشی از استفاده از دستورالعمل‌های ضدعفونی‌کنندگی بهبودیافته باشد، بعلاوه برای ضدعفونی‌کننده‌های اختصاصی استفاده از اپلیکاتور- اسفنج- سوآب می‌تواند مفید واقع شود. مطالعات انجام‌شده در ارتباط با میزان کشت‌های مثبت سطح پوست بعد از بکارگیری دستورالعمل‌های مختلف نشان می‌دهد کارآیی ایزوپروپیل الکل به همراه تنتورید در مقایسه با محلول بتادین به‌تنهائی بیشتر است.

در انگلستان نمونه‌برداری و کشت از سطح پوست دست اهداکننده بعد از ضدعفونی، به‌عنوان جزئی از کار کنترل کیفی انجام می‌گیرد. در مطالعه‌ای که برای کاهش آلودگی باکتریایی در واحدهای پلاکتی در یک مرکز خون‌گیری صورت گرفت، مشخص شد استقرار الزامات اصول بهینه تولید (GMP) در امر خون‌گیری می‌تواند به‌طور معنی‌داری در کاهش آلودگی باکتریایی مؤثر باشد.

 

 

کنار گذاشتن اولین جزء از خون اهداکننده

باکتری‌هایی که جزئی از فلور طبیعی پوست محسوب می‌شوند ممکن است در زمان خون‌گیری از طریق مجرای سوزن وارد کیسه خون شوند. این باکتری‌ها عموماً در نواحی چین‌دار و خلل و فرج پوست قرار دارند و ممکن است از تأثیر مواد ضدعفونی‌کننده در امان بمانند. دور ریختن اولین جزء خون (در حدود ۱۰ میلی‌لیتر) اهداکننده ممکن است موجب کاهش عوامل باکتریایی در کیسه خون شود.

در مطالعه‌ای در فرانسه، ۳۴۴۰ واحد خون به نحوی در کیسه‌های مخصوص جمع‌آوری‌شده بودند که به آن‌ها اجازه تقسیم شدن به دو جزء ۱۵ میلی‌لیتری خون در ابتدای خون‌گیری داده شده بود. در همین راستا یک سیستم کشت خون اتوماتیک برای کشت دادن از دو جزء موردنظر بکار گرفته شده بود. در صورت مثبت شدن هرکدام از این کشت‌ها، واحدهای گلبول قرمز و پلاسمایی که مربوط به این واحدها بودند نیز کشت داده می‌شدند. دو درصد از کشت‌ها از قسمت‌های تفکیک‌شده موردنظر (دو جزء ۱۵ میلی‌لیتری) برای باکتری‌هایی که جزئی از فلور طبیعی پوست هستند، مثبت بودند. در ۷۳% کشت‌های مثبت، باکتری‌ها تنها در اولین جزء شناسایی شدند. هفت مورد از ۱۱۶ مورد واحدهای پلاسما و گلبول قرمز مربوطه، کشت‌های مثبت داشتند. در فرانسه اکنون به‌طور معمول در هنگام خون‌گیری، مقدار جزئی و ابتدایی خون اهداکننده توسط کیسه‌های اقماری که به کیسه اصلی جمع‌آوری خون متصل است، جهت کشت باکتریایی جمع‌آوری می‌گردد.

 

تغییر دما و زمان ذخیره‌سازی

در برخی کشورها اختلافاتی درباره زمان و درجه حرارت ذخیره‌سازی خون و اجزای آن وجود دارد. زمان و درجه حرارت ذخیره‌سازی ممکن است رشد باکتری‌ها و فاگوسیتوز و کشتن آن‌ها را به‌واسطه اجزای کمپلمان تحت تأثیر قرار دهد. مطالعات کم انجام‌شده دراین‌باره با نتایج متفاوت همراه است. علت این امر احتمالاً به خاطر تفاوت‌ها در روش‌های آماده‌سازی فرآورده‌ها و کاهش لوکوسیت است.

سردسازی گلبول‌های قرمز خون در ۴ درجه سانتی‌گراد به مدت حداقل ۴۸ ساعت  جهت غیرفعال کردن ترپونما پالیدوم در روزهای بعدی کفایت می‌کند. با توجه به امکان سرایت سیفلیس از طریق انتقال خون (البته بندرت)، یک حداقل فاصله نگه‌داری در سردخانه احتیاط‌آمیز به‌نظر می‌رسد.

اخیراً Hamill و دیگران، تحقیقاتی را منتشر کردند که محدودیت زمانی در گرما نماندن گلبول‌های قرمز برای بیشتر از ۳۰ دقیقه (دمای زیر ۱۰ درجه سانتی‌گراد) را به چالش کشیده و آن را به ۲ ساعت افزایش می‌دهد. آن‌ها با استفاده از سیتروباکتر فروندی، یرسینیا انتروکولیتیکا، انتروباکتر آگلومرانس، استافیلوکوکوس اورئوس یا انتروکوکوس فکالیس نشان دادند که هیچ تفاوتی در مقادیر رشد باکتریایی در دو گروه از واحدهای خون تلقیح‌شده وجود ندارد، چراکه یک گروه به‌طور مستمر در دمای سرد نگه‌داری شد و گروه دیگر ابتدا سرد شده و بعد اجازه داده شد که به مدت ۲ ساعت در ۲۵ یا ۲۶ درجه سانتی‌گراد مانده و سپس مجدداً سرما داده شد. (داده‌های آن‌ها نشان می‌دهند که رشد لگاریتمی باسیل‌های گرم منفی در دمای یخچال وجود داشته، حال آن که اساساً هیچ رشدی از ارگانیسم‌های گرم مثبت مشاهده نشد). مطالعه دیگر توسط  Saxenaنشان داد که گذاردن واحدهای گلبول‌های قرمز خون در دمای اتاق برای مدت تا ۶ ساعت بدون هیچ مشکل حاد آلودگی باکتریایی امکان‌پذیر است.

ذخیره‌سازی واحدهای پلاکتی در ۲۲ درجه سانتی‌گراد برای نگه‌داری و حفظ اثر هموستاتیک آن‌ها لازم و ضروری است، اما این درجه حرارت شرایط کشت مناسبی را برای رشد میکروارگانیسم‌ها فراهم می‌کند. بسط و گسترش محلول‌های نگهدارنده که اجازه ذخیره پلاکت‌ها را در ۴ درجه سانتی‌گراد به همراه حفظ کارآیی‌شان می‌دهد، به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای موجب کاهش رشد میکروارگانیسم‌ها می‌گردد.

برای یک مدت کوتاه در اواسط دهه ۱۹۸۰، عمر مفید پلاکت‌ها به ۷ روز افزایش داده شد اما با اخبار واصله مبنی بر افزایش موارد مرتبط با سپسیس (sepsis) که حاصل این اقدام بود، جلوی این کار گرفته شد. همچنین مطالعات پیش از آن نشان داده بودند که افزایش تعداد باکتری‌ها، با طول زمان از هنگام خونگیری ارتباط دارد. گرچه شدیدترین واکنش‌های عفونی در اثر تزریق واحدهای پلاکتی که بیش از ۳ روز ذخیره شده رخ می‌دهد، احتمالاً غیرمنطقی است که تاریخ انقضا از این زمان هم کوتاه‌تر شود چون باید نیاز بیماران را نیز مدنظر قرار داد. به‌هرحال کاهش زمان‌های ذخیره‌سازی پلاکت و گلبول قرمز ممکن است در کاهش آلودگی باکتریایی فرآورده‌های خونی مؤثر باشد.

 

ضدعفونی کردن بن‌ماری‌ها و اصلاح فرآیند پردازش خون

بهتر است بن‌ماری به‌طور هفتگی خالی و ضدعفونی گردد. این عمل به‌منظور جلوگیری از رشد سنگین ارگانیسم‌هایی مانند سودوموناس سپاسیا و سودوموناس آئروجینوزا صورت می‌گیرد.

در هنگام آب کردن فرآورده یخ‌زده، جهت اجتناب از آلوده شدن سطح بیرونی و ضمائم کیسه می‌توان آن را قبل از یخ زدن و آب کردن در یک کیسه دیگر قرار داد یا ضمائم کیسه‌ها را قبل از اتصال به هم با استفاده از مایکرویوو به‌طور کامل خشک کرد.

تولیدکنندگان باید اطمینان دهند که سطح خارجی کیسه‌های خون استریل است. وجود رطوبت در بسته‌بندی حاوی مجموعه کیسه‌های پلاستیکی جمع‌آوری خون ممکن است به‌واسطه خنک‌سازی پس از استریلیزاسیون توسط اتوکلاو کردن باشد؛ یعنی ماده ضدانعقاد یا محلول‌های افزودنی از طریق عیب و نقص موجود در دیواره کیسه به خارج نشت نکرده است. اگر باکتری‌هایی مثل سراشیا مرسسنس بر روی سطح بیرونی کیسه‌های پلاستیکی وجود داشته باشند، می‌توانند تکثیر یافته و ممکن است یک منبع دیگر آلودگی را در زمان جمع‌آوری خون ایجاد نمایند.

در مطالعه‌ای که در یک مرکز خون‌گیری و تهیه فرآورده پلاکت بر روی ۱۱۰۰ واحد پلاکتی صورت گرفت، مشخص شد کاربرد ماده ضدعفونی “ویرکن” در ضدعفونی سطوح توانسته است با کاستن عوامل باکتریایی، به‌طور معنی‌داری در کاهش آلودگی باکتریایی واحدهای پلاکتی مؤثر باشد، همچنین در مطالعه دیگری که در همان مرکز بر روی ۱۳۳۰ واحد پلاکتی انجام شد، مشخص گردید نظارت کیفی در روند تهیه فرآورده  پلاکت توانسته است با کاهش عوامل باکتریایی به‌طور معنی‌داری در کاهش آلودگی باکتریایی واحدهای پلاکتی مؤثر باشد.

 

کاهش لوکوسیت‌ها

اثر باکتری‌کش یا سرکوبگر خون در همان ابتدای تاریخچه انتقال خون مورد شناسایی قرار گرفت. در ۱۹۵۲ Braude،Galler  و Jawet متوجه شدند که ۵۰% آلودگی باکتریایی در بطری‌های خون رهاشده در دمای اتاق به مدت دو ساعت، کشته یا سرکوب می‌شدند. (لازم به ذکر است در آن موقع هنوز کیسه‌های پلاستیکی جمع‌آوری خون عرضه نشده بودند). هنگامی که از یک تلقیح اندک باکتری استفاده می‌شود، نشان داده شده که کنسانتره پلاکت برای بسیاری باکتری‌ها کشنده هستند.

مکانیزم فعالیت باکتری‌کشی از یک طرف احتمالاً ترکیبی از عملکرد کمپلمان و کمپلمان به اضافه اُپسونین (opsonin) است که تا ۲۱ روز در خون باقی می‌ماند و از طرف دیگر به علت فاگوسیتوز توسط لوکوسیت‌های پلی‌مورفونوکلئر (PMN) است که تا ۴ روز پس از جمع‌آوری فعال می‌مانند.

بحث و اختلاف‌نظر در مورد اثر کاهش لوکوسیت (Loukoreduction) بر روی احتمال بقا و تکثیر باکتری‌ها همچنان ادامه دارد. برخی طرفدار کاهش منظم لوکوسیت به‌وسیله فیلتراسیون جهت کاهش خطر آلودگی باکتریایی هستند.

هاگمن در یک مطالعه نشان داد که گلبول‌های سفید ممکن است اثر سودمندی در حذف برخی گونه‌های باکتری از جمله استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس و اشریشیا کولی ظرف ۵ تا ۲۴ ساعت داشته باشند، اما قادر نیستند واحدهای آلوده به استافیلوکوکوس اورئوس یا پسودوموناس آئروجینوزا را پاک‌سازی نمایند.

پیش‌تر  Braine و دیگران نشان دادند که حتی یک ارگانیسم تنها مثل استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس در واحدهای پلاکت کنسانتره که لوکوسیت آن کاهش داده نشده بود، می‌توانست ظرف چند روز به‌قدر کافی تکثیر و ازدیاد یافته و سبب گسترش سریع بیماری شود.

Wenz و دیگران اخیراً نشان داده‌اند که فیلتراسیون سریع (۱/۵ ساعت پس از جمع‌آوری) پلاکت‌های کنسانتره آلوده‌شده بر رشد و بازیافت تعداد قابل‌توجهی از باکتری‌ها نظیر استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس، استافیلوکوکوس اورئوس، انتروکوکوس فکالیس یا سالمونلا انترایتیدیس ظرف ۳ روز بی‌اثر بوده است.

Brecher و دیگران نیز نشان داده‌اند که فیلتراسیون فاقد تأثیر روی رشد باکتری استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس است.

 

برنامه مراقبت از خون (Hemovigilance) از نظر آلودگی‌های باکتریایی

مراقبت‌های باکتری‌شناسی جزئی از برنامه مراقبت خون (هموویژلانس) است. این نوع مراقبت ممکن است شامل کشت دادن درصدی از فرآورده‌ها جهت تضمین کیفیت باشد، همچنین از خون تمام دریافت‌کنندگانی که واکنش‌های ناشی از تزریق را از خود نشان داده‌اند به‌علاوه باقیمانده اجزای خونی تزریق‌شده به آن‌ها، کشت میکروبی به‌عمل می‌آید و نتایج به‌طور کامل به یک مرکز مشخص گزارش می‌شود.

در فرانسه قانونی وجود دارد که گزارش کردن تمام واکنش‌های انتقال خون را برای یک مرکز الزامی کرده است. برای این منظور در هر بیمارستان فردی در نظر گرفته‌شده که مسئولیتش تهیه و ارسال گزارش‌های استانداردشده در ارتباط با واکنش‌هایی که از نظر شدت و علت عامل درجه‌بندی شده‌اند، است.

با افزایش آگاهی در مورد رخداد واکنش‌های انتقال خون که مرتبط با عوامل میکروبی هستند، برخی از مراکز انتقال خون در فرانسه انجام کشت‌های روزمره را برای فرآورده‌ها پیشنهاد کرده‌اند. انجام چنین کشت‌هایی در فرانسه بر روی تمام واحدهای پلاکتی قبل از انتقال خون صورت می‌گیرد.

برنامه پایش کشوری در انگلستان سیستم گزارش داوطلبانه خطرات مهم و جدی ناشی از انتقال خون را در سال ۱۹۹۶ آغاز کرد و هدف از آن جمع‌آوری گزارش‌های مربوط به ‌شدت واکنش‌های انتقال خون بود. در ایالات متحده آمریکا مطالعات جدی در مورد بررسی آلودگی‌های باکتریایی در سال ۱۹۹۸ به‌وسیله AABB و صلیب سرخ و CDC (مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های عفونی) آغاز گردید.

هدف از مطالعات انجام‌شده در آمریکا در این زمینه، افزایش آگاهی و نشان دادن رخداد آلودگی باکتریایی فرآورده‌های خون از طریق تحقیقات اصولی و استانداردشده و همچنین گزارش واکنش‌های سپتیک مشکوک در بیمارستان‌های ایالات متحده آمریکا است. لازم به ذکر است مطالعات انجام‌شده در آمریکا از اول ژانویه ۱۹۹۸ تا ۳۰ ژوئن ۱۹۹۹ دوازده مورد قطعی و حتمی از سپسیس را بعد از انتقال خون نشان داد که ۵ مورد به‌واسطه تزریق پلاکت‌های پولد، ۶ مورد به‌واسطه تزریق پلاکت فرزیس و ۱ مورد به‌واسطه تزریق واحد گلبول قرمز بود. ۸ مورد از آلودگی فرآورده‌ها ناشی از ارگانیسم گرم مثبت و چهار مورد ناشی از ارگانیسم‌های گرم منفی بود. از ۱۲ مورد سپسیس، سه مورد آن منجر به مرگ گردید که عوامل آلوده‌کننده همگی باکتری‌های گرم منفی بودند.

چندین کشور از جمله کانادا، هلند و آلمان مراقبت‌های خونی از نظر باکتری‌شناسی را به‌طور تصادفی بر روی واحدهای گلبول قرمز و پلاکت انجام می‌دهند. حدوداً ۱% از واحدهای پلاکتی و گلبول قرمز جهت بررسی میکروبی کشت داده می‌شوند. اطلاعات بدست‌آمده از کشت‌های انجام‌شده در کشورهای مختلف نشان می‌دهد میزان آلودگی در حدود ۰/۳ تا ۰/۵% است.

 

مراکز انتقال خون بیمارستانی

هنگامی که یک دریافت‌کننده فرآورده خون، تب ۳۸ درجه سانتی‌گراد یا بیشتر، لرز، تپش قلب، یا افت فشارخون را در طی تزریق خون و یا مدت کوتاهی پس از آن از خود نشان دهد، بهتر است امکان وقوع یک واکنش سپتیک را در نظر گرفت. حالت تهوع، استفراغ، اسهال، راش پوستی و تنگی نفس همچنین ممکن است در طی تزریق خون آلوده به بیمار رخ دهد. در بیماران تحت شرایط بی‌هوشی ممکن است علائمی همچون افت فشارخون و کاهش ادرار و خونریزی مفرط دیده شود.

در صورت شک به یک واکنش سپتیک، تزریق باید متوقف شده و برای بیمار یک رگ جهت اقدامات درمانی باز شود. کیسه خون باید به بانک خون برگردانده شود و از نظر تغییر رنگ، همولیز، لخته و یا آسیب‌دیدگی بررسی گردد. بهتر است یک رنگ‌آمیزی گِرم Gram بر روی باقیمانده اجزای خون انجام شود، اما انجام این تست ممکن است در یک سوم موارد منفی باشد. کشت‌های هوازی و بی‌هوازی از فرآورده‌های باقیمانده نیز بهتر است انجام گردد. محیط کشت نوترین براث درصورتی‌که باقیمانده فرآورده جهت کشت کم باشد به داخل کیسه خون ریخته می‌شود، همچنین بهتر است از دریافت‌کنندگان چنین فرآورده‌های خونی مشکوک نیز کشت خون به‌عمل آید. علائم ایجادشده اغلب غیراختصاصی هستند، بنابراین در مورد یک واکنش شدید تزریق خون بهتر است یک بررسی سرولوژیک جهت کنار گذاشتن واکنش همولیتیک حاد ناشی از یک ناسازگاری ایمونولوژیک انجام شود. برای بیماران با یک واکنش سپتیک شدید، بهتر است قبل از بدست آوردن نتایج کشت، آنتی‌بیوتیک‌های وسیع‌الطیف (مانند ترکیبی از یک آنتی‌بیوتیک بتالاکتام با یک آمینوگلیکوزید) مورد استفاده قرار گیرد. مراقبت‌های خیلی شدید با استفاده از مایعات داخل وریدی و بالابرنده‌های فشارخون در هنگام رخداد یک واکنش سپتیک لازم است.

هنگامی که ارگانیسم مشابهی از اجزای خون و بیمار جدا شود می‌بایستی شناسایی به‌درستی انجام پذیرد. در برخی مطالعات شناسایی ارگانیسم با استفاده از روش‌هایی مانند PCR (Polymerase Chain Reaction) و تست‌های حساسیت آنتی‌بیوتیکی انجام می‌گیرد. تشخیص‌های آزمایشگاهی می‌تواند مشکل باشد، زیرا کشت‌های انجام‌گرفته از یک دریافت‌کننده که آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کند ممکن است منفی باشد و یا کشت‌های انجام‌شده بر روی باقیمانده اجزای خون به‌علت آلودگی بعد از انتقال خون می‌تواند به‌طور کاذب مثبت باشد. در نهایت تهیه‌کنندگان خون به‌محض وقوع هرگونه واکنش سپتیک مشکوک می‌بایستی اطلاع پیدا کنند.

حضور یک ارگانیسم غیرمعمول مانند یرسینیا انتروکولیتیکا یا سودوموناس سپاسیا در یک دریافت‌کننده خون احتمال آلوده بودن تمامی اجزای خون را دربر دارد و می‌بایستی جستجو در این زمینه در دیگر فرآورده‌های خون صورت پذیرد. موارد دیگری از سپتی‌سمی ناشی از ارگانیسم‌های غیرمعمول دیگر مانند سراشیا مرسسنس نیز ضرورت تحقیق را بر روی فرآورده‌های خون آلوده شده و یا سایر موارد بیماری‌زای دیگر می‌طلبد.

 

تأمین‌کنندگان خون

هنگامی که از احتمال بروز یک واکنش سپتیک به دنبال تزریق خون اطلاع حاصل شد، مرکز انتقال خون بایستی تمام فرآورده‌هایی را که از آن خون بدست آمده، جمع‌آوری و کشت دهد و اگر متوجه نقصی در کیسه خون شد، قرنطینه نمودن سایر کیسه‌ها با شماره یکسان (Lot Number) ضروری است. در مورد یک ارگانیسم که جزئی از فلور پوست نیست بهتر است با فرد اهداکننده تماس گرفته شود و از او درباره وجود عفونت قبل و یا به‌طور کوتاهی بعد از اهدای خون سؤال گردد.

مراکز انتقال خون بایستی بیمارستان‌هایی را که واکنش‌های سپتیک انتقال خون را گزارش می‌نمایند، تشویق کنند و چنین واکنش‌هایی برای دفاتر ملی جهت ثبت گزارش شوند. انجام این کار امکان تشخیص طیف کوچکی از عفونت‌ها را خواهد داد؛ به‌عنوان مثال شیوع آلودگی با سراشیا مرسسنس در کشورهای اسکاندیناوی در ارتباط با آلودگی کیسه‌ها، نمونه‌ای از این گزارش‌ها است. تخمین وفور چنین واکنش‌هایی، بخش مهمی از مراقبت‌های پزشکی انتقال خون بوده که به‌منظور بهبود روند سلامت خون تأمین‌شده صورت می‌گیرد.

گزارش‌های مربوط به وجود باکتری‌ها در فرآورده‌های خون، به‌طور آشکار محرک ابداع و توسعه سلسله فعالیت‌ها و اقدامات ایمن‌سازی بیشتر بوده‌اند. پیشرفت‌های مستمر در تمامی ابعاد جمع‌آوری، فرآوری، ذخیره‌سازی و انتقال خون را می‌توان پیش‌بینی نمود. روش‌های ارزان و سریع ردیابی و شناسایی مستقیم احتمالاً مقبولیت سریع کسب خواهند کرد. کاربرد فیلترها را در آینده در راستای حذف آلودگی باکتریایی، اکنون باید تعریف کرد. گزارش‌دهی استانداردشده در یک پروژه نظارت و مراقبت موارد سپسیس مرتبط با آلودگی باکتریایی ممکن است وقوع و دامنه واقعی این مشکل را در طب انتقال خون روشن سازد. در این میان، تلاش‌های مبتکرانه و نوین تحقیقاتی را همچنان باید مورد پشتیبانی مالی قرار داد.

 

غیرفعال‌کردن پاتوژن‌ها

توجه عمده بر سلامت انتقال خون با پیشرفت‌های اساسی در آزمایش‌های غربالگری اهداکنندگان خون در حال توسعه و پیشرفت است، اما هنوز این نگرانی درباره سلامت خون و فرآورده‌های آن وجود دارد. به‌منظور کاهش خطر عفونت ناشی از تزریق خون، آزمایش‌های اختصاصی ویژه‌ای نظیر آزمایش اسیدنوکلئیک برای عوامل پاتوژن معرفی و انتخاب گردیده‌اند. تزریق خون و فرآورده‌های سلولی می‌توانند در انتقال عوامل ویروسی- باکتریایی و پروتوزئرها و ظهور بیماری‌های مرتبط با آن مؤثر باشند.

این مسئله ثابت شده که HCV،HBV، CMV و رتروویروس‌ها از جمله ویروس نقص سیستم ایمنی و HTLV می‌توانند از طریق استفاده از خون و فرآورده‌های سلولی آن منتقل شوند. در نظر گرفتن سایر عوامل پاتوژن مرتبط با تزریق خون نیز حائز اهمیت است؛ به‌عنوان مثال انتقال عفونت‌های پروتوزوئری مانند تریپانوزوم بابزیا از طریق تزریق خون در برخی گزارش‌ها دیده شده است.

علاوه بر عفونت‌های پروتوزئری و ویروسی، آلودگی باکتریایی پلاکت‌ها و گلبول‌های قرمز متراکم نیز به‌عنوان یک معضل در طب انتقال خون مطرح است، به‌طوری که در گزارش‌های متعددی آلودگی واحدهای پلاکتی و گلبول قرمز با عوامل باکتریایی دیده می‌شود. در این راستا عوامل عفونی جدید ممکن است قبل از شناسایی قطعی و مؤثر، گیرندگان خون را مبتلا سازند.

جلوگیری از سرایت بیماری‌های ویروسی که مرتبط با تزریق خون و دیگر اجزاء آن است، بستگی به ارزیابی اهداکنندگان قبل از اهدای خون دارد. این ارزیابی با استفاده از آزمایش‌های سرولوژی برای شناسایی عوامل عفونی پاتوژن شامل HIV I-II ,HTIV I-II ,HCV ,HBV تکمیل می‌شود. غربالگری از نظر وجود CMV (هنگام درخواست فرآورده‌های سرم منفی CMV) عموماً بعد از جمع‌آوری خون انجام می‌شود. علاوه بر بررسی عوامل فوق، سلامت خون از نظر وجود عامل سیفلیس (تری‌پونما ـ پالیدوم) نیز بررسی می‌شود. به‌طور معمول غربالگری خــون به‌منظور بررسی پاروویروس B19، هپاتیت A ، هپاتیت G ، هپاتیت E ، باکتری‌ها و پروتوزئرها انجام نمی‌شود، گرچه انجام چنین کارهایی عموماً باعث کاهش انتقال عوامل عفونی و ویروسی از طریق تزریق خون و دیگر فرآورده‌های خونی می‌گردد.

با وجود تمام تمهیدات درنظر گرفته‌شده، هنوز امکان آلودگی خون و اجزاء آن با عوامل ویروسی وجود دارد، زیرا آزمایش‌های تشخیصی ممکن است در طی فاز پنجره از حساسیت لازم برخوردار نباشند، از طرف دیگر آزمایش‌های مستقیم برای نمایش یک ویروس همچون آزمایش آنتی‌ژن سطـــــحی ویروس هپاتیت بی HBS- Ag یک حساسیت آستانه دارد که موجب می‌گردد فرآورده‌های آلوده گاهی شناسایی نشوند.

میزان سرایت عفونت‌های ویروسی قابل انتقال از طریق تزریق خون و فرآورده‌های خونی برای HCV یک به ۱۰۰/۰۰۰، برای HBV یک به ۶۳/۰۰۰ و برایHIV  یک به ۶۸۰/۰۰۰ گزارش شده‌اند. خطر دریافت اجزای خونی آلوده‌شده با یک ویروس که در مورد آن تست‌های غربالگری انجام شده است ۱ به ۳۴/۰۰۰ اهدای خون است.

گزارش‌ها تخمین زده است که هر تزریق پلاکت، شخص را به‌طور میانگین در معرض دریافت پلاکت از ۵ نفر قرار می‌دهد، بنابراین خطر دریافت یک جزء خونی آلوده‌شده با ویروس در هر تزریق پلاکت ممکن است بیش از یک به ۶۸۰۰ باشد.

آلودگی باکتریایی کنسانتره‌های پلاکتی به‌عنوان یک مشکل عمده هنوز در طب انتقال خون مطرح است. این امر ناشی از نگهداری و ذخیره‌سازی این فرآورده در دمای اتاق ۲۰ تا ۲۴ درجه سانتیگراد به مدت ۵ روز تا زمان مصرف است. منابع آلودگی باکتریایی ممکن است به‌طور مستقیم ناشی از خود اهداکننده یا یک منبع خارجی باشد. در صورت وجود آلودگی اولیه به میزان ناچیز در یک واحد پلاکتی، این عامل می‌تواند بعد از ۵ روز از زمان ذخیره‌سازی تکثیر یابد.

تنوع زیادی از عوامل باکتریایی می‌تواند از بیماران دچار سپتیسمی ناشی از تزریق خون، بر روی محیط‌های کشت جداسازی شوند، با این حال تعداد موارد گزارش‌شده از سپسیس باکتریایی بوجود‌آمده به‌علت تزریق خون بسیار کم است. مطالعات نشان داده است که از ۱۰۲۱۹ تزریق واحدهای پلاکت، ۶ دریافت‌کننده، پاسخ سپتیکی را که ناشی از کثرت آلودگی باکتریایی است از خود نشان دادند (یعنی شیوعی در حدود ۱ به ۱۷۰۰ واحد پلاکتی).

بسط و توسعه روش‌های آزمایش و انجام آن به‌منظور شناسایی عوامل عفونی از نظر منطقی، معقول است اما هزینه انجام چنین آزمایش‌هایی نیز کمی قابل تأمل است؛ به‌عنوان مثال انجام تست‌های اسید نوکلئیک هزینه قابل‌توجهی را به‌همراه دارد. راه‌کار انجام آزمایش به‌منظور بررسی سلامت خون، ارائه یک پاسخ واکنشی reactive را به‌همراه دارد. این در حالی است که پاتوژن‌های جدید ممکن است قبل از آن‌که آزمایش‌های مناسب در مورد آن‌ها طراحی شود، وارد جمعیت اهداکنندگان شود. علاوه بر این موارد، حساسیت تمام روش‌های آزمایشی محدود به حجم خون مورد آزمایش می‌شود.

با این حال استقرار یک روش جدید در جهت بهبود وضعیت سلامت خون و فرآورده‌های قابل تزریق آن، عبارت است از غیرفعال کردن عوامل عفونی احتمالی در فرآورده‌های خون با استفاده از راه‌کارهایی که بدون دست‌کاری و تخریب سلول‌های خون، این عوامل را تحت تأثیر قرار دهد، به‌عنوان مثال، تحت تأثیر قرار دادن اجزای پلاسما با محلول دترجنت که مفید و مؤثر بودن این روش را نشان می‌دهد.

فن‌آوری غیرفعال‌سازی عوامل عفونی احتمالی برای بهبود تهیه خون سالم، کارایی بالایی را معرفی می‌کند که از انجام آزمایش‌های معمول جهت غربالگری خون برتر است. می‌دانیم لوکوسیت‌های اهداکننده با یک سری واکنش‌های متنوع ناخواسته ایمنی با شدت‌های متفاوت، از یک تب بعد از تزریق خون تا واکنش‌های آلوایمونیزاسیون و واکنش پیوند علیه میزبان، مرتبط است. از این رو، فن‌آوریی که تأثیرش بر روی اسید نوکلئیک باشد این قابلیت را برای غیرفعال‌سازی لوکوسیت‌های باقیمانده نیـز دارا بوده، قادر است از طریق متوقف کردن سنتز سایتوکائین‌ها و تکثیر لنفوسیت‌ها و عرضه آنتی‌ژن، سودمند باشد. هرچند تدابیر مختلفی برای کاهش این واکنش‌های ناخواسته ایمنی اتخاذ شده است، با این حال یک راه‌کار بسیار قوی که تأثیرش بر روی اسیدهای نوکلئیک است قادر است از یک سو پاتوژن‌ها را غیرفعال کند و از سوی دیگر این امکان را نیز به‌صورت بالقوه فراهم سازد که همه لوکوسیت‌ها غیرفعال شوند.

در طی سالیان گذشته تعداد زیادی از آزمایشگاه‌ها نتایج تلاش‌های خود را جهت به‌کارگیری فن‌آوری غیرفعال‌سازی پاتوژنی در کنسانتره‌های گلبول قرمز و پلاکت‌ها گزارش کرده‌اند. این تلاش‌ها بر روی روش‌های مختلفی متمرکز شده که چند تای آن‌ها در دست کارآزمایی‌های بالینی هستند.

 

استریلیزاسیون شیمیایی/ افزودنی‌های دارویی

محققین اولیه در مواجهه با مقادیر بالای آلودگی باکتریایی (تا ۵۰ درصد) به بررسی امکان استفاده از افزودنی‌های دارویی پرداخته و کار خود را روی سه عامل باکتریواستاتیک شامل رنگدانه‌های آکریدین، سولفونامیدها و مرتیولات متمرکز ساختند. مواد حاوی جیوه نیز مورد توجه قرار گرفتند. علی‌رغم مطالعات نویدبخش اولیه در زمینه افزودن سولفونیلامید و سایر ترکیبات آن به فرآورده‌های خون، اغلب محققین بر جمع‌آوری آسپتیک خون به‌عنوان اولویت اول اتفاق‌نظر داشتند. مطالعات بعدی انجام‌گرفته در طی دهه ۱۹۵۰ گویای آن بود که تتراسایکلین را می‌توان با اطمینان به اجزای خون بخصوص جهت سرکوبی باکتری‌هایی که در سرما رشد می‌کنند، افزود.

حذف و از میان برداشتن باکتری‌ها، ممکن است یک مزیت غیرقابل‌انتظار از تلاش‌های جاری جهت انجام ویروس‌زدایی FFP با استفاده از روش حلال/ شوینده  S/D باشد. بررسی‌ها روی صلاحیت و کارایی پلاسمای S/D  گویای ایمن بودن این روش است.

دیگر مواد شیمیایی مرتبط از جمله فرمالین تحت بررسی قرار دارند تا اثرات شناخته‌شده ضد باکتریایی آن‌ها که احتمالاً به‌عنوان روش‌های «اضافه کن و حذف کن» معروف هستند، مطالعه شود و بتوان کلیه دغدغه‌های موجود در مورد عوارض سمی آن‌ها را مرتفع نمود. در فضای قوانین و مقررات فعلی، ایمنی و اثربخشی هر ماده افزودنی باید چنان بالا باشد که خطر بروز یک عارضه نادر (آنافیلاکسی دارو و یا واکنش ایدیوسینکراتیک دارو) در مقایسه با خطر نادر بروز آلودگی باکتریایی کمتر باشد.

 

غیرفعال‌سازی گرمایی

در عین حال که به‌کارگیری گرما، بخشی از تولید استاندارد مشتقات پلاسمایی محسوب می‌شود، کاربری آن در اجزای سلولی محدود است. این امر به خاطر اثرات مخرب گرما بر روی سلول خونی قرمز و غشاهای پلاکت در دماهای لازم جهت استریلیزاسیون است.

 

آلودگی‌زدایی فتوشیمیایی یا غیرفعال‌سازی نوری

مجموعه‌ای از روش‌های فتودینامیک که غیرفعال‌کننده ویروس‌ها، باکتری‌ها و پروتوزوئرها می‌باشند درحال توسعه و تکمیل است. پسورالن‌ها Psoralen به اسیدهای نوکلئیک متصل گشته و به‌وسیله قرار گرفتن در معرض نور اولتراویوله A موجب صدمات جبران‌ناپذیری به اسیدهای نوکلئیک و همچنین توقف تکثیر ارگانیسم می‌شوند. کاوشگران اثرات نویدبخشی را از حذف آلودگی ویروسی و باکتریایی به طریق فتوشیمیایی در پلاکت‌های کنسانتره به نمایش گذاشته‌اند. این تلاش‌ها همچنان برای دست‌یابی به دو هدف یعنی حفظ یکدستی و یکپارچگی فرآورده سلولی جهت کاربرد آن در انتقال خون و دیگری آزاد کردن کامل آن از عوامل عفونت‌زا ادامه می‌یابند.

عوارض انتقال خون (۱۹)

اهدای پلاکت

عوامل مداخله‌گر، تداخلات دارویی و مقادیر بحرانی در تست‌های بیوشیمی (۲)

عوارض انتقال خون (۲۰)

برای دانلود فایل pdf  بر روی لینک زیر کلیک کنید

برچسبها
  • استريليزاسيون
  • انتقال عفونت
  • ضدعفوني
  • علی اصغر صفری فرد
  • عوارض انتقال خون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *