بررسی آزمایشگاهی سطوح کورتیزول و اپی‌نفرین در بین افراد با نمره امید و شادکامی بالا و پایین

, happiness,

بررسی آزمایشگاهی سطوح کورتیزول و اپی‌نفرین

در بین افراد با نمره امید و شادکامی بالا و پایین

مراد اعظمی (کارشناس ارشد روان‌شناسی عمومی، دانشجوی کارشناسی ناپیوسته‌ی علوم آزمایشگاهی)

Azami13477@gmail.com

 

چکیده‌:

اکثریت قریب‌ به‌اتفاق پژوهش‌های حوزه‌ روان‌شناسی تا به‌ امروز، حول موضوعات و حالات منفی و نوروتیک روان‌شناختی (مانند افسردگی، اضطراب، وسواس و …) و ارتباط احتمالی آنها با کارکرد سیستم ایمنی بدن، انجام یافته است و توجه‌ به‌ جنبه‌های مثبت دستگاه‌ روانی انسان و رابطه‌ آن با دیگر دستگاه‌های بدن، ازجمله‌ دستگاه‌ ایمنی، کمتر مورد اقبال بوده‌ است. جنبه‌هایی مانند شادکامی، بهزیستی، امید، خوش‌بینی، رضایت از زندگی و … که‌ درمجموع سیمای توانایی‌های بالقوه‌ انسان در سازگاری با محیط، و بطورکلی دستیابی به‌ رفتارهای سلامت‌مدار و زندگی سالم را می‌نمایانند. در تحقیق حاضر، سعی شده‌ است ارتباط دو شاخص عمده‌ و کلیدی روان‌شناسی مثبت‌گرا؛ یعنی امید و شادکامی، با دو‌ شاخص مهم سنجش میزان کارکرد سیستم ایمنی بدن، یعنی اپی‌‌نفرین وکورتیزول، مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور، از پرسشنامه‌ امید اسنایدر جهت سنجش میزان امید، و پرسشنامه‌ آکسفورد جهت سنجش میزان شادکامی، و از روش الیزا برای اندازه‌گیری سطوح اپی‌نفرین، در پلاسمای خون و کورتیزول در سرم خون استفاده‌ شد. در این آزمون، روی ۵۴ شرکت‌کننده، پرسشنامه‌ امید اسنایدر و شادکامی آکسفورد اجرا شد، و در نهایت ۲۰ نفر با میزان امید و شادکامی بالا و ۲۰ نفر با امید و شادکامی پایین انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان قبلاً با معاینات انجام‌یافته، و انجام آزمایشات روتین، و اجرای پرسشنامه‌ سنجش سلامت روانی scl90، از نظر سلامت روانی و جسمانی کنترل گردیدند. اول صبح حدود ساعت هشت، از آنها حدود ده‌ سی‌سی خون اخذ شد تا برای سنجش سطوح اپی‌نفرین و کورتیزول مورد استفاده‌ قرار گیرد. تحلیل نتایج، با توجه‌ به‌ چندمتغیری بودن داده‌ها، به‌ روش تحلیل واریانس چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که‌ افراد دارای امید و شادکامی بالا، به‌طور معناداری دارای میزان کمتری اپی‌نفرین و کورتیزول نسبت به‌ گروه‌ گواه با میزان امید و شادکامی پائین‌ می‌باشند. ‌

کلیدواژه‌ها: امید، شادکامی، اپی‌نفرین، کورتیزول، روان‌شناسی مثبت‌گرا

 

مقدمه‌

در سال‌های اخیر، با گسترش حیطه‌های علوم و دستاوردهای نوین در حوزه‌ی علوم بشری و بسط و توسعه‌ حوزه‌هایی چون پزشکی و روانشناسی و فیزیولوژی و ایمیونولوژی، مرزهای علوم بیشتری بیش از پیش درهم تنیده شده‌ و شاخه‌های نوین بین‌رشته‌ای سر برآوردند. یکی از این شاخه‌های جدید و جوان، اما مشخصاً دارای آینده‌ای درخشان، رشته‌ روان- عصب ایمنی‌شناسی (Psychoneuroimmunology) است. این شاخه‌ (و شاید بتوان گفت علم) تازه‌ سربرآورده، محل تلاقی سه‌ حوزه‌ گسترده‌ی علوم بشری، یعنی روان‌شناسی، عصب‌شناسی، و ایمنی‌شناسی است و بر بررسی نظام‌های روانی، عصبی و ایمنی انسان و تعامل و تأثیر و تأثر این سه‌ سیستم بر یکدیگر و تجلی آن‌ها بر رفتار بشری مداقه‌ و بحث می‌کند. آدر و همکاران (۱۹۹۵) روان- عصب ایمنی‌شناسی را مطالعه‌ی تعامل بین نظام‌های رفتاری، عصبی و غدد درون‌ریز ایمنی دانسته‌اند. روزنهاین و سلیگمن (۱۹۹۸) بر این باورند که‌ (PNI)، شاخصه‌ای از روان‌شناسی سلامت (Health psychology) می‌باشد و موضوعش پرداختن به‌ چگونگی تأثیرحالت ذهنی و رفتار بر دستگاه ‌ایمنی و بیماری‌هاست و اینکه‌ عوامل روان‌شناختی چگونه‌ موجب تغییراتی در سیستم ایمنی می‌گردند. از این راه‌ تفاوت‌های افراد در ابتلا به‌ بیماری‌های عفونی و آلرژیک و بیماری‌های اتوایمیونی چون انواع سرطان‌ها و نهایتاً میزان مرگ ومیر آنها را می‌توان تبیین کرد. نقطه‌ی آغاز پژوهش در حیطه‌ روان- عصب ایمنی‌شناسی، تنش یا تنیدگی می‌باشد (آدر و کوهن، ۱۹۹۵)، اما به‌مرور ارتباط سایر متغیرهای روان‌شناختی با سیستم ایمنی، ازجمله‌ ارتباط شاخص‌های روان‌شناسی سلامت، و یا ویژگی‌های شخصیتی با دستگاه‌ ایمنی بدن موردتوجه‌ محققان واقع شده است. محققان دریافته‌اند که‌ ارتباط بین استرس و سیستم ایمنی، به‌ متغیرهای تعدیل‌گر روان‌شناختی بسیاری ازجمله‌ “صفات شخصیتی”، “سبک‌های مقابله‌ای”، ” ادراک تنیدگی”، “حمایت اجتماعی” و “خلق” بستگی دارد (سگراستروم و همکاران، ۱۹۹۸)، لذا با اشراف به‌ این موضوع، محققان به‌ بررسی شاخص‌های مختلف روان‌شناختی (مانند شادکامی، امید، خوش‌بینی،…) و ایمنی‌شناختی (ازجمله ‌NK سل‌ها و پاسخ تکثیر لنفوسیتی و انواع هورمون‌های سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک مانند کورتیزول، اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین) پرداختند. از جمله‌ این مطالعات، سلسله‌ پژوهش‌های مفصلی است که‌ پرسمن و کوهن (۲۰۰۵) طی یک مقاله‌ مروری به‌ آن‌ها اشاره‌ می‌کنند. این مطالعات، بر اساس دو روش خلق القاشده و خلق طبیعی و عملکرد سیستم ایمنی طراحی و اجرا شده‌اند. قدیمی‌ترین پژوهش این سری مطالعات توسط استون و همکاران (۱۹۸۷)، ابتدا به‌ مطالعه‌ رابطه‌ی خلق طبیعی و عملکرد سیستم ایمنی پرداخته است. در این تحقیق، افزایش روزانه‌ IgA بزاق، با عاطفه‌ مثبت و کاهش روزانه‌ آن با عاطفه منفی بالا همراه‌ بود. درحالی‌که، در تحقیق دیگری، موس و همکاران (۱۹۸۹)، هیچ ارتباطی بین آیتم‌های عاطفه ‌(مثبت و منفی) و NKCC یافت نشد. ایواتر و همکاران (۱۹۹۳)، طی بررسی خود به یافته‌ای کاملاً متفاوت دست یافتند. آنها در یک مانیتورینگ دوهفته‌ای، دریافتندکه‌ سطح IgA بزاقی طی ایام مورد بررسی، در برابر خلق منفی افزایش یافته است. همچنین استون و همکاران (۱۹۹۴)، لوگان و همکاران (۱۹۹۸)، لوت گندورف و همکاران (۲۰۰۱)، کوستاترو و همکاران (۲۰۰۴)، ریف و همکاران (۲۰۰۴)، همگی تقریباً به‌ نتیجه‌ مشابه‌ ارتباط کارکرد بهینه‌ سیستم ایمنی با عاطفه‌ و خلق مثبت بالا، و عاطفه‌ و خلق منفی پایین، دست یافته‌اند. والدیمارس دوتیر و باوب ژرگ (۱۹۹۷)، علاوه‌بر دستیابی به‌ ارتباط عاطفه مثبت با NKCA بالا، و عاطفه‌منفی با NKCA پایین، به‌ این یافته‌ نیز دست پیدا کردند که‌ تعامل معنادار عاطفه‌ مثبت با NKCA بالا، فقط زمانی روی داد که‌ مقداری عاطفه‌ منفی نیز موجود بود. پرسمن وکوهن (۲۰۰۵)، در بررسی دیگری در خصوص مطالعات خلق القاشده‌ و عملکرد ایمنی بدن، به‌مرور یک سری پژوهش دیگر، این بار با خلق القاشده‌ توسط پژوهشگر پرداختند. عمده‌ی این مطالعات نیز، بیشتر میزان متغیر IgA ترشحی را به‌عنوان شاخصی برای سنجش عملکرد سیستم ایمنی بدن، در دو موقعیت خلق مثبت و خلق منفی القاشده‌، مورد پژوهش قرار داده‌اند. SIgA آنتی‌بادیی است که‌ دفاع اولیه‌ سطوح موکوسال را فراهم می‌کند و نقش مهمی را بعنوان دفاع اولیه‌ در مقابل عفونت‌های ویروسی و باکتریایی بازی می‌کند. دیلون و همکاران (۱۹۸۵) (استفاده‌ از فیلم‌های طنز برای القاخلق مثبت)، لبوت و همکاران (۱۹۹۰) (با بکار بردن فیلم‌های غمگین و مضحک برای القا خلق منفی و مثبت)، لامبرت ولامبرت (۱۹۹۵) (اجرای برنامه‌های خنده‌دار برای القا خلق مثبت)، مک کراتی و همکاران (۱۹۹۶) (استفاده‌ از موسیقی آرام و حالت‌های هیجانی مثبت خودالقایی با تشویق و بدون تشویق)، ان جوس و همکاران (۱۹۹۶) (کاربرد نوشتن درباره‌ی فیلم‌های خنده‌دار و منفی و خنثی)، پررا و همکاران (۱۹۹۸) (نمایش فیلم‌های مضحک یا خنثی)، هوکلبریج و همکاران (۲۰۰۰) (مطالعه‌ی اول خوداظهاری تجربه‌ شادی در برابر زندگی گناه‌آلود و مطالعه‌ی دوم استفاده‌ از موسیقی شاد در مقابل موسیقی غمگین)، و هریسون و همکاران (۲۰۰۰) (فیلم‌های القاکننده‌ی هیجان مثبت و خنده)، تقریباً همگی به‌ نتیجه‌ مشترک افزایش میزان ترشح ایمونوگلوبولین آ، به‌عنوان شاخص عملکرد مطلوب دستگاه‌ ایمنی، در موقعیت‌های هیجان مثبت القاشده‌، وعدم افزایش آن در موقعیت‌های خلق منفی القاشده‌ یا خنثی، به‌ معنای عدم تأثیرمثبت در کارکرد سیستم ایمنی بدن، دست یافتند. برک و همکاران (۲۰۰۵) با شاخص قرار دادن IgA,G,M پلاسما،NKCC  و گاما اینترفرون، فوترمن و همکاران (۱۹۹۲) با شاخص‌های سلولی CD56 ,CD57 و زیرگروه‌های TCELLS، میتوچ- ژافه‌ (۱۹۹۵) با سنجش IL-1beta,IL-2,IL-3,IL-6,TNF-alfa، یوشین و همکاران (۱۹۹۶) با اندازه‌گیری نسبت CD4/CD8 و substanceP,IL-6,gamaIFN، زاخاریا و همکاران (۱۹۹۱) با سنجش منوسیت کموتاکسیک، به‌عنوان شاخص‌های کارکرد سیستم  ایمنی، به‌ نتایجی مشابه‌ دست یافتند، گرچه‌ شواهد ثابتی وجود دارد که‌ القا خلق موجب افزایش غلظت SIgA تام می‌شود، نشان می‌دهد که ‌فعال شدن ابعاد هیجان، بیشتر از ظرفیت و قدرت هیجان با افزایش سطوح Ab مرتبط می‌باشد. دیده‌ شده‌ که‌ هیجانات مثبت القاشده‌، تأثیر اندکی بر دیگر پارامترهای ایمیونولوژیک دارند، گرچه‌ این یافته‌ها به‌سختی قابل تفسیرند (پرسمن وکوهن،۲۰۰۵). آخرین توجهات انجام شده‌ در حوزه‌ی سایکونوروایمیونولوژی، چرخش به‌طرف رابطه‌ بین هیجانات و عواطف و غلظت سایتوکین‌ها و نیز هورمون‌های تهییج و تحریک سیستم ایمنی جهت مقابله‌ با عوامل تهدیدکننده‌، از قبیل کورتیزول و‌ کتکول‌آمین‌ها (آدرنالین، نورادرنالین)، در گردش خون محیطی می‌باشد (پرسمن و کوهن، ۲۰۰۵).

با توجه‌ به ‌اینکه‌ اغلب متغیرهای روان‌شناختی مرتبط با عملکرد سیستم ایمنی، جزئی از “شادکامی” و یا “امید” می‌باشند، می‌توان این پرسش را مطرح کرد که‌ آیا “شادکامی” و “امید”با میزان “کورتیزول” سرم خون و”آدرنالین” و”نورآدرنالین” خون، به‌عنوان شاخص‌های عملکرد سیستم ایمنی، ارتباط دارند یا نه‌، لذا در این پژوهش احتمال ارتباط بین متغیرهای روان‌شناختی سلامت (شادکامی و امید)، با شاخص‌های عملکرد سیستم ایمنی بدن (کورتیزول، اپی‌نفرین) مورد بررسی قرار گرفته‌ است.

 

روش، ابزار و مقیاس‌های پژوهش

مشارکت‌کنندگان این پژوهش، چهل نفر از کارمندان و کارکنان اداری و بالینی بیمارستان نبی‌اکرم شهرستان اشنویه‌ بودند، با میانگین سنی ۳۵ سال (محدوده‌ ۳۵- ۲۵) که‌ در سال ۱۳۹۰ در این بیمارستان شاغل بودند. برای انتخاب گروه‌ نمونه‌، ابتدا پرسشنامه‌های”‌شادکامی آکسفورد” و” امید اسنایدر” بر روی آنها اجرا شد. قبل از آن پرسشنامه‌ SCL90-R، جهت سنجش و پایش اختلالات احتمالی روانی و جسمانی، دریک گروه‌ هشتاد نفری از کارکنان اجرا گردید. همچنین، تست‌های روتین سنجش سلامت نیز بر روی نمونه‌ی خون آنها انجام شد و مشارکت‌کنندگان دارای اختلالات روانی (از قبیل افسردگی، اضطراب، وسواس، فوبیا،…) و جسمانی (مانند اختلالات قلبی عروقی، دستگاه‌ تنفسی، هورمونی، …)، از چرخه‌ پژوهش حذف گردیدند و دست‌آخر چهل نفر که فاقد اختلالات مذکور بودند، انتخاب، و در دو گروه‌ امید و شادکامی بالا و پایین قرار داده‌ شدند، تا ازنظر فاکتورهای سنجش کارکرد سیستم ایمنی با هم مقایسه‌ گردند.

 

پرسشنامه‌ شادکامی آکسفورد:

این پرسشنامه‌، در سال ۱۹۸۹ به‌وسیله‌ی” ارجیل” و”لو” طراحی شده‌ است. این آزمون، در حقیقت از روی آزمون افسردگی” بک” که‌ یکی از موفق‌ترین مقیاس‌های افسردگی است، الگوبرداری شده است؛ بدین طریق که‌ سؤالات آزمون “بک”، به‌صورت معکوس ارائه‌ می‌شود. مثلاً نخستین ماده‌ی آزمون بک پس از معکوس شدن به‌ این شکل درمی‌آید: احساس خوشحالی نمی‌کنم، تاحدی احساس خوشحالی می‌کنم، بسیار خوشحالم و فوق‌العاده‌ خوشحالم. بدین ترتیب ۲۱ ماده‌ تهیه‌ شد، سپس ۱۱ ماده‌ به‌ آن‌ها افزوده‌ شد تا سایر جنبه‌های شادکامی را دربرگیرند. آرجیل و همکاران، ضریب آلفای ۰/۹۰ را با ۱۳۴۷ آزمودنی، فارنهایم و بروینگ (۱۹۹۰)، آلفای ۰/۸۷ را با ۱۰۱ آزمودنی، و نور (۱۹۹۳) با فرم کوتاه‌، آلفای ۰/۸۴ را با ۸۰ آزمودنی بدست آورده‌اند. در بررسی فرانسیس و همکاران (۱۹۹۸) آلفای کرونباخ ۰/۹۲ بدست آمده‌ است (علی‌پور و نوربالا،۱۳۷۸). برای بررسی روایی این پرسشنامه از قضاوت دوستان و آزمودنی‌ها استفاده‌ شده‌ که‌ همبستگی قابل‌قبول بدست آمده است (آرجیل و همکاران، ۱۹۸۹). علی پور و نوربالا (۱۳۷۸)، آلفای کرونباخ ۰/۹۲ و اعتبار بازآزمایی پس از سه‌ هفته ۰/۷۹ بود. تحلیل عاملی به‌ استخراج ۵ عامل منجر شد که‌ مجموعاً ۵۷/۱ درصد از واریانس کل را تبیین می‌کنند.

 

پرسشنامه‌ امید اسنایدر:

لوین و اسنایدر (۲۰۰۳، به‌ نقل ازگرنروت، ۲۰۰۸)، امید را به‌عنوان یکی از منابع تاب‌آوری در نظر می‌گیرند که‌ در زمان‌هایی که‌ فرد دچار استرس می‌شود، می‌تواند تأثیر مثبتی بر سلامت و بهزیستی فرد داشته باشد. نیروی بنیادی امید با حل موفقیت‌آمیز بحران اعتماد در برابر بی‌اعتمادی در طول مرحله‌ حسی- حرکتی شکل می‌گیرد (شولتز،۱۳۸۶). اسنایدر (۱۹۹۴،۲۰۰۰) درباره‌ چگونگی رشد امید بیان کرد؛ افرادی که‌ در دوره‌ی کودکی پیوند نزدیکی حداقل با یک فرد (مراقبت‌کننده) به‌ وجود آورده‌ و این دلبستگی را با دیگران تداوم داده‌اند، امید بالایی دارند و در بزرگسالی این دلبستگی ایمن در شکل‌گیری اهداف کمک‌کننده است و منبعی از انگیزش را برای فرد فراهم می‌کند، بنابراین فرد می‌تواند با ادراک مثبتی از حمایت اجتماعی و امید بالا، با منابع تنش مواجه‌ شود که‌ این امر منجر به ‌سلامتی روانی در فرد می‌شود و این بهزیستی روان‌شناختی، واکنشی برای تسهیل‌سازی و تعقیب و جهت‌دهی آینده‌ است (شوری و اسنایدر، ۲۰۰۳).

مقیاس امید بزرگسالان یک پرسشنامه‌ی خودگزارشی شامل ۱۲ سؤال است که‌ توسط اسنایدر در سال ۱۹۹۱ ساخته‌ و ویژگی روان‌سنجی آن تأیید شد (اسنایدر، ایلاردی، چیونز، میشل، یامهور و سیمسون، ۲۰۰۲). این مقیاس برای سنین ۱۵ سال به بالا طراحی شده ‌و شامل دو خرده‌ مقیاس گذرگاه ‌و انگیزش است. در پژوهشی که‌ توسط گلزاری (۱۳۸۶)، در مورد ۶۶۰ دانش‌آموز دختر در استان تهران انجام شد، پایایی مقیاس اسنایدر با روش همسانی درونی بررسی و ضریب آلفای کرونباخ ۸۹% شد (به‌ نقل از بیجاری، قنبری هاشم‌آبادی، آقامحمدیان شعرباف و همایی شاندیز، ۱۳۸۸). به‌منظور بررسی مقدماتی روایی و پایایی این پرسشنامه‌، علاءالدینی، کجباف، و مولوی (۱۳۸۶) آن را در مورد۶۰ نفر از دانشجویان دانشگاه‌ اصفهان اجرا کردند. نتایج حاکی از آن است که‌ این پرسشنامه‌ دارای همسانی درونی آلفای ۶۸% بود. همچنین وجود همبستگی معنادار بین این پرسشنامه‌ با عاطفه‌ی مثبت ۴۶% و خوش‌بینی ۶۴% مبین اعتبار همزمان آن است. مطالعات متعددی از پایایی درونی مقیاس امید حمایت کرده‌اند (اسنایدر و همکاران، ۲۰۰۲).

پرسشنامه‌ سنجش سلامت روانی SCL90:

یکی از پراستفاده‌ترین ابزار تشخیص، آزمون SCL90 است. این آزمون شامل ۹۰ سؤال برای ارزشیابی علائم روانی است و به‌وسیله‌ی مراجع گزارش می‌شود و اولین بار برای نشان دادن جنبه‌های روان‌شناختی بیماران جسمی و روانی طرح‌ریزی گردید. با استفاده‌ از این آزمون می‌توان افراد سالم را از افراد بیمار تشخیص داد. این آزمون توسط دروگاتیس و همکاران در سال ۱۹۷۳ معرفی شد و بر اساس تجربیات بالینی و تجزیه‌وتحلیل‌های روان‌سنجی، مورد تجدیدنظر قرار گرفت و فرم نهایی آن در سال ۱۹۷۶ تهیه‌ گردید. دروگاتیس، ریکلز و راک (۱۹۷۶) اعتبار درونی این آزمون را با استفاده از ضریب آلفا رضایت‌بخش گزارش کرده‌اند. هریک از سؤال‌های آزمون از یک طیف ۵ درجه‌ای میزان ناراحتی که‌ از نمره صفر”هیچ” تا چهار” به‌شدت” می‌باشد تشکیل شده است. نمره‌های بدست آمده از SCL90، بیانگر ۹ بُعد از نشانه‌های بیماری و ۳ شاخص کلی است. آزمون SCL90 در گروه‌های بسیاری با موفقیت بکار رفته است. این آزمون در مورد معتادین به‌ الکل، ناتوانی‌های جنسی، بیماران سرطانی، مبتلایان به‌ نارسایی قلبی با ناراحتی‌های شدید جسمی و دانشجویانی که‌ راهنمایی و مشاوره‌ لازم دارند و یا به‌‌عنوان یک ابزار سرندی و تشخیصی بکاررفته است.

 

    آزمایش ELISA جهت سنجش کورتیزول سرم و اپی‌نفرین پلاسما:

این آزمون، به‌ روش ایمیونواسی آنزیم، برای تعیین مقدار کمی تشخیص آزمایشگاهی کورتیزول در سرم و اپی‌نفرین در پلاسمای انسان می‌باشد.

کورتیزول، کورتیکواستروئید اصلی مترشحه‌ی انسان از بخش قشری غده‌ی فوق کلیوی (آدرنال) می‌باشد. این هورمون استروئیدی، وزن مولکولی‌ای به‌ میزان ۵/۳۶۳ دالتون، در اکثر موقعیت‌های فیزیولوژیکی دارد. درمیان محصولات بخش قشری غده‌ی آدرنال انسان، فقط کورتیزول در تنظیم آزادسازی ACTH درگیر است. چنانکه‌ سطح کورتیزول آزاد (غیرمتصل به‌ پروتئین) خون افزایش یابد، آزادسازی ACTH طی فیدبک منفی مهار می‌شود؛ برعکس، اگر سطح کورتیزول زیر نرمال باشد، فیدبک منفی کاهش یافته‌، سطح ACTH پائین آمده و بخش قشری غده فوق‌کلیوی، کورتیزول ترشح می‌کند تازمانی که‌ میزان آن در خون به‌ سطح طبیعی برسد. آزادسازی ACTH، تحت کنترل هورمون CRH (هورمون آزادسازی کورتیکوتروپین هیپوتالمیک) است. سیستم فیدبک منفی شامل کورتیزول، توسط سطوح تیروئید و هیپوتالمیک شناسایی شده است.

به‌صورت نرمال، در طی مدت روز سطح کورتیزول در نوسان است. بالاترین سطح آن در طی صبح و پائین‌ترین سطح آن در شب است. اطلاعات مفید موقعی بدست می‌آید که‌ نمونه‌ خون جهت سنجش کورتیزول، رأس ساعت ۸ صبح جمع‌آوری شود.

 

اثرات بیولوژیکی اصلی کورتیزول، عبارتند از:

توسعه‌ گلوکوژنسیز، محو گلیکوژن کبدی، افزایش غلظت گلوکز خون هنگامی‌که‌ کاربرد کربوهیدرات‌ها کاهش می‌یابد و اثر متابولیسم چربی‌ها و عمل ضدالتهابی.

 

سنجش کورتیزول ابزار مفیدی است برای ارزیابی ناهنجاری‌های تولید گلوکوکورتیکوئیدها، از قبیل:

سندرم کوشینگ (هایپرکورتیزولیسم)، بیماری آدیسون یا بی‌کفایتی اولیه‌ آدرنال (هایپوکورتیزولیسم). در موارد بسیاری، اجرای آزمون‌های داینامیک ضروری است (سرکوبی یا تحریک)، براساس تمرکز در یکی از سه‌ سطح اصلی (به‌عنوان مثال، آدرنال، تیروئید، هیپوتالاموس).

 

اصول آزمون:

سنجش کورتیزول

کیت ELISA کورتیزول، یک روش سنجش ایمیونوسوربنت متصل به آنزیم فاز جامد است، برپایه‌ی اصل رقابت در اتصال. چاهک‌های میکروتیتر، با آنتی‌بادی‌های دارای جایگاه‌های اتصال مستقیم با آنتی‌ژن‌های مستقر بر روی مولکول کورتیزول، پوشیده است. نمونه‌ی کورتیزول درونزاد بیمار با کورتیزول پراکسیداز کانجوگیت (ریشه‌ی خردل) برای اتصال با آنتی‌بادی کوت‌شده‌ رقابت می‌کند. بعد از انکوباسیون، کانجوگه‌های غیرمتصل شسته‌ می‌شوند. میزان پراکسیداز کانجوگه‌ی متصل شده‌، نسبت معکوس دارد با غلظت کورتیزول در نمونه‌ی بیمار. بعد از افزودن محلول سوبسترا، شدت رنگ پدیدآمده، با غلظت کورتیزول نمونه‌ی بیمار، نسبت عکس خواهد داشت.

 

سنجش اپی‌نفرین:

این روش جهت سنجش کمی آدرنالین (اپی‌نفرین) در پلاسما و ادرار به‌ روش (آنزیم ایمیونواسی) ساخته و طراحی شده است و صرفاً برای تشخیص آزمایشگاهی می‌باشد. اپی‌نفرین، توسط ژل اختصاصی Cis-diol، استخراج شده ‌و سپس به‌روش آنزیماتیک جدا می‌شود. کیت رقابتیELISA ، از طرح‌بندی پلیت میکروتیتر سود می‌برد. آنتی‌ژن، به فاز جامد پلیت میکروتیتر متصل می‌شود.

نمونه‌ها و کنترل و استانداردها، و آنالیت‌های باند‌شده‌ی فاز جامد، در متصل شدن به‌ تعداد مشخصی از جایگاه‌های اتصال آنتی‌سرم رقابت می‌کنند. بعد از اینکه‌ سیستم به‌ تعادل رسید، آنتی‌ژن آزاد و ترکیب آنتی‌ژن آنتی‌سرم آزاد، توسط فرآیند شستشو، خارج می‌شوند. آنتی‌بادی متصل‌شده‌ در مرحله‌ی جامد، توسط کانجوگه‌ی آنتی‌ربیت IG پراکسیداز و با استفاده‌ از TMB به‌عنوان سوبسترا، اندازه‌گیری می‌شود. واکنش در طول‌موج ۴۵۰ نانومتر بررسی می‌شود.

مقدار اپی‌نفرین نمونه‌ی مورد آزمایش، با مقایسه‌ی میزان جذب آن با نمودار مرجع بدست آمده‌ توسط غلظت استاندارد حاصل می‌شود.

 

مقادیر مرجع عبارتند از:

اپی‌نفرین (آدرنالین) پلاسما: کمتر از pg/ml100

 

نتایج:

همان‌گونه‌ که‌ در جدول شماره‌ یک ملاحظه‌ می‌شود، میانگین دو شاخص امید و شادکامی در دو گروه‌ به‌ ظاهر با هم متفاوت است، اما این تفاوت‌های ظاهری باید از لحاظ آماری مورد بررسی قرار گیرد. ازآنجاکه‌ در این مطالعه‌ چندین متغیر وابسته‌ وجود دارد، نتایج با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.

 

گروه‌ شاخص‌ها شاخص‌های ایمنی میانگین انحراف معیار

امید بالا

N=20

کورتیزول ۱۷۴٫۶ ۸۰٫۸
آدرنالین ۶٫۶

۴٫۳۶

     

امید پائین

N=20

کورتیزول ۲۷۴ ۱۳۱
آدرنالین ۱۹٫۱

۱۳٫۷

     

 

 

گروه‌ شاخص‌ها

شاخص‌های ایمنی میانگین انحراف معیار

شادکامی زیاد

N=20

کورتیزول ۱۷۴٫۶ ۸۰٫۸
آدرنالین ۶٫۶

۴٫۳۶

     

شادکامی کم

N=20

کورتیزول

۲۷۴ ۱۳۱
آدرنالین ۱۹٫۱

۱۳٫۷

   

     

 

بحث و نتیجه‌گیری

همانطور که ‌ملاحظه‌گردید فرضیه ‌فزونی عملکرد نظام ایمنی در گروه‌ دارای “شادکامی” و” امید” نسبت به‌ گروه‌ با “شادکامی” و”امید” پائین، به‌صورت کلی تأئید شد. هرچند این پژوهش نو و بدیع است، اما پژوهش‌های قبلی محققان نیز به‌ نحوی مؤید یافته‌های این تحقیق است. از جمله‌ پژوهش “سگراستروم” و همکاران (۱۹۹۸) نشان داده است که‌ افراد خوشبین به‌واسطه‌ خلق بالا ایمنی بهتری دارند. همچنین پژوهشگران مختلف ازجمله‌ “فاترمن” و همکاران (۱۹۹۲)، “کوهم” و “هربرت”(۱۹۹۶)، “استون” و همکاران (۱۹۷۸ و ۱۹۹۴)، نشان داده‌اند که‌ خلق مثبت با عملکرد نظام ایمنی بهتر ارتباط داشته باشد. بر همین اساس پژوهش “لف کورت” و همکاران (۱۹۹۰) نشان داده است که‌ شوخ‌طبعی و ادراک شوخی با تغییرات ایمنی ارتباط دارند، از طرف دیگر پژوهش‌های محققان دیگر ازجمله‌ پژوهش “توتمن” (۱۹۸۰) نشان داده‌ است که‌ عفونت‌های ویروسی درون‌گرایان سرماخورده‌ بیشتر از برونگرایان سرماخورده‌ است و درواقع عملکرد نظام ایمنی برونگرایان بهتر از درونگرایان است. پژوهش‌های محققان از جمله‌ “آرجیل”(۱۹۹۰) نشان داده‌ است که برونگرایی بهترین پیش‌بینی‌کننده‌ امید و شادکامی است. ازآنجاکه‌ شادکامی نقطه‌ی مقابل افسردگی است و پژوهش‌های زیادی نشان داده است که‌ افسردگی با ضعف ایمنی ارتباط دارد، لذا فقدان آن می‌تواند ضعف ایمنی را از بین ببرد و وجود خلق مثبت بر عملکرد بهتر ایمنی می‌افزاید.

با توجه‌ به‌ اهمیت دو‌ شاخص کورتیزول و اپی‌نفرین در ایمنی‌شناسی، یافته‌های این پژوهش در روانشناسی سلامت و برای پیشگیری از بیماری‌ها اهمیت زایدالوصفی دارند.

پژوهشگرانی که به‌ موضوع این تحقیق علاقه‌مندند می‌توانند تـأثیر شادکامی و امید را بر چگونگی مواجهه‌ با تنیدگی ازجمله‌”تنیدگی امتحان”و تأثیر این تنیدگی‌ها را بر ایمنی افراد دارای شادکامی و امید زیاد و کم و تأثیر این سبک‌ها را بر ایمنی آنان مطالعه‌ کنند.

 

منابع:

  1. barak,yuram;hope,happiness&immune system,israiel,urasslam university(2010).
  2. alphonsus o.obayowana,MD,and Ann l.carter,PHD,Silver spring,Maryland,and Washington,DC, THE ANATOMY OF HOPE(1982).
  3. Tony w.buchanan,William R.lovallo, Enhanced memory for emotional material following stress level cortisol treatment in humans,university of Oklahoma health sciences centre,ok,73104,USA
  4. Sonia j.lupien,Mony de leonS de santi,Antonio convit,…,cortisol levels during human aging predict hippocampal atrophy and memory defitis,Nature american(1998).
  5. Michele M.tugade,Barbara L.fredrickson,and lisa Feldman barrett. Psychological resilience and positive emotional granularity:Examining the benefits pf positive emotions on coping and health.department ofpsychology,vassar college,124 raymond ave,Poughkeepsie,12604 (2004) .
  6. Lyumirsky,S Sheldon, KM Schkade,D. Pursuing happiness: the architecture of sustainable change. University of California(2005).
  7. Mangels,Daniel.The science ofHappiness.berkeley scientific journal,office of undergraduate research,nc Berkely (2009) .
  8. Lazarus R.S, From psychological stress of the Emotions: A history of changing outlooks. Department of psychology,university of California 94720 (1993).
  9. Elissa Epel,Rachel lapidus,Bruce Mc Ewan,Kelly Brownell. A laboratory study of stress induced cortisol and eating behavior (2001) .
  10. Rachel yehuda,Phd,Steven M.southwick,M.D,Joun H.krystal,M.D, Douglas Bremner,M.D, Dennis s.charney, M.D, and Johan w.mason,M.D. Enhanced suppression of cortisole following dexamethasone administration in posttraumatic stress disorder (1993) .
  11. Barak yuram,hope, happiness &immune system, urasslim university
  12. نجمه‌، حمید. بررسی رابطه‌ نگرش مذهبی با سلامت روانی و عملکرد سیستم ایمنی بدن (سلول‌های تی کمکی، انهدامی و سلول‌های ضدسرطان NK)، مطالعات روان‌شناختی، دانشکده‌ علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه‌ الزهرا، ۱۳۸۸
  13. علاءالدینی، زهره‌. کجباف، محمدباقر. مولودی، حسین. بررسی اثربخشی امید درمانی گروهی بر میزان امید و سلامت روانی. ۱۳۸۷
  14. بیجاری، هانیه‌. علی قنبری هاشم‌آبادی، بهرام. آقامحمدیان شعرباف، حمیدرضا. همایی شاندیز، فاطمه‌. بررسی اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی بر افزایش میزان امید به‌ زندگی زنان مبتلا به‌ سرطان پستان. ۱۳۸۸
  15. امیدیان، مرتضی. بررسی وضعیت سلامت عمومی و شادکامی در دانشجویان دانشگاه‌ یزد. ۱۳۸۶
  16. کشاورز، امیر. مولوی، حسین. یارمحمدیان، احمد. بررسی رابطه‌ بین شادکامی با سرزندگی، جزمیت- انعطاف پذیری و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی در مردم شهر اصفهان. ۱۳۸۴

Abstract:

The relationship between cortisol and epinephrine plasma levels with hope and happiness.”

morad azami(General Psychology)
Morad_azami@yahoo.com
Dr. Ali issazadgan
(Education and Psychology Department, University of Urmia)

ali_issazadeg@yahoo.com
Review:
The vast majority of research pans Psychology Today, themes and now negative and neurotic psychological (eg, depression, anxiety, OCD, etc.), their possible relationship with the functioning of the immune system, was performed, and attention to the positive aspects of the human psyche, and its relationship with other body systems, including the immune system, was less fortunate. In this study, we have tried to communicate two key indicators of positive psychology-oriented, with the hope and happiness are two important indicators measure the immune system functioning, ie, epinephrine and cortisol are examined. For this purpose, a questionnaire measure of hope Snyder Memorial, Oxford questionnaire to measure happiness, and from ELISA to measure the levels of epinephrine in plasma and serum cortisol were used. In this test, the 54 participants, and the Oxford Happiness Questionnaire conducted at Snyder Memorial, finally 20 patients with high levels of hope and happiness, and 20 people were down with hope and happiness. Examinations conducted with participants before, doing routine testing, and implementation of mental health assessment questionnaire scl90, the mental and physical health were controlled. One morning about eight o’clock, ten cc of blood was taken to measure the levels of cortisol and epinephrine, should be used. Analysis of the results, taking into account multivariate nature of the data was performed using MANOVA.

Keywords: hope, happiness, epinephrine, cortisol, positive psychology oriented

اختلالات غده آدرنال (۱) سندرم کوشینگ

اختلالات غده آدرنال (۴) فئوکروموسیتوما

پژوهش و خانواده در مقابل یکدیگر ایستاده‌اند!

برای دانلود فایل pdf  بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

برچسبها
  • اپی‌نفرین
  • روان‌شناسی مثبت‌گرا
  • شادکامی
  • کورتیزول
  • مراد اعظمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *