مروری بر تاریخچه آزمایشگاه رفرانس در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷

مروری بر تاریخچه آزمایشگاه رفرانس در سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷

دکتر اکبر ملک پور

مقدمه

ما در مقابل تاریخ ایستاده‌ایم، تاریخ از پس هر تاریکی‌، روشنی‌ و از پس هر نابخردی‌، ‌حقایق را افشاء می‌کند. با تاریخ نمی‌شود شوخی کرد، دروغ گفت و خودستائی کرد. تاریخ آئینه تمام‌نمای حقایقی است که بدون هیچگونه پرده پوشی آنها را افشا می‌کند. گاهی تاریخ به زمان احتیاج دارد و انتشار درستی‌ها به این زمان سرعت می‌بخشند. بشر تاریخ را می‌سازد و تاریخ بشر را محک می‌زند.

سال‌های گذشته در نشریات مختلف آزمایشگاهی و غیر آزمایشگاهی درباره تاریخچه ظهور آزمایشگاه‌های بالینی، اداره کل آزمایشگاه‌ها و آزمایشگاه رفرانس در ایران مطالبی نوشته شد. در بیشتر این نوشته‌ها صحبت از ظهور و افول آزمایشگاه رفرانس شده و هر کدام دلیل و یا دلایلی برای آن برشمردند. بر اساس این نوشته‌ها، دو و یا سه بار آزمایشگاه رفرانس تأسیس و تعطیل شد. بار اول در زمان شروع انقلاب مردمی و بار دوم و سوم بعد از انقلاب که سرانجام به تأسیس آزمایشگاه جامع سلامت منجر گردید. در اینجا سعی شده است که به مرحله اول فعالیت و تعطیل آزمایشگاه در سال ۱۳۵۳ (۱۹۷۴) تا سال ۱۳۵۶ (۱۹۷۸)، ۴ سال قبل از انقلاب توجه شود. در این دوره چهار ساله ضمن بیان پیشرفت‌های علمی و فنی آزمایشگاه در پیشبرد و ارتقاء ‌کیفیت آزمایشگاه‌های کشور، علل افول آن نیز یادآوری شود. تا تاریخ از این نور مختصر قدری روشن‌تر شده و افق وسیع‌تری برای بازنویسان تاریخ آزمایشگاه رفرانس فراهم آورد.

تأسیس آزمایشگاه رفرانس

در سال ۱۳۱۵ برای اولین بار یک آزمایشگاه بالینی بنام آزمایشگاه فنی مرکزی در خیابان ناصرخسرو جنب دارالفنون تشکیل شد که ریاست آن به عهده دکتر حسین مشعوف بود که بوسیله او و چند همکار متخصص آزمایشگاهی اداره می‌شد.(۱) پس از چندی آقای دکتر ذوالریاستین به ریاست این آ‌زمایشگاه منصوب شد و سرانجام پس از ادغام بخش‌های مختلف آزمایشگاه، اداره کل آزمایشگاه‌ها در سال ۱۳۴۲ تشکیل و آقای دکتر یداله ظفری به مدیر کلی این اداره منصوب شدند. طرح تشکیلاتی، حدود وظائف و نوع وظائف این اداره کل و آزمایشگاه‌های تابعه با کمک آقایان دکتر ظفری، دکتر ذوالریاستین، دکتر ظریفی و دکتر محرابیان تهیه شد. یکی از آزمایشگاه‌های تابعه آزمایشگاه ‌تشخیص طبی آزمایشگاهی بود که بنام آزمایشگاه رفرانس شروع به فعالیت نمود.(۱)

پاورقی۱-نشریه سراسری نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران، ویژه‌نامه فروردین ماه ۹۱

اداره کل آزمایشگاه‌ها

این اداره از آزمایشگاه‌های رفرانس، کنترل مواد دارو، کنترل مواد خوراکی و آشامیدنی، کنترل محیط زیست و کنترل مواد الکلی تشکیل شد که آزمایشگاه رفرانس تحت ریاست آقای دکتر ظریفی شروع به فعالیت نمود.

وظائف آزمایشگاه رفرانس

وظائف آزمایشگاه رفرانس همانطور که از اسمش پیداست، رفرانس آزمایشگاه‌های کشور بوده که در بیشتر کشورهای جهان بنام‌های مختلف وجود دارد. این آزمایشگاه بازوی علمی، فنی و کنترل کیفیت آزمایشگاه‌های بالینی ‌در کشور می‌باشد. آزمایشگاه رفرانس باید پیشقراول ارزیابی کیت‌ها،‌ راکتیوها، استانداردها، وسایل آزمایشگاهی و غیره مملکت باشد تا کیفیت آزمایش‌ها در سطح عالی انجام شود.

استاندارد کردن روش‌ها و وسایل آزمایشگاهی و بررسی داده‌های کارخانجات سازنده از دیگر وظائف مهم آزمایشگاه رفرانس می‌باشد. همچنین آزمایشگاه رفرانس در موضوع اپیدمیولژی نقش مهمی داشته و باید به موقع و سرعت علت و یا علل پیدایش اپیدمی را یافته و با کمک مقامات کشوری از گسترش آلودگی جلوگیری نماید.

آزمایشگاه رفرانس باید از نظر آموزشی بخصوص در مورد برنامه‌های کنترل کیفیت آزمایشگاهی برنامه مشخص داشته و با تهیه چک لیست‌های قابل قبول، ممیزی آزمایشگاه‌ها را آسان سازد.

سرانجام آزمایشگاه رفرانس باید در حد بهترین آزمایشگاه‌های کشور از کادر علمی و فنی به روز برخوردار بوده و با ارگان‌های بین‌المللی مشابه در تماس دائم باشد و دولت را در تصویب قوانین مربوط به آزمایشگاه‌های بالینی با ارائه طرح‌های علمی و قابل اجرا کمک کند. باید با سازمان‌ها و آزمایشگاه‌های رفرانس کشورهای دیگر، سازمان بهداشت جهانی و ISO در ارتباط دائم باشد.

بخش‌های مختلف آزمایشگاه رفرانس و سرپرست آنها

قبل از ریاست اینجانب آزمایشگاه رفرانس از بخش‌های زیر که تحت نظر متخصصین آزمایشگاهی اداره می‌شد تشکیل شده بود:

  • بخش کنترل مواد بیولوژیک به سرپرستی آقای دکتر ابراهیم تهمتنی (معاون مدیر کل)
  • باکتریولژی عمومی به سرپرستی خانم دکتر توران زیرک‌زاده
  • بخش کلرا به سرپرستی خانم دکتر رحمان زاده
  • بخش انتروباکتریاسه به سرپرستی آقای دکتر منصور شفیع
  • بخش سل به سرپرستی خانم دکتر ژاله مصطفوی
  • بخش بروسلا به سرپرستی آقای دکتر حمید اعتمادی
  • بخش بیوشیمی به سرپرستی آقای دکتر محمود کریمی
  • بخش انگل شناسی به سرپرستی خانم دکتر نزهت قائم مقامی
  • بخش قارچ شناسی به سرپرستی خانم دکتر فائزه زمردی
  • بخش سرم شناسی به سرپرستی خانم دکتر فرنگیس واعظ زاده
  • بخش مواد مخدر به سرپرستی خانم دکتر درخشنده احدزاده
  • بخش خون شناسی به سرپرستی آقای دکتر شایسته اعلم
  • بخش ویروس شناسی به سرپرستی دکتر بالاسانیان
  • بخش سیتوژنتیک به سرپرستی آقای دکتر محسن آغداشلو
  • بخش آسیب شناسی به سرپرستی آقای دکتر مهدی مقیمی و آقای دکتر محمد قائمی
  • بخش اداری

در آن زمان بخش کنترل کیفیت وجود نداشت و تا پایان کار آزمایشگاه رفرانس به ساختار آن اضافه نشد. اجرای برنامه کنترل کیفیت هر بخش به عهده مسئول همان بخش بوده و سرکار خانم دکتر شهره ارشادی مسئول اجرای این برنامه در بخش‌ها بوده و در تهیه چک لیست‌ها و تنظیم شناسنامه آزمایشگاه‌های کشور و چاپ و انتشار نشریات به من کمک می‌نمودند. ضمناً ایشان در جلسات کمیته ملی کنترل کیفیت آزمایشگاه‌های کشور نیز شرکت نموده تا در جریان کلیه فعالیت‌های مربوط به کنترل کیفیت قرار داشته باشند.

پایگاه آزمایشگاه رفرانس در جامعه آزمایشگاهیان ایران

تأسیس آزمایشگاه رفرانس یک واقعه تاریخی و جهش علمی بزرگ برای آزمایشگاه‌های کشور بود. در زمانی که کشورهای همسایه و حتی بعضی از کشورهای اروپایی فاقد یک مرکز علمی، فنی و قانونی آزمایشگاهی بودند ایران به کمک افرادی که به آینده و سعادت کشور می‌اندیشیدند این آزمایشگاه را بوجود آوردند. بنیانگذاران این آزمایشگاه آقایان دکتر ظریفی و دکتر تهمتنی (معاون مدیر کل) ‌بودند که با همکاری دکتر ظفری (مدیر کل وقت) و روساء‌ بخش‌های مختلف آزمایشگاه رفرانس این امر مهم را به پایان بردند. اهمیت علمی و فنی تأسیس آزمایشگاه رفرانس باعث جلب استادان و پیشکسوتان آزمایشگاهیان کشور نظیر آقای دکتر ذوالریاستین، ‌دکتر بلاغی، دکتر حبیبی، دکتر آژیر،‌دکتر گاگیک، دکتر آقا ابراهیم، دکتر نظر، دکتر هدایت، ‌دکتر پاکدامن، ‌دکتر ضیائی، دکتر برکت، دکتر شاملو، خانم دکتر منتخب و دکتر شهبازی شد که با دعوت آقای دکتر ظریفی کمیته استاندارد بیوشیمی را در سال ۱۳۳۹ با مسئولیت آقای دکتر ذوالریاستین بنیانگذاری نمودند. این کمیته منشأ‌ استاندارد سازی تعدادی از آزمایشگاه‌های بیوشیمی شده و با سازمان‌های بین‌المللی نیز همکاری می‌نمودند.

از اقدامات مهم دیگر آزمایشگاه‌های رفرانس که ناشی از اعتماد سازمان بهداشت جهانی در منطقه شرق مدیترانه با این آ‌زمایشگاه بود شرکت در چند طرح پژوهشی و تحقیقی بین‌المللی بود. اولین طرح معروف به درمان معتادین به تریاک با استفاده از متادن بود که تا سال ۱۳۵۵ ادامه داشت و دیگری طرح بررسی علل ابتلا به سرطان مری در میان مردمان دشت گرگان و گنبد کاووس بود که آزمایش‌های مربوط به هر دو طرح در آزمایشگاه رفرانس انجام می‌شده است که زمانی که من ریاست آزمایشگاه رفرانس را قبول نمودم تقریباً یکسال می‌گذشت.

فعالیت‌های آزمایشگاه رفرانس

آغاز

آزمایشگاه رفرانس با کمک همکاران جوان متخصص که تازه از دانشگاه‌های ایران فارغ‌التحصیل شده بودند و تشنه فعالیت و کار بودند بسیار موفق بود و به زودی بزرگترین و مهم‌ترین شاخه اداره کل آزمایشگاه‌ها شد. چنین فعالیتی نیز در شهرستان‌ها و مراکز استان بچشم می‌خورد که از آن جمله باید از آقایان دکتر سیف رئیس آزمایشگاه استان مازندران و آقای دکتر شاهنگیان رئیس آزمایشگاه ‌گیلان نام برد که سعی بسیار در بالا بردن کیفیت کار آزمایشگاهی استان‌ها داشتند. آزمایشگاه رفرانس در سال‌های اول بخش‌های کمتر داشته ولی بعداً به این بخش‌های آزمایشگاهی اضافه شده و به ۱۵ بخش آزمایشگاهی و یک بخش اداری رسید. بنظر من بخش‌ها باعث افزایش کارمندان، خرید دستگاه‌های آزمایشی متعدد و کم‌کاری می‌شد. آزمایشگاه رفرانس بیشتر نقش آزمایشگاه تحقیقی داشت تا آزمایشگاه ‌تشخیصی عمومی، ‌بنابراین با ادغام بخش‌های وابسته به میکروبیولژی به یک بخش، هزینه پرسنل و لوازم آزمایشگاهی کلی کاهش می‌یافت.

تغییر سیستم آموزشی کشور از اروپایی به امریکایی و ورود متخصصین رشته‌های مختلف نوین آزمایشگاهی به دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌های خصوصی باعث عقب افتادن آزمایشگاه رفرانس شد. آزمایشگاه رفرانس هم از نظر کار تحقیقاتی و هم از نظر سرویس آزمایشگاهی عقب افتاد طوری که آزمایشگاه‌های دانشگاهی و خصوصی، آزمایشگاه‌های رفرانس را قبول نداشتند و خودشان را از نظر علمی و عملی بالاتر و برتر از آزمایشگاه رفرانس می‌دانستند.

آزمایشگاه رفرانس در سال ۱۳۵۳

آزمایشگاه رفرانس وزارت بهداری که یکی از آزمایشگاه‌های اداره کل آزمایشگاه‌ها بود در ساختمان بیمارستان نجات سابق قرار داشت. این آزمایشگاه بیش از ۴۰ کارمند از متخصص آزمایشگاه گرفته تا کارمندان اداری داشت که در ۱۶ بخش مختلف فعالیت می‌کردند. نام این بخش‌ها و مسئولین و تعداد کارکنان هر بخش به تفصیل در صفحات گذشته آورده شده است.  این آزمایشگاه در روز بیش از ۲۰ نفر مراجعه کننده نداشت، مثلاً بخش‌های ویروس شناسی و آسیب شناسی آن اصلاً فعالیتی نداشتند. بخش ویروس شناسی وسیله یکی از پزشکانی که متخصص اطفال از امریکا بود اداره می‌شد. ایشان اولاً سابقه کمی در ویروس شناسی داشته و ثانیاً صبح و بعد از ظهر در مطب خود و یا بیمارستان‌های اطفال کار می‌کردند و هفته‌ها سری به آزمایشگاه نمی‌زدند. من هر کاری که در قدرتم بود برای رفع این مشکل نموده تا از پرداخت حقوق بالای او و سایر هزینه‌های این بخش جلوگیری شود که متأسفانه ممکن نشد. استدلال اول این بود که آزمایشگاه رفرانس بدون بخش ویروس شناسی، آزمایشگاه رفرانس نمی‌تواند باشد و ثانیاً آقای دکتر ارتباط با مقامات بالاتر داشته و جابجایی ایشان امکان ندارد. خوشبختانه بعد از یک سال ایشان استعفاء داده و آ‌زمایشگاه رفرانس از این نظر راحت شد.

مسئولین آزمایشگاه پاتولژی رفرانس نیز هفته‌ها به آزمایشگاه نیامده و نیامدن آنها تنظیم ورود و خروج و ساعات کار کارمندها را مختل می‌کرد. من در عرض دو سال اول شاید فقط دو سه بار آنها را دیدم. با وجود چند نفر از این نوع افراد کنترل سیستم دچار مشکل شده بود. بخش سیتوژنتیک فقط نام داشت، نه فرد متخصص داشت و نه فعالیت علمی. از بخش‌هایی که مرتب ارباب رجوع و آزمایش داشتند بخش مواد مخدر بود. این بخش بخاطر تشخیص مواد مخدر و نوع آن که از قاچاقچیان گرفته و از طرف وزارت دادگستری به ما مراجعه می‌شد فعال بوده ولی در شرایط ابتدایی؛ یعنی نمونه‌ها با کروماتوگرافی با کاغذهای صافی انجام می‌شد. سپس این روش با روش کروماتوگرافی باThin layer  که طرز کار آن را دقیقاً نوشته و عملاً نیز نشان داده بودم تغییر کرد. (روش TLC که از طرف آزمایشگاه رفرانس بصورت کتابچه‌ای نوشته و منتشر شده است. (تصویر ۱).

تصویر (۱)- پشت جلد کتابچه TLC

 

برای افزایش سرعت، دقت و درستی بهتر و با قبول نمونه‌های بیشتر از بیمارستان‌های مربوط به وزارت بهداری تصمیم گرفته شد که یک دستگاه Gamma Counter خریداری شود. دستگاه بعد از شش ماه وارد شد ولی با مقاومت کارکنان این بخش در برابر نوآوری و قبول کارآموزی،‌ از طرفی و بعد مخالفت وزارت بهداری درباره گرانی کیت‌های مربوطه نتوانستیم از این دستگاه استفاده نموده و سرانجام چون زمان انحلال آزمایشگاه رفرانس هم رسیده بود معلوم نشد دستگاه را به کجا فرستادند.

از جمله بخش‌های دیگری که نیمه فعال بودند باید بخش بیوشیمی را نام برد که تعداد کارکنان آن از تعداد نمونه‌های روزانه دریافت شده از آن بیشتر بود. بخش‌های دیگر نیز به همین درد مبتلا بودند. در زمان بروز بعضی از بیماری‌ها بخصوص کلرا بخش‌ها فعال شده و نمونه‌هایی که از شهرستان می‌آمدند را انجام داده و بعد از تأیید به معاونت وزارت بهداری اطلاع داده می‌شد.

آغاز به کار

در سال ۱۹۷۴ بعد از ده سال تحصیل در امریکا و دریافت Ph.D‌ در بیوشیمی و برد تخصصی در شیمی بالینی (DABCC) به ایران برگشتم. من این افتخارنصیبم شد که اولین ایرانی دارای این برد از آمریکا باشم. من قبولی همکاری در دانشگاه تهران برای تدریس بیوشیمی بالینی را در دست داشتم ولی پس از مراجعه به دانشگاه تهران و دیدار با آقای دکتر سجادی معاون دانشکده پزشکی متوجه دو مطلب شدم؛ اولین مطلب این بود که فهمیدم دانشکده می‌خواهد که من بیوشیمی درس داده و ثانیاً نمی‌خواستند مدت پنج سالی که بعد از دوره Ph.D برای دریافت برد در بیمارستان‌های دانشگاهی امریکا کار کرده‌ام را قبول نموده و مرا بجای دستیار، استادیار بپذیرند. سرانجام پس از روزها مذاکره با رئیس گروه آقای دکتر محمد مهدی افلاطونی و آزمایشگاه‌های دانشگاه قرار شد که با قبول پیشنهاد من یک آزمایشگاه مرکزی و رفرانس در یکی از بیمارستان‌های تهران تأسیس شود تا تمام بیمارستان‌های وابسته به وزارت بهداری تهران آزمایش‌های اختصاصی را به آنجا بفرستند. خلاصه بعد از هفته‌ها مذاکره و صحبت معلوم شد که بودجه‌ای برای این کار نداشته و باید یک سال منتظر بمانم.

در همان روزها سری به‌ آقای دکتر ظریفی که ریاست اداره کل آزمایشگاه‌های کشور و رفرانس را داشتند و از دوستان قدیمی بودند زدم. ایشان تا مرا دیدند گفتند که می‌خواستم هرچه زودتر شما را دیده و با شما درباره موضوع مهمی صحبت کنم. پرسیدم درباره چه مطلبی، پاسخ دادند که آقای پروفسور پویان وزیر بهداری وقت که به تازگی از کنفرانس‌های سازمان بهداشت جهانی که بحث بیشتر آن کنفرانس مربوط به برنامه ریزی برای کنترل کیفیت داخلی و خارجی آزمایشگاه‌های کشور بوده مراجعت نموده‌اند و می‌خواهند درباره این برنامه اطلاعات دقیق بدست آورده و هرچه زودتر آن را اجرا کنند. از آقای دکتر ظریفی پرسیدند چه کسی اطلاعات لازم درباره این برنامه دارد تا این مسئولیت به او محول شود و بعلاوه موضوع تغییر واحدهای قدیم به واحد SI (تصاویر ۲ و ۳)، که مورد توجه محافل علمی جهان قرار گرفته به او محول شود. ایشان اسم من را گفتند و اضافه کردند که تازه از امریکا آمده و می‌تواند در این باره به ما کمک کند. پس از صحبت با دکتر ظریفی و قبولی این امر که من باید اولاً مستقل بوده و فقط به مدیر کل آزمایشگاه پاسخگو باشم و ثانیاً باید حقوق من کافی برای زندگی در تهران باشد می‌توانم کارم را شروع کنم. ایشان بلافاصله به دفتر وزیر تلفن کرده و خوشبختانه برای روز بعد وقت ملاقات گرفتند. صبح روز موعود من به همراه دکتر ظریفی به وزارت بهداری (خیابان حافظ) رفتیم و مذاکره با دکتر پویان شروع شد. ایشان بعد از چند سؤال و توضیحات من درباره برنامه کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها و نقشCAP، COLA و غیره در امریکا، شایستگی مرا پذیرفته و درباره حقوق سؤال کردند که من جواب دادم در تهران منزل ندارم، اجاره نشین هستم و ماهی ۴ هزار تومان هم اجاره می‌دهم. ایشان بلافاصله معاون مالی خود آقای جدلی را احضار کردند و گفتند که ما به این شخص احتیاج داریم و چگونه می‌توانیم از نظر مالی به ایشان کمک کنیم. بعد از نیم ساعت بحث و صحبت به این نتیجه رسیدند که از بودجه خصوصی وزیر، روزی سه ساعت بابت حق تحقیق به من پرداخت شود. با این حساب حقوق من به میزان ۱۲ هزار تومان در ماه می‌شد که با خیال راحت می‌توانستم به کار و زندگی خود برسم. من همان روز این مسئولیت را قبول و به ریاست آ‌زمایشگاه رفرانس وزارت بهداری منصوب شدم. تا صدور حکم موقت و ارسال آن بدست من تقریباً یک هفته طول کشید.

تصویر (۲) مقاله SI منتشر شده در مجله نظام پزشکی  

 

تصویر (۳) پلی‌کپی واحد SI برای پزشکان

 

روز شنبه هفته بعد آقای دکتر ظریفی مرا به رؤساء بخش‌های مختلف آ‌زمایشگاه رفرانس که تا آن وقت توسط خودش اداره می‌شد معرفی کرد. تا آنجا که بخاطر دارم تعداد بخش‌ها در حدود ۱۵ (شامل یک بخش اداری) بود.

سطح آگاهی همکاران آ‌زمایشگاه از کنترل کیفیت داخلی و خارجی

در آ‌زمایشگاه رفرانس بخشی بنام کنترل کیفیت آ‌زمایشگاه وجود نداشت. اضافه کردن این بخش به بخش‌های دیگر آ‌زمایشگاه رفرانس که در نوشته‌های بعضی از همکاران دیده می‌شود مربوط به بعد از سال ۱۳۵۳ و ریاست من بود. در آن سال من بخشی را که با کمک همکاران دیگر درباره برنامه ریزی کنترل کیفیت داخلی و خارجی آ‌زمایشگاه‌های بالینی فعالیت خود را آغاز کرده بودند، سازمان دادم.

همانطور که در آزمایشگاه رفرانس برنامه مدون و مشخصی برای کنترل کیفیت داخلی و خارجی آزمایشگاهی بالینی کشور و آزمایشگاه رفرانس وجود نداشت، همانگونه در سطح کشور نیز این موضوع برای اولین بار مطرح شده و سطح آگاهی همکاران آزمایشگاهی ما نیز بسیار پایین بوده است. برای روشن شدن این مطلب لازم می‌دانم دو برخورد مهم را که در ماه‌های اول استخدام خود در آزمایشگاه رفرانس با آن روبرو شدم بعنوان مثال یادآوری کنم. این وقایع نشانگر سطح اطلاعات چند نفر از استادان دانشگاه تهران که همگی در آزمایشگاه‌های بالینی صاحب نام بوده و یا خود آزمایشگاه‌های خصوصی نیز داشتند می‌باشد.

از وقتی که از وجود کانون مدیران آزمایشگاهی ایران مطلع شده و با رابطه دوستی که با آقای دکتر حبیبی رئیس کانون و آقای دکتر نصر پیدا کردم تقریباً هرماه در جلسات عمومی کانون شرکت کرده و درباره اهمیت کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها صحبت می‌کردم. بعد از مدتی که این مطلب تقریباً حاد شده بود و قرار بود که من سخنرانی کنم، سالن کانون پر از مدیران آزمایشگاه‌ها برای درک بیشتر از این برنامه شده بود. بعد از صحبت من یکی از استادان معروف دانشگاه تهران که سال‌ها سابقه تدریس و کار در آزمایشگاه بالینی داشت پشت تریبون رفتند و پس از مقدمه کوتاهی شروع به انتقاد از این برنامه نموده و فرمودند ما تمام مسئولین آزمایشگاه‌های ایران را آموزش داده و امتحان نموده و سپس گواهینامه رسمی از نظر درستی، صداقت، معلومات و اطلاعات داده‌ایم، حالا یک نفر می‌خواهد هر روز نتایج کار آنها را با این برنامه کنترل کند. سپس اضافه کردند که این گروه بیش از بیست سال سابقه تحصیل و بیش از چهار سال سابقه کار در آزمایشگاه داشته و از تمام رموز کار خود اطلاع داشته و لازم نیست که کار آنها کنترل شود. بعد از خاتمه فرمایشات استاد من در پاسخ ایشان گفتم جناب آقای دکتر شما توجه دقیق به این برنامه‌ها نفرموده و استنباط شما این است که ما می‌خواهیم مسئولین آزمایشگاه‌ها را امتحان کنیم. هدف داشتن یک برنامه کنترل کیفی در آزمایشگاه که سال‌هاست در کشورهای دیگر دنیا پیاده شده این نیست که شما می‌فرمایید، ‌بلکه ما می‌خواهیم کیفیت کار آزمایشگاه‌ها هم از نظر دقت و هم از نظر درستی قابل قبول پزشکان بوده تا آنها با استفاده از این نتایج بتوانند بیماران را با خیال راحت معالجه نمایند. شما در تمام کارخانجات سازنده لوازم مختلف می‌بینید که این برنامه اجرا شده و می‌شود تا درستی و کارآمدی آن محصول مورد قبول من و شما قرار گیرد.

این نظر یکی از استادان معروف آزمایشگاه تهران درباره داشتن برنامه کنترل کیفیت آزمایشگاه بود. ایشان تصور می‌کردند که ما می‌خواهیم هر روز میزان سواد و قدرت علمی مسئول آزمایشگاه را آزمایش کنیم.

روزی یکی از استادان دانشکده پزشکی تهران به من تلفن زدند و خواستند که من با ایشان ملاقاتی داشته باشم و بدون اینکه بمن فرصت سؤالی بدهند گفتند که الان ماشین را می‌فرستم تا شما را به اینجا بیاورند.

بهرحال بعد از یکی دو ساعت، ایشان را در دانشکده ملاقات کرده و پرسیدم سؤال شما چیست؟ در همین حال اشیائی که در روی میز بودند را به من نشان دادند و گفتند که اینها از انجمن بیولژیک فرانسه آمده و ما دو سه نفری نمی‌دانیم با اینها چکار کنیم. مهلت پاسخگویی فردا است و ما باید جواب بفرستیم. من نگاهی به مواد روی میز و نوشته‌های مربوط نموده و فهمیدم که انجمن بیولژیک فرانسه می‌خواهد دانشکده پزشکی تهران در این برنامه (کنترل کیفیت خارجی) شرکت کرده و آزمایشاتی که خواسته شده را انجام و نتایج را رأس موعد به فرانسه بفرستند. من پیشنهاد کردم که این برنامه بسیار خوبی است که باید در آن یکی از آزمایشگاه‌های دانشکده پزشکی تهران شرکت نموده و درستی و دقت کارهای آزمایشگاه ایران را با فرانسه و کشورهای دیگر مقایسه نماید.

فعالیت‌های آزمایشگاه رفرانس در سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۷۸

یکی از کارهای مهم و اولیه این بود که کیفیت آزمایش‌هایی که در آزمایشگاه رفرانس انجام می‌شد مورد ارزیابی قرار گیرد. از آنجا که در امریکا با فعالیت CAP از نزدیک آشنا بوده و آزمایشگاه بیمارستانی که من در آن کار می‌کردم عضو CAP بوده و از نمونه‌های آن برای کنترل کیفیت خارجی استفاده می‌کردیم، لازم دیدم که آزمایشگاه رفرانس نیز در این برنامه شرکت کرده تا اولاً از کیفیت آزمایش‌های انجام شده در آزمایشگاه رفرانس مطلع شده ثانیاً اگر نتایج آزمایش‌ها تفاوت معنی‌داری داشتند اصلاح نموده و ثالثاً آزمایشگاه رفرانس را تا حد یک آزمایشگاه رفرانس واقعی کشور برسانیم. بدین لحاظ با کسب موافقت وزارتخانه با CAP تماس گرفته شد و پس از پرداخت وجه لازم نمونه‌های CAP به آزمایشگاه رفرانس رسید. بلافاصله نمونه‌ها را به بخش‌های مختلف تحویل داده و خواسته شد تا آزمایش‌ها را انجام و نتیجه را اعلام دارند زیرا وقت آزمایشگاه فقط ۱۵ روز بود تا نتایج ارسال شود. پس از انجام آزمایش‌ها و تکمیل فرم‌های مربوطه نتایج آزمایش بخش‌های مختلف بهCAP ارسال شد و ماه بعد نتایج ارزیابی شده بدستمان رسید. در آن زمان تعداد روش‌های اندازه‌گیری مثلاً گلوکز و یا دستگاه‌های مختلف اندازه‌گیری زیاد نبودند و بنابراین تقسیم نتایج بر اساس گروه وجود نداشت.

بعد از یک ماه نتایج آزمایش‌های رفرانس بدستم رسید و در مجموع در حدود ۶۰% از نتایج ما صحیح بودند. من در یک جلسه عمومی به رؤسای بخش‌ها مراتب را اطلاع داده و تصمیم بر این گرفته شد که مشکلات هر چه زودتر بازیابی و برطرف شوند.

از روز بعد به ترتیب به همه بخش‌ها سرکشی نموده و بر اساس چک لیست CAP البته با در نظر گرفتن وضع مملکت و آزمایشگاه رفرانس، ‌بخش‌ها ممیزی شدند. مهم‌ترین و اولین مشکل آزمایشگاه مسئله آب و آب مقطر و طرز تهیه و استفاده از آن بود که طی جزوه‌ای طرز تهیه آنها و استفاده از دستگاه‌های Deionized Water و تهیه بافرها با PHهای مختلف و قدرت یونی متفاوت را نوشته و منتشر کردم تا همه به آن دسترسی داشته باشند. (تصویر ۴). بعد از آب کنترل درجات حرارت یخچال‌ها و بن‌ماری بود که اولاً ترمومترها آزمایش نشده بودند و درجات آنها هر روز در چارتی که روی یخچال و کنار بن‌ماری‌ها و غیره باید نوشته می‌شد وجود نداشت. برای حل این مشکل دستور خرید یک ترمومتر استاندارد که قیمت زیادی هم داشت داده شد تا تمام ترمومترها استاندارد شوند.

تصویر (۴) جزوه راهنمای تهیه آب مقطر و بافرها

سپس به وسایل اندازه‌گیری مثل اسپکتروفتومتر و Flame photometer‌ و غیره از نظر نگهداری آنها بر اساس دستور کمپانی‌های سازنده و انجام Maintenance روزانه، هفتگی و ماهیانه توجه شد که معلوم شد در این باره بسیار ضعیف عمل می‌شد؛ مثلاً از سلول‌های استاندارد اسپکتروفتومتر برای تشخیص درستی قدرت نوری و غیره روزانه استفاده نمی‌شد و اگر می‌شد رکوردی وجود نداشت. بهرحال برای پی بردن به عمق این موضوع محلول‌های استانداردی برای آزمایشگاه رفرانس تهیه و بعد از یک ماه آزمایش روزانه با استفاده از یک دستگاه اسپکتروفتومتری که بتازگی خریداری شده بود و اطمینان از ثبوت آن، این محلول استاندارد شده به ۴۶ آزمایشگاه فرستاده شد و از آنها خواسته شده بود تا این محلول را در سه طول موج مختلف خوانده و نتایج را در فرم مخصوص پر و به آزمایشگاه رفرانس بفرستند. این اولین آزمایش کنترل کیفیت خارجی بود که فکر می‌کنم توسط آزمایشگاه رفرانس در ایران انجام شده است.

سفارش شده بود که نمونه‌های محلول در طول موج‌های nm610، nm512 وnm460 خوانده شوند. نتایج بدست آمده نشان داد که نتایج ۲۱ آزمایشگاه درطول موج nm610، ‌۲۶ آزمایشگاه در طول موج nm512 و ۲۹ آزمایشگاه در طول موج nm460 صحیح بوده است. در جمع نتایج ۱۲ آزمایشگاه کاملاً صحیح (در سه طول موج) ‌و ۵ آزمایشگاه کاملاً غلط و ۱۸ آزمایشگاه حداقل در یک طول موج جواب صحیح نداده بودند جدول (۱)‌. لازم به یادآوری است که ۱۱ آزمایشگاه نیز از دادن پاسخ خودداری کردند.

جدول (۱) نتایج آزمایشگاه‌های شرکت کننده

 

در همین ایام اولین کتابچه کنترل کیفی آزمایشگاه‌های بالینی نوشته شده و در آزمایشگاه رفرانس بصورت پلی‌کپی تکثیر و به آزمایشگاه‌های تهران، مراکز استان‌ها و شهرستان‌های بزرگ فرستاده شد. (تصویر ۵). این هم بار اولی بود که مقوله کنترل کیفیت آزمایشگاه‌های بالینی در ایران نوشته و منتشر شده است.

تصویر (۵) کتابچه کنترل کیفی در آزمایشگاه‌های پزشکی

بعد از مدت کوتاهی نمونه چهار ماهه دوم CAP بدست ما رسید و آزمایشگاه رفرانس توانست با رفع اشکالات اولیه و دقت بیشتر رکورد خود را بهتر نموده و به ۷۵% برساند. این رکورد برای بار سوم به ۹۵% رسید که بسیار ارزنده بود. این موفقیت به ما قوت قلب داد که بگوییم واقعاً آزمایشگاه رفرانس ایران می‌تواند رفرانس آزمایشگاه‌های ایران باشد.

بلافاصله از وزیر بهداری، معاونت مربوطه و آقای دکتر ظریفی مدیر کل آزمایشگاه‌ها، نمایندگان کانون مدیران آزمایشگاه‌ها و چند آزمایشگاه دانشگاهی دعوت شد تا این موفقیت را به اطلاع آنها رسانده و قبول کنند که با دقت و توجه می‌توان کیفیت کار آزمایشگاه‌ها را بهتر نموده و بپذیرند که آزمایشگاه رفرانس می‌تواند رفرانس آزمایشگاه‌های ایران باشد.

این موفقیت به آزمایشگاه رفرانس اطمینان داد تا من بتوانم هر ماه در کانون مدیران آزمایشگاه‌ها درباره کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها صحبت نموده و از آنها بخواهم تا با کمک یکدیگر این بار سنگین را به منزل برسانیم.

در سال ۱۳۵۵ کمیته ملی کنترل کیفیت تشکیل شد که شامل افراد معرفی شده از طرف کانون مدیران آزمایشگاه‌ها، ‌آزمایشگاه‌های دانشگاهی و خصوصی بود که وزیر بهداری نیز آنها را قبول نموده بودند. افراد کمیته کنترل کیفیت بقرار زیر بودند:

  • دکتر حبیبی از کانون مدیران
  • دکتر نصر از کانون مدیران
  • دکتر پارسا از بیمارستان پارس
  • دکتر امیر مکری از آزمایشگاه مرکزی پاتوبیولژی
  • دکتر تهرانی
  • دکتر ظریفی مدیر کل اداره آزمایشگاه‌ها
  • دکتر ملک‌پور رئیس آزمایشگاه رفرانس

اولین وظیفه این کمیته مشاوره در طرح برنامه‌های کنترل کیفیت در سطح مملکت برای آزمایشگاه‌های بالینی بود. در همین زمان تعداد ۶۰ سرم کنترل شامل ۳۰ سرم کنترل طبیعی و ۳۰ سرم کنترل غیرطبیعی به ۳۰ آزمایشگاه تشخیص طبی کشور جهت انجام برنامه کنترل کیفی داخلی آزمایشگاه‌ها همراه با اطلاعات لازم جهت آزمایش نمونه‌ها و تهیه چارت QC ارسال شد. آزمایش‌های مورد درخواست عبارت بودند از قند، اوره، اسید اوریک، ‌کلسترول و بیلیروبین. بعد از سی روز نتایج دریافت و پس از محاسبات آماری (معدل Sd و CV) نتیجه هر آزمایشگاه مشخص شده و به آزمایشگاه‌های شرکت کننده ارسال شد.

این برنامه که برای آموزش عملی استفاده از آزمایش سرم کنترل روزانه، تهیه چارت کنترل کیفیت و اطلاع از نوسانات Sd روزانه بود، ‌در عمل زیاد موفق نبود زیرا:

  • عده معدودی از انجام آزمایش خودداری نموده و نمی‌خواستند اطلاعات کار آزمایشگاه خود را به آزمایشگاه رفرانس بدهند.
  • عده دیگری سرم‌ها را قبول نموده و از آن استفاده کرده ولی نتایج را یا اصلاً نفرستادند و یا بسیار دیر فرستادند که از وقت استفاده از نتایج آنها گذشته بود.
  • نتایج آماری بیشتر شرکت کنندگان نیز از حد ۲Sd ± X بیشتر بود.

از آنجا که این برنامه برای اولین بار برای نشان دادن و اجراء برنامه کنترل کیفیت داخلی آزمایشگاه‌ها تجربه می‌شد و شباهت زیادی با برنامه”کنترل کیفی هم‌گروه“ که مؤسساتی مثل Biorad امریکا و Randox انگلستان در چند سال اخیر شروع به اجراء آن نموده‌اند داشت، موفق نبود. آزمایشگاه رفرانس متوجه شد که چون در آئین‌‌ نامه تأسیس آزمایشگاه‌های تشخیص طبی صحبتی از داشتن و اجراء برنامه کنترل کیفی داخلی و شرکت در برنامه کنترل کیفیت خارجی نشده است، قانوناً می‌توانند آزمایش این نمونه‌ها را انجام ندهند، ‌لذا بعد از مذاکره با معاون وزیر بهداری وقت آئین نامه‌ای به تصویب رسید که کلیه آزمایشگاه‌های تشخیص پزشکی کشور را موظف به شرکت و اجراء برنامه کنترل کیفیت وزارت بهداری و بهزیستی نمود.

در سال ۱۳۵۵ بعد از ارائه نتایج موفقیت آمیز شرکت آزمایشگاه رفرانس وزارت بهداری در برنامه کنترل کیفیت خارجی CAP امریکا (نتیجه بار دوم CAP 75% و بار سوم ۹۵%) و برنامه ریزی کمپیوتری دقیق با کمک مرکز کمپیوتری وزارت بهداری، آزمایشگاه رفرانس موافقت وزارت بهداری برای خرید نمونه‌های کنترل کیفیت خارجی از CAP را برای صد آزمایشگاه جلب نمود.

انجام این برنامه نیز بسیار مشکل و وقت گیر بود، زیرا آزمایشگاه‌ها موظف بودند که ظرف دو هفته نتایج را در فرم مخصوص پر کرده و به آزمایشگاه رفرانس با ذکر روش آزمایش و دستگاه اندازه‌گیری ارائه دهند. آزمایشگاه رفرانس بعد از دریافت جواب‌ها آنها را یکبار بدون در نظر گرفتن دستگاه و روش اندازه‌گیری و بار دوم با تقسیم از نظر peer group (روش و دستگاه مشترک) ارزیابی نموده و نتایج آماری را به اطلاع آزمایشگاه‌ها می‌رساند.

آزمایشگاه رفرانس، آزمایشگاه‌های بالینی ایران را بر اساس نتایج فرستاده شده مورد ارزیابی قرار می‌داد و اصلاً با نتایج آزمایشگاه‌های امریکا مقایسه نمی‌نمود، ولی برای اطلاع هر آزمایشگاه نتایج گروه مشترک آنها را که CAP بدست آورده بود به آزمایشگاه‌های مشابه ایرانی ارسال می‌نمود. گزارش پایانی این بررسی در تاریخ ۱۶/۹/۱۳۵۵ به وزارت بهداری و بهزیستی ارسال گردید.

آزمایشگاه رفرانس با اینکه بیشتر فعالیت خود را صرف بالا بردن کیفیت کار بخش‌های مختلف آزمایشگاه رفرانس و آزمایشگاه‌های دانشگاهی و خصوصی می‌نمود کارهای دیگری هم در همان زمان انجام می‌داد که مهم‌ترین آنها عبارت بودند از:

  • یکی از کارهای اولیه آزمایشگاه رفرانس جهت ارزشیابی دقیق‌تر آزمایشگاه‌های کشور این بود که تصمیم به تهیه پرسش نامه آماری گرفت. این پرسش نامه شامل کلیه اطلاعات لازم در مورد دستگاه‌ها، فضا، وسایل،‌ پرسنل فنی و لیست آزمایش‌هایی که در آن آزمایشگاه انجام می‌شد، بود. (تصــاویر ۶،۷، ۸ و ۹). پرسشنامه‌ها به آزمایشگاه‌ها ارسال و پس از مدت معین بازگردانیده شده و آزمایشگاه رفرانس با در دست داشتن این لیست از قدرت علمی و عملی آزمایشگاه‌ها اطلاع کافی بدست می‌آورد و می‌توانست در هنگام ضرورت به آزمایشگاه کمک کرده و ضمناً از سوء استفاده بعضی از آزمایشگاه‌ها که با نداشتن وسایل و کیت لازم ادعای انجام بعضی آزمایش‌ها را داشته و از بیمه‌ها پول‌های کلانی دریافت می‌کردند جلوگیری کند. در این مورد شواهد زیاد است و چون مشمول گذشت زمان شده است از بردن نام آن آزمایشگاه‌ها خودداری می‌شود.

تصویر (۶) پرسشنامه آماری

تصویر (۷) فرم اطلاعات تجهیزات

 

تصویر (۸) چک لیست بازرسی آزمایشگاه

تصویر (۹) لیست آزمایش‌ها

 

  • آزمایشگاه رفرانس تحت نظارت اینجانب و سرپرســــتی خانم دکتر شهره ارشادی علاوه بر تهیه پرسش نامه آماری فوق‌الذکر اقدام به تهیه چک لیست‌های check list‌ آزمایشگاهی نموده تا کار ممیزی آزمایشگاه‌ها را دقیق‌تر، ‌صحیح‌تر و آسان‌تر سازد. اساس این چک لیست از CAP گرفته شده و بر پایه امکانات آزمایشگاه‌های ایران تهیه شد. مدیر آزمایشگاه‌ با در دست داشتن این چک لیست می‌توانست آزمایشگاه خود را بر اساس آن که یک برنامه علمی و عملی بود تطبیق داده و کار ممیزی را نیز آسان سازد. بعلاوه این چک لیست کمک می‌کرد که آزمایشگاه رفرانس اهمیت داشتن کنترل کیفیت داخلی و خارجی را به آزمایشگاه‌ها گوشزد کند. تهیه این چک لیست و پرسش نامه‌ها و تصویب آنها مدت شش ماه طول کشید تا عاری از اشتباهات بوده و کار ممیزی را با کمک مسئولین آزمایشگاه‌ها آسان‌تر، علمی‌تر و عملی‌تر سازد. (تصویر ۱۰)‌. در اینجا لازم است که از همکاری سرکار خانم دکتر ارشادی و همکاران ایشان که در ترجمه و تهیه این مطالب زحمت کشیده‌اند

سپاسگزاری شود.

 

تصویر (۱۰) برگ اول چک لیست ارزیابی آزمایشگاه‌ها

 

۳- مورد دومی که مورد نظر آقای پروفسور پویان بوده و می‌خواست آزمایشگاه رفرانس آن را انجام دهد تبدیل واحدهای متریک آزمایشگاهی به سیستم واحدهای SI بود که با سفارش ISO در اروپا شروع شده و در سراسر جهان غوغا کرده بود و سازمان‌های بین‌المللی سعی در علمی و یکنواخت نمودن این واحدها داشتند.

در این مورد نیز سرکار خانم دکتر ارشادی و همکاران به یاری من آمده و این کتابچه تهیه و در مجله نظام پزشکی شماره۳ (سال سوم) چاپ و منتشر شد. متأسفانه این امر یعنی استفاده از واحد SI جهانگیر نشد زیرا امریکا و عده‌ای از کشورهای دیگر آن را نپذیرفته و حتی در ایران نیز استقبال نشد ولی بعضی از کشورهای اروپائی آن را قبول نموده و از آن استفاده می‌نمایند.

  • آزمایش مواد مخدر بدست آمده از قاچاقچیان و دیگران بعهده آزمایشگاه رفرانس بود و این بخش پرکارترین و حساس‌ترین بخش آزمایشگاه رفرانس بود که تحت نظر سرکار خانم دکتر درخشنده احدزاده و با کمک همسرشان اداره می‌شد و من در آغاز کار متوجه شدم که آزمایشات با روش کروماتوگرافی روی کاغذ انجام می‌شود. برای بالا بردن میزان سرعت، دقت و درستی این آزمایش روش کروماتوگرافی روی کاغذ به کروماتوگرافی روی لایه نازک Thin Layer تغییر داده شد.

در همان سال تقاضای خرید یک دستگاه گاما کونتر Gamma Counter برای آزمایش‌های مواد مخدر و هورمون‌ها بخصوص T3، T4، TSH و هورمون‌های جنسی نمودم که بعد از یک سال دستگاه وارد آزمایشگاه شد. هنوز ارزیابی این دستگاه تمام نشده بود که آزمایشگاه دچار تنگدستی مالی شده و از عهده تهیه و پرداخت کیت‌های لازم عاجز شد و دستگاه گاما کونتر عملاً از کار افتاد. چند ماه بعد من از آزمایشگاه ‌رفرانس که فقط اسمی از آن مانده بود استعفا داده و نمی‌دانم آن دستگاه به کجا رفت و سرنوشت اولین گاما کونتری که به ایران وارد شده بود به کجا انجامید. لازم است توضیح داده شود که ابتدا با استفاده از مرخصی از تاریخ ۲۹/۴/۵۵ عملاً از فعالیت در آزمایشگاه رفرانس خودداری نموده بودم. (تصاویر ۱۱ و ۱۲)

تصویر (۱۱)

تصویر (۱۲) حکم مرخصی

  • از فعالیت‌های جنبی من در آزمایشگاه رفرانس علاوه بر کارهای روزانه توجه به کمبودهایی در زمینه آموزش بود. بهمین جهت اولین نشریه آزمایشگاه رفرانس که درباره آب آزمایشگاهی و ساختن بافرها بود به کمک خانم دکتر نیک صفت، یکی از همکاران تهیه و منتشر شد، سپس جزوه مختصر و مفیدی درباره کنترل کیفیت در آزمایشگاه‌های بالینی نوشته و به آزمایشگاه‌های سراسر مملکت فرستاده شد. (تصویر ۵). بنظرم این اولین نوشته مدون در این زمینه بود که بسیاری از دانشجویان بخصوص کاردان‌هایی که در آزمایشگاه رفرانس تحصیل می‌کردند استفاده نمودند. برای این دانشجویان جزوه مختصر دیگری درباره بیوشیمی بالینی (آزمایشگاهی) نوشته شد که از آن نیز استفاده می‌کردند.

علاوه بر مقالاتی که درباره واحد SI، آزمایش‌های تعیین فعالیت غده تیروئید تصویر ( ۱۳)، روش جدید استخراج و تشخیص مواد مخدر بطریقه TLC منتشر شد، تحقیق دیگری درباره مقایسه تست‌های حاملگی با کمک خانم دکتر اقتداری و آزمایشگاه بیمارستان (دکتر صالح)، (تصویر ۱۴) انجام و منتشر شد.

تصویر (۱۳) جزوه آزمایش‌های تعیین فعالیت غده تیروئید

 

تصویر (۱۴) صفحه اول جزوه تحقیق در مورد مقایسه تست‌های حاملگی

یکی از سنگرهای مهمی که از آن برای آموزش و پیشرفت مقوله جدید کنترل کیفیت در آزمایشگاه‌های بالینی استفاده شد، تدریس در دانشکده پیراپزشکی بود که بعضی از فارغ‌التحصیلان آن دانشکده در رشته کارشناسی آزمایشگاه و ادامه تحصیل و کسب دکترای علوم آزمایشگاهی، ‌امروز جزء اساتید دانشگاه‌های مختلف بوده و در پیشرفت این ایده جدید نقش مهمی ایفا نموده و می‌نمایند. جای افتخار است که انجمن دکترای علوم آزمایشگاهی دهمین کنگره ارتقاء کیفیت داخلی و کنگره بین‌المللی را با عنوان ”کیفیت را پایانی نیست“ برگزار نموده‌اند.

افتخار مهم دیگری که از تدریس در این دانشکده نصیب من شد نوشتن و چاپ اولین کتاب اصول بیوشیمی پزشکی در ایران بود که به دانشگاه تهران اهداء شد و مسلماً همه شاگردان من و شاید بعضی از همکاران دیگر از این کتاب استفاده برده‌اند.

 

فروپاشی آزمایشگاه رفرانس

فروپاشی اداره کل آزمایشگاه‌ها و بخصوص آزمایشگاه رفرانس بعد از تلفیق وزارتخانه‌های بهداری و بهزیستی و در زمان وزارت دکتر شیخ‌‌الاسلام زاده و معاونت دکتر آرام آغاز شد.

آگاهی ناقص از ماهیت وجودی آزمایشگاه رفرانس در کشورهای دنیا و وظائف آن در ساختار بهداشت و درمان کشور بخصوص آزمایشگاه‌های بالینی باعث شد که ایرادهایی در ساختار اداره کل آزمایشگاه گرفته شود. اولین و مهم‌ترین ایراد آنها که شاید جنبه درستی هم داشت نام اداره کل بود. معتقد بودند که آزمایشگاه با اداره تفاوت داشته و باید به آن صورت علمی داد و لذا پیشنهاد کردند تا کمیسیونی در اداره کارگزینی و جنب اداره معاونت تشکیل شده و کارمندان اداره کل آزمایشگاه را بر اساس مدارک تحصیلی و سوابق کاری به ترتیب محقق ارشد، ‌محقق، کارشناس و تکنسین تقسیم بندی نمایند. کارمندان اداری اداره کل آزمایشگاه از این قاعده و تقسیم بندی معاف شده بودند. بر اساس نظرات آن کمیسیون که نام آنها برایم معلوم نیست تمام رؤساء بخش‌های آزمایشگاه رفرانس بعنوان محقق شناخته شدند. این کمیسیون در منتهای نابخردی دکتر ظریفی را نیز محقق شناختند و تنها کسی که محقق ارشد شناخته شد من بودم. (تصویر ۱۵).

تصویر(۱۵)- حکم صادره برای دکتر ملک‌‌پور به عنوان محقق ارشد

 

این عمل اثر خوبی در اداره کل آزمایشگاه نداشت و پس از پادرمیانی وزیر، در حکم دکتر ظریفی تجدید نظر نموده و او را هم محقق ارشد شناختند.

ضربه دوم استرداد زمینی بود که به مساحت ۹۸۰۰ متر مربع در محل فعلی دانشگاه علوم پزشکی ایران برای آزمایشگاه رفرانس تهیه شده بود. این محل با قدرت وزارتی و بنام تأسیس مرکز پزشکی شاهنشاهی از دست آزمایشگاه رفرانس خارج شد.

ضربه سوم هزینه زیاد آزمایشگاه رفرانس ذکر می‌شد که با کارمندان و متخصصین زیاد راندمان کارهای تحقیقاتی و خدمتی آن پایین بود. در مورد برنامه کنترل کیفیت آزمایشگاه‌های کشور بظاهر مخالفتی نبوده و بقول خودشان تأیید کرده ولی می‌گفتند که این برنامه نیاز به آزمایشگاهی نظیر آزمایشگاه رفرانس ندارد. دلیل آنها اجراء ‌برنامه کنترل کیفیت خارجی امریکا بود که وسیله CAP اداره شده و هیچگونه فعالیت آزمایشگاهی نداشت.

ضربه نهایی جنب و جوش اجتماعی بود که مردم را بسوی یک انقلاب مردمی و اسلامی پیش می‌برد و تقریباً از یکسال قبل از انقلاب کم‌کاری و نافرمانی در ادارات دولتی شروع شده بود و من در تاریخ ۲۹/۴/۱۳۵۵ با استفاده از مرخصی، آزمایشگاه رفرانس را ترک کرده و پس از مدتی بخاطر ادامه تحصیلات عالیه همسرم به امریکا رفتم.

 

سفر به اروپا

تجربه‌ای که درباره کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها داشتم مربوط به امریکا بود. امریکا با داشتن هزاران آزمایشگاه پزشکی و برنامه کمپیوتری یکی از بهترین و پیشرفته‌ترین برنامه‌ها را ارائه می‌داد. با این که یکسال از طرف AACC ایالت میشیگان بعنوان مسئول کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها انتخاب شده و کار کرده بودم با این وصف تجربه کافی برای پیاده کردن برنامه کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها در کشورهای کوچک را نداشته و نمی‌دانستم مثلاً در فرانسه و فنلاند و انگلستان با داشتن زبان‌های مختلف به چه نحوی این امر را پیاده کرده‌اند. نکات مهم زیر در اجرای این برنامه برایم مهم بودند:

  • آیا در این کشورها قوانین تأسیس آزمایشگاه‌ها یکسان است؟
  • آیا آزمایشگاه‌ها ملزم به داشتن برنامه کنترل کیفیت داخلی و خارجی هستند؟
  • آیا برنامه کنترل کیفیت خارجی به وسیله دولت انجام می‌شود و یا توسط انجمن‌های علمی آزمایشگاهی؟
  • چگونه مواد لازم را برای انجام برنامه‌های کنترل کیفیت داخلی و خارجی تهیه و یا خریداری نموده و چگونه آنها را ارزیابی می‌نمایند؟
  • برنامه ارزیابی کیت‌ها و لوازم آزمایشگاهی داخلی و خارجی چگونه انجام می‌گیرد؟
  • آیا آزمایشگاه‌ها می‌توانند از کیت‌ها و دستگاه‌های خارجی که وسیله مؤسسات علمی خارجی ارزیابی و تأیید شده‌اند استفاده کنند یا نه؟

این سؤالات و سؤالاتی نظیر آن همیشه در نظرم بود تا اینکه در یک فرصت مناسب آنها را با معاون وزیر وقت در میان گذاشته و اجازه خواستم که موافقت کنند یک سفر کوتاه به این کشورها نموده و از نزدیک با طرز کار آنها آشنایی پیدا کنم. در میان کشورهای اروپائی کشور سوئیس و انگلستان مورد قبول قرار گرفت و چون برنامه مسافرت طوری بود که جهت برگشت از انگلستان مجبور به توقف در اسرائیل بودیم خواستم که در آنجا هم مدت کوتاهی (۴۸ ساعت) توقف نموده تا از برنامه آن کشور هم مطلع شوم زیرا تعداد آزمایشگاه‌ها محدود بوده و انجام یک برنامه کنترل کیفیت آزمایشگاهی نظیر کشورهای بزرگ امکان نداشت. بهرحال بعد از موافقت معاون و سرانجام وزیر بهداری با همسرم که آن وقت کارشناس ارشد علوم آزمایشگاهی از امریکا بود و می‌توانست به من کمک نموده و ضمناً از برنامه‌های تحصیلی آنها نیز اطلاعاتی حاصل کنیم با هم به این مسافرت اقدام نمودیم.

اولین کشور مورد بازدید کشور سویس بود که دو روز در آنجا اقامت نموده و پس از بازدید دو آزمایشگاه در پایتخت کشور متوجه شدیم که هر بخشی از کشور سوئیس در برنامه کنترل کیفی خارجی از کشورهای همزبان مجاور استفاده می‌کنند ولی قانون تأسیس آزمایشگاه‌ها یکنواخت می‌باشد. برنامه کنترل کیفیت خارجی شروع شده بود و بطور داوطلب انجام می‌شد.

در کشور انگلستان سه روز بودیم و بیشتر آزمایشگاه‌های بیمارستانی را بازدید کردیم. در آن زمان مسئولیت QC خارجی آزمایشگاه‌ها توسط هیئتی از استادان دانشگاه‌های مختلف اداره می‌شد که سرپرست آنها دکتر Whitehead بود. دکتر  Whiteheadقبلاً به ایران سفر کرده و از طرف سازمان بهداشت جهانی آزمایشگاه رفرانس ایران را بازدید کرده بود.

برنامه کنترل کیفیت خارجی انگلستان برای آزمایش‌های روتین بخصوص آزمایش‌های بیوشیمی ۱۵ روزه بود. یعنی هر دو هفته یکبار آزمایشگاه نمونه‌های جدیدی دریافت می‌کرد که موظف بود ظرف سه روز انجام داده و نتایج را به مرکز پست کند. مرکز بعد از بررسی و محاسبه معدل CV و Sd و مقایسه CV آزمایشگاه با CV انتخاب شده (Choosing CV) و کارهای جنبی دیگر نتایج را همراه با نمونه‌های جدید به آزمایشگاه می‌فرستاد. با این روش هر آزمایشگاهی از کیفیت کار خود هر ۱۵ روز یکبار اطلاع می‌یافت. برای آزمایشگاه‌های غیر روتین زمان ارسال نمونه بین دو تا ۴ ماه (۳ یا ۴ بار در سال) بود.

این برنامه در حالی که محسناتی داشت بعلت گران تمام شدن و هزینه بالا در بیشتر کشورها قابل اجرا نبود، بعلاوه انتخاب CV و مقایسه آن با CV آزمایشگاه‌ها، نبودن کمپیوتر و ارسال نتایج و نمونه‌ها با پست و بررسی سریع نتایج خالی از اشکال نبود. پروفسور Whitehead کتابی را که بتازگی درباره QC آزمایشگاه‌های پزشکی نوشته بود و درباره استفاده از CV برای ارزیابی نتایج آزمایشگاه‌ها توضیحاتی داده بود را به من داد و ما بیش از یک ساعت درباره اختلافات و تشابهات برنامه QC‌ خارجی انگلیس و امریکا صحبت کردیم ولی این برنامه نیز با همه خوبی‌هایش دوام نیاورد و بعد از مدتی تغییر کرد.

جالب‌تر از همه رفتن به اسرائیل بود. ما پاسپورت دولتی داشتیم و بصورت مهمان وارد اسرائیل شدیم. در آنجا میزبان ما یک کلیمی عرب بود که با کلیمی‌هایی که از اروپا و امریکا آمده بودند روابط خوبی نداشت. مخالف جنگ و طرفدار همزیستی برادرانه با اعراب بود. حرف‌هایش را با احتیاط می‌زد. بهرحال در اسرائیل نیز متوجه شدیم که برنامه QC خارجی آنها ابتدایی بوده و چند آزمایشگاه بیمارستان‌های بزرگ بین هم نمونه واحدی را تقسیم و اندازه‌گیری نموده و نتایج را با هم مقایسه می‌نمایند.

 

مسافرت به عراق

در آبان ماه ۱۳۵۶ با موافقت معاونت وزیر بهداری وقت برای شرکت در برنامه آموزشی کنترل کیفیت آزمایشگاه‌ها که از طرف سازمان جهانی بهداشت برگزار شده بود شرکت کردم. در این سفر همسرم با من همراه بود و آقای دکتر ظریفی نیز از استانبول به بغداد پرواز نموده و به ما پیوست. متأسفانه خانم ایشان نتوانست در این سفر شرکت کند.

مسئول آموزش این برنامه پروفسور whitehead از انگلستان و پروفسور دیگری از دانمارک بود. این برنامه ابتدایی و برای آشنایی با اصول کنترل کیفیت آزمایشگاه‌های بالینی ترتیب داده شده بود. تا آنجا که بخاطر دارم از کشورهای ترکیه مصر و عراق نیز شرکت کننده آمده بودند. کلاس‌ها در محل دانشکده پزشکی بغداد تشکیل می‌شد. مدت کلاس ۸ روز و مدت اقامت ما ۱۵ روزه بود. دکتر whitehead و استاد دیگر ضمن تدریس، برنامه کنترل کیفیت اروپا را برای آزمایشگاه‌های بالینی بر برنامه‌های امریکایی ترجیح داده و همین امر باعث شد که اکثراً من با آنها بحث‌های داغی داشته باشم. من مزایای برنامه CAP را که بسیار قدیمی‌تر و علمی‌تر از اروپا بود توضیح می‌دادم و معتقد بودم که آنها نیز بهتر است همین کار را نموده و از مزایا و معایب هردو برنامه صحبت کنند. مثلاً من موافق استفاده از CV انتخاب شده (برای بررسی نتایج کنترل کیفیت خارجی) نبودم ولی آنها در این باره (Choosen CV) اصرار نموده و معتقد بودند که با استفاده از این مقدار بهتر می‌توان نتیجه آزمایشگاه‌ها را بررسی نمود. گاهی بحث‌های ما ساعت‌ها طول می‌کشید، با این وصف این کلاس آموزش بود زیرا شرکت کنندگان از دو برنامه کنترل کیفیت داخلی و خارجی اروپا و امریکا اطلاعاتی بدست می‌آوردند. من اگر می‌دانستم سطح کلاس اینقدر ابتدایی است شرکت نمی‌کردم.

میزبان ما دکتر داروسازی بود که شیعه بود و دلش می‌خواست خیلی به ما کمک کند ولی بنظر می‌رسید که وحشت داشت. با کمک و راهنمایی او چند آزمایشگاه بیمارستانی و دولتی عراق را بازدید کردم و توانستم با مسئولین کنترل کیفیت آزمایشگاهی عراق صحبت کرده و از کار آنها اطلاع پیدا کنم. من در نهایت تعجب فهمیدم که آزمایشگاه مرکزی که بعنوان آزمایشگاه رفرانس عراق کار می‌کرد مسئول ساخت و کنترل تمام محلول‌ها و راکتیوها و خلاصه کیت‌های آزمایشگاهی بود. حسن کار این بود که تفاوت کیت‌ها در اندازه‌گیری مثلاً گلوکز بی‌اثر می‌شد. محلول‌ها و کیت‌های ساخته شده در سراسر عراق پخش شده و آزمایشگاه‌ها از آن استفاده می‌کردند. همینطور دستگاه‌های اندازه‌گیری یکنواخت بود. به یک کمپانی خارجی سفارش دستگاه اندازه‌گیری آزمایش‌ها را داده بودند و همین دستگاه در تمام آزمایشگاه‌های کشور عراق مورد استفاده قرار می‌گرفت، بنابراین با این ابتکار توانسته بودند بیش از ۹۰% آزمایشگاه را با محلول‌ها و دستگاه‌های اندازه‌گیری مشابه تحت پوشش کنترل کیفی قرار دهند.

با کمک دکتر راهنمای گروه، ما به کارخانه آنتی‌بیوتیک‌ سازی بغداد رفتیم. راهنما توضیح داد که این اولین کارخانه تهیه آنتی‌بیوتیک در خاورمیانه بوده و وزارت بهداری عراق یک قرارداد ۵ ساله با کشور شوروی برای ساخت این کارخانه منعقد نموده و پس از پایان ۵ سال کارکنان شوروی با دادن آموزش فنی به کارکنان عراقی از مملکت خارج شدند. او به وجود این کارخانه بسیار مباهات می‌کرد. روز بعد با راهنما به عتبات عالیات،‌ کربلا و نجف رفته و مدتی در این دو شهر گردش کرده و با مردم و مغازه‌دارها صحبت کردیم. با کمال تعجب دیدم بیشتر آنها فارسی بلد بوده و ما اشکالی از نظر صحبت کردن با آنها و خادمان حرم نداشتیم و بارگاه امام علی (ع) و امام حسین (ع) برای ما بسیار جالب بود بخصوص وقتی فهمیدیم که بودجه و ساختن این بارگاه‌ها با کمک مردم و دولت ایران تهیه شده است.

روز دیگر بعد از پایان کلاس من و همسرم با اتومبیل سواری کرایه‌ای ابتدا به کربلا و سپس به نجف اشرف رفتیم تا مجدداً دیداری با فراغت با ائمه بزرگ داشته باشیم. بعد از پایان طواف حرم و رسیدن به محوطه کفش‌کن، ‌من صدای پسربچه‌ای را شنیدم که با صدای بلند به مسئول کفش‌کن می‌گفت آقا آمدند،‌ آقای خمینی. من برگشتم و دیدم آیت‌الله خمینی با یکی از همراهان خود به زیارت امام علی (ع) تشریف آورده بودند. من به خانم و همراه دیگرمان دکتر ظریفی اطلاع داده و برگشتیم تا از نزدیک آقا را ملاقات کنیم. آقا پس از رسیدن به درگاه حضرت علی (ع) صورت به درب چسبانده و سپس وارد حرم شده، طوافی دور حرم انجام داده و به نماز ایستادند. چون وقت کم بود مجبور به برگشت به بغداد شدیم.

بعد از ظهر روز دیگر با گرفتن نشانی از راهنما (راهنما می‌ترسید با ما به مقبره امام حسن عسکری (ع) و مسجد صاحب بیاید) با خانم و دکتر ظریفی به زیارت آن محل شریف رفتیم و زیارت کردیم. وضع آلودگی این منطقه زیارتی بخصوص در خارج از محوطه بسیار غم‌انگیز بود؛ طوری که برای ما استفاده از سرویس بهداشتی آنها غیر ممکن شده بود. وقتی با راهنمای خود این مسئله را در میان نهادیم علت را عدم توجه دولت به اماکن مقدسه شیعه می‌دانستند.

یک روز قبل از ترک عراق به ایوان مدائن رفته و از نزدیک عظمت این ایوان مخروبه را بازدید کردیم و یاد شعر معروف:

هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان            ایوان مدائن را آییـــــــــــــنه عبرت دان

افتادیم، بعداز ظهر یکی از روزها به کنار رودخانه دجله رفتیم و شام ماهی‌ای خوردیم که از رودخانه قبلاً شکار شده و در قفس آبی نگهداری می‌کردند. مشتری یک ماهی در قفس را انتخاب نموده و بطرز جالبی کباب می‌کردند و می‌خوردند. جمعیت زیادی در اطراف رودخانه آمده بودند و در طول رودخانه ماهی کباب شده فروخته می‌شد.

از موارد جالب دیگر بازدید مقبره سلمان فارسی و دیدار با وزیر بهداری و معاون او و سرکار خانم دکتری بود که مدیر کل آزمایشگاه‌های عراق بود. مدیر کل آزمایشگاه‌های عراق این دیدار را با وزیر بهداری در یکی از رستوران‌های بغداد ترتیب داده و قرار بود همه در ساعت ۶ بعد از ظهر آنجا حاضر باشیم. من، دکتر ظریفی و همسرم بوسیله مینی‌بوسی که تهیه شده بود ساعت ۵:۴۵ به رستوران رسیدیم و مستقیماً ما را به سالن غذاخوری که میز بزرگی در وسط آن قرار داشت هدایت کردند. سالن با چراغ‌های کم‌نور تزئین شده بود. وقتی که ما وارد شدیم راننده هم با ما آمد و ما در وسط میز نشستیم و راننده هم در پشت همین میز و در گوشه دیگر نشست. تعجب کردم که چطور راننده با مهمانان خارجی و وزیر بهداری در کنار هم نشسته و غذا میل می‌نمایند. قبل از ما سه نفر آمده و در وسط میز نشسته بوده و با هم حرف می‌زدند. چون نور چراغ‌ها کافی نبود من نمی‌توانستم چهره آنها را ببینم. بعد از نیم ساعت صحبت و آمدن همه مهمانان من از مدیر کل آزمایشگاه که پهلوی من نشسته بود پرسیدم ساعت از ۶ گذشته ولی هنوز وزیر شما نیامده است. در پاسخ گفت آن شخصی که در وسط میز و روبروی ما نشسته وزیر بهداری است. او همیشه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زودتر از دیگران می‌آید. گفتم چرا خود را معرفی نکرد. گفت او اسم کوچک خود را گفت و شما نشناختید. آن شب شام با ضیافت کاملاً عربی و یک گوسفند کباب شده که همه ما را متعجب ساخته بود آغاز و با صحبت با وزیر و مدیر کل آزمایشگاه‌های عراق در اطراف اهمیت آزمایشگاه پایان یافت.

 

سخنرانی در سمینار دو روزه علوم آزمایشگاهی

در سال ۱۳۷۱ سمینار دو روزه‌ای از طرف دانشکده پیراپزشکی دانشگاه شهید بهشتی و با همت چند نفر از دکترهای علوم آزمایشگاهی در تهران تشکیل شده بود. از من و همسرم نیز دعوت شد تا در این سمینار که شاید اولین سمینار بزرگی بود که از طرف دانشگاه شهید بهشتی در تهران تشکیل شده بود شرکت کنیم.

روز اول درباره کنترل کیفیت داخلی و خارجی آزمایشگاه و روز دوم درباره دیابت صحبت کردم. همسرم خانم دکتر شکوه یوسفی نیز در روز دوم درباره Flowcytometery و کاربرد آن در آزمایشگاه‌های بالینی صحبت کردند. از آنجا که این مطالب بخصوص QC و Flowcytometery تازگی داشت بحث‌های جالبی با ارائه سؤالات همکاران آزمایشگاهی به عمل آمد.

 

نمایندگی در سازمان نظام پزشکی

وقتی پیشنهاد نمایندگی وزارت بهداری و بهزیستی در سازمان نظام پزشکی برای بررسی شکایات از آزمایشگاه‌ها به من داده شد بسیار خوشحال شدم و چون می‌خواستم بعد از چندین سال دوری، ‌از نزدیک از مشکلات آزمایشگاه‌ها و شکایت مردم اطلاع پیدا کنم پیشنهاد را قبول کردم. در آن دوره خوشبختانه شکایات زیادی نبود، من فقط دو نمونه از آنها را در اینجا یادآور می‌شوم.

روزی یکی از افسران ارتش به جلسه سازمان آمد و پس از معرفی نمودن خود از آزمایشگاهی که جواب آزمایش تایپ گروه خونی دخترش را اشتباهی داده بودند شکایت داشت. او ۵ کارت از ۵ آزمایشگاه در دست داشت که سه تای آنها جوابشان صحیح بود و دو آزمایشگاه دیگر جواب اشتباه داده بودند

داستان این افسر از آنجا شروع شد که دخترش به بیماری تالاسمیا مبتلا بود و اولین بار در تهران آزمایش نموده و گروه خونی او را معلوم و بر اساس آن درمان را شروع و با تزریق خون بیماری را کنترل می‌کردند. بعد از مدتی این افسر به شهرستان منتقل شد و با مراجعه برای گرفتن خون، دوباره گروه خونی بیمار را آزمایش نمودند و جواب این آزمایش با آزمایش قبلی که در تهران انجام شده بود تفاوت داشت. پدر ناراحت شده و دخترش را برای آزمایش مجدد به آزمایشگاهی بزرگتر در کنار شهری که زندگی می‌کرد، می‌برد. آن آزمایشگاه هم جواب دیگری می‌دهد. افسر با فرزند خود به تهران مراجعت و در همان آزمایشگاه اولیه تقاضای آزمایش گروه خونی نمود. آزمایشگاه تهران نتیجه آزمایش اول را تأیید کرد. پدر به حوزه مأموریت خود برگشته و با نشان دادن کارت آزمایشگاه تهران، ‌از آزمایشگاه شهرستانی خواست که دوباره خون دخترش را آزمایش کند. این بار جواب آن آ‌زمایشگاه با جواب‌های تهران مطابقت داشت.

افسر نامبرده مرد شریفی بود که فقط منظورش از ارائه این شکایت بهتر کردن کار آزمایشگاه‌ها و تربیت کارشناس‌های ورزیده برای انجام آزمایش‌ها‌ی مهم و حیاتی بود. خلاصه صحبت او در واقع تدوین و اجرای یک برنامه علمی برای کنترل کیفیت آزمایش‌های خون بود که واقعاً جنبه حیاتی دارند. در آن زمان سازمان انتقال خون ایران هنوز سر و سامانی نداشت.

شکایت از یک آزمایشگاه

شکایتی از سازمان تأمین بیمه‌های اجتماعی درباره یکی از آزمایشگاه‌های تهران شد که مسئول آن یکی از استادان دانشکده داروسازی بود. جرم این آزمایشگاه دست بردن در نسخه پزشک و افزودن آزمایش‌های گران قیمت مثل T4، تری‌گلیسرید و غیره بود. زمانی که استاد اطلاع پیدا کرد که من هم عضو دادگاه فنی این شکایت هستم به من مراجعه و از من کمک خواست. او می‌گفت که در ایامی که این دستبردها انجام گرفت من در ایران نبودم و شریک من این کار را کرده است. من در جواب گفتم سازمان بیمه درمانی هم از آزمایشگاه شکایت کرد نه از شما، بهرحال مسئول آزمایشگاه باید جوابگو باشد. من پرونده را بررسی نموده و بر اساس ادعای سازمان تأمین اجتماعی بیش از ۵۰ هزار تومان سوء استفاده شده بود. وقتی این مطلب را با همکاران آزمایشگاهی در میان گذاشتم معلوم شد که این تنها آزمایشگاهی نیست که دست به تقلب می‌زند، منتهی دستبرد این آزمایشگاه بسیار گزاف بوده است. من منتظر روز دادگاه بودم و خودم نمی‌دانستم چکار باید بکنم؛ ‌چگونه می‌خواستم علیه استاد خودم رأی دهم و او را محکوم کنم و فکر می‌کردم که در آن روز در دادگاه شرکت نکنم. بهرحال مدتی در اضطراب بودم. بعد از ماه‌ها معلوم شد که تیمسار دکتر ایادی که از قدرت‌های بزرگ وزارت بهداری و مملکت شده بود دستور داده که از تعقیب صرفنظر کنند. در آن زمان تیمسار نامبرده دفتری در طبقه دوم وزارت بهداری و بهزیستی داشت و هفته‌ای یکی دو روز به آنجا می‌رفت. بعدها معلوم شد که مقدار کمی از استاد گرفتند و او را رها کردند. این بود عدالت شاهنشاهی!!

شرکت در گروه بازرسی شاهنشاهی

درباری که تا خرخره خودش در کارهای خلاف انسانی غرق بود تصمیم به بازرسی وزارتخانه‌ها گرفت تا از نزدیک خلافکاری‌های آنها را مشاهده و در یک شوی تلویزیونی به مردم نشان دهند. بخشی از بازرسی‌ها شامل بیمارستان‌ها می‌شد که باید از تمام بخش‌های مختلف آن بازدید به عمل می‌آمد، از جمله آزمایشگاه.

وقتی این مطلب را با من در میان گذاشتند قبول کردم که با آنها همکاری کنم. من از این طریق می‌توانستم با مسئولین آزمایشگاه‌ها آشنایی پیدا نموده و از دستگاه‌هایی که دارند، آزمایش‌هایی که انجام می‌دهند و بخصوص نحوه اجرای کنترل کیفیت آنها مطلع شوم. شاید ما در حدود ۸-۷ آزمایشگاه را بازدید کردیم که این آزمایشگاه‌ها وابسته به بیمارستان‌های وزارت بهداری بودند. از آنجا که تعداد بازرس‌های هر قسمت دو نفر بودند یکی از طرف وزارتخانه و دیگری از طرف سازمان بازرسی، من با افسری که مسئول یکی از آزمایشگاه‌های بیمارستان ارتشی بود همراهی می‌کردم.

این امر که بصورت شوهای تلویزیونی درآمده بود خیلی دوام نیافت و آنقدر مشکلات وجود داشت که نمی‌توانستند به این بازرسی ادامه دهند، ولی بهرحال برای من یک دانشکده دیگر و تجربه دیگری بود.

 

بازرسی یک آزمایشگاه

سازمان بیمه‌های اجتماعی به وزارتخانه و از آنجا به آزمایشگاه رفرانس اطلاع داد که آزمایشگاهی در خیابان کارگر شمالی میدان انقلاب (۲۴ اسفند سابق) آزمایشی انجام می‌دهد که تعرفه آن ۵۰۰۰ تومان می‌باشد؛ تحقیق کنید که اولاً این چه آزمایشی است و ثانیاً تعرفه آن درست است یا خیر؟ من برای بازرسی آزمایشگاه‌ها بعد از مطالعه زیاد دو نفر را انتخاب و با موافقت خودشان از آزمایشگاه استان تهران به آزمایشگاه رفرانس منتقل نمودم. هر دو از همکاران صمیمی و درستکار آزمایشگاهی بودند؛ یکی آقای دکتر حاج سیدجوادی و دیگری آقای دکتر خلیلی. این دو نفر بازوی ما در دایره بازرسی بوده و از اطلاعات آنها استفاده زیادی شد. در مورد آزمایشگاه مورد نظر من از آقای دکتر حاج سیدجوادی خواستم که به این آزمایشگاه رفته و جریان را تحقیق کند. او به من گفت چون مسئول آزمایشگاه همکاسی من بود، من از رفتن به تنهایی معذورم، گفتم با هم می‌رویم. صبح فردای آن روز من و آقای دکتر به آزمایشگاه مورد نظر رفته و آنجا را بازدید کردیم. ضمن بازدید متوجه شدم گاما کنتری قدیمی در وسط آزمایشگاه است که کاغذ دستگاه چاپ کننده آن رنگ قهوه‌ای دارد و معلوم بود که از این دستگاه حداقل شش ماه است که استفاده نشده است. بدون مقدمه از آقای دکتر مسئول آزمایشگاه پرسیدم که درباره شکایت سازمان بیمه‌های اجتماعی چه جوابی دارد، بلافاصله گفت ما آزمایش‌های آلرژی انجام می‌دهیم و این آزمایش بعلت گران بودن کیت‌ها تعرفه‌اش بالاست. سؤال کردم آیا شما این آزمایش را واقعاً انجام می‌دهید؟ جواب داد بلی و رفت کیت نیمه مصرف شده آن را از یخچال درآورد و به ما نشان داد، گفتم بسیار خوب دستگاهی که برای شمارش ماده رادیواکتیو استفاده می‌کنید کجاست؟ پاسخ داد که در آزمایشگاه مشاهده کرده‌اید. گفتم آقای دکتر حقیقت را بگویید آن دستگاه حداقل شش ماه است که کار نکرده است، زیرا ماشین گرد و خاک گرفته و کاغذ آن قهوه‌ای رنگ شده است. گفتم صریحاً بمن بگویید که این آزمایش‌ها را کجا و به چه صورتی انجام می‌دهید و یا اصلاً انجام نداده و جواب‌ها را با سؤالاتی که از مریض می‌پرسید حدس زده و تایپ می‌کنید. بهرحال تسلیم شد و گفت که کیت توسط آزمایشگاه خریداری شده و آزمایش‌ها در دانشگاه تهران به کمک آقای دکتر … که مسئول پزشکی هسته‌ای دانشگاه تهران بوده و Gamma Counter‌ در آزمایشگاه خود دارد انجام می‌شود و من برای هر آزمایشی مبلغ هزار تومان به آقای دکتر آزمایش کننده و مبلغی به دکتری که سفارش می‌کند می‌پردازم و بقیه هزینه آزمایشگاه می‌باشد. به او گفتم از همین ساعت این تست را متوقف نمایید چون بطور نادرستی انجام شده که نتایج آن قابل قبول نبوده و بعـــــــلاوه با پول‌های غیر قانونی که به دو دکتر نامبرده می‌دهید یک کار غیرتخصصی انجام می‌دهید.

مسئول آزمایشگاه پیشنهاد ما را پذیرفت و فردای آن روز به مدت دو ماه آ‌زمایشگاه خود را بعلت مسافرت تعطیل نمود. نکته جالبی که در این بازدید متوجه شدیم تابلوی بزرگ و زیبای نصب شده در بالای درب یکی از اطاق‌های آزمایشگاه بود که روی آن نوشته شده بود (دپارتمان نوکلئولار مدیسین) وقتی درب اطاق را باز کردیم دیدیم مستراح قدیمی بود که سر آن را پوشانده و سکوئی در دو طرف آن درست کرده و فقط یک سانتریفوژ در آن وجود داشت.

ما در جلسه مسئولین عین وقایع را گزارش کردیم و چون مسئول نامبرده تعهد داد که دیگر به این کار ادامه ندهد و بعلاوه به‌ هر صورت کیت وجود داشت و آزمایش انجام می‌شد او را از تعقیب قانونی معاف نمودیم.

 

بیماری وبا و آزمایشگاه رفرانس

یکی از وظایف آزمایشگاه رفرانس تأیید نتایج آزمایش‌های واگیر در ایران بود. بیماری مهمی که به آن بیشتر توجه می‌شد بیماری کلرا بود که از مرز افغانستان و پاکستان به ایران وارد می‌شد و بیشتر مردم خراسان و مسافرین بین دو کشور را مبتلا می‌نمود. بهمین جهت آزمایشگاه مرکزی استان خراسان در مشهد بلافاصله بعد از شیوع بیماری و گرفتن نمونه و آزمایش آن بقیه نمونه‌ها را به آزمایشگاه رفرانس می‌فرستاد تا مورد تأیید و یا تکذیب قرار گیرد. در این مدت آزمایشگاه استان حق نداشت که نتایج را بجز به مقامات مسئول به دیگران اطلاع دهد. آزمایشگاه رفرانس بعد از دریافت نمونه درستی و یا اشتباه آزمایشگاه استان را تأیید و فقط به مقام معاونت وزارت بهداری اطلاع می‌داد. البته همزمان نتایج به اداره کل آزمایشگاه‌ها نیز فرستاده شده و یا تلفنی اطلاع داده می‌شد.

در سال اول خدمت من نمی‌دانستم که نتایج را علاوه بر اداره کل و مقام معاونت باید به اطلاع مقامات ساواک مستقر در وزارتخانه نیز رسانید. من طبق معمول، نتیجه یک مورد از آزمایش کلرا که وسیله آزمایشگاه رفرانس تأیید شده بود را تلفنی به اطلاع اداره کل و معاونت وزارتخانه رسانیده و فکر می‌کردم که وظیفه آزمایشگاه رفرانس تمام شده است. ساعتی نگذشت که از طرف اداره حفاظت وزارت بهداری (دفتر ساواک) تلفن شد که چرا نتیجه مثبت آزمایش به اطلاع ما نرسید. بعد از پرسش از منشی اداره و حصول اطمینان از اینکه تلفن کننده ساواکی می‌باشد گفتم ببخشید من نمی‌دانستم که باید به شما اطلاع دهم. مأمور در جواب من گفت این به حیثیت مملکت مربوط است و ما باید بدانیم چه اتفاقاتی در مملکت می‌افتد و با تحکم گفت از این به بعد هر روز صبح، اول به من و یا دفتر من اطلاع داده و سپس به اداره کل و معاونت بهداری.

این کار هر روز ادامه داشت، ‌چون متأسفانه تعداد بیماران حتی در تهران نیز زیاد شده و ما تقریباً ۵۰ نفر بیمار وبائی در بیمارستان فیروزآبادی بستری نموده بودیم. بعد از مدتی فهمیدیم که چون ملکه انگلستان قصد سفر به ایران را دارد لذا مقامات امنیتی در فکر این بودند که مبادا این خبر به روزنامه‌ها درز نموده و مقامات انگلیسی مطلع شده و سفر ملکه لغو شود.

 

وقایع جالب دیگر؛ خانم هایده و آزمایش ادرار برای اعتیاد

در سال ۵۳ و یا ۵۴ سازمان بازرسی شاهنشاهی با سرپرستی وزیر دربار وقت تشکیل شد تا این سازمان بتواند با بازرسی ادارات دولتی و مؤسسات مربوطه به نواقص پی برده و آنها را برطرف سازد تا رضایت مردم جلب شود. همان زمان شب‌ها گزارش‌های مختلف این سازمان از وزارتخانه‌ها در تلویزیون پخش می‌شد و مردم را سرگرم می‌کرد. مردم مطمئن بودند که با این طریق مشکلی حل نخواهد شد ولی کنجکاو بودند تا مطلع شوند که اولاً دولت چقدر از مشکلات مردم آگاه بوده و ثانیاً برای رفع آنها چه نقشه و هدفی دارد.

یکی از گوشه‌های این بازرسی گریبان آزمایشگاه رفرانس را گرفت. به آزمایشگاه دستور داده شد که چون مسئول آزمایش داروهای مخدر بوده و نتایج آن نیز قابل قبول می‌باشد سازمان بازرسی عده‌ای از صاحب منصبان ارتش (از سرهنگ به بالا) را برای آزمایش ادرار جهت تأیید معتاد بودن آنها به آزمایشگاه رفرانس بفرستد.

هفته‌ای نگذشت که تعدادی از سرهنگان و امراء ارتش را همراه با دو مأمور به آزمایشگاه آوردند تا آزمایش ادرا جهت اعتیاد به تریاک انجام گیرد. قیافه ظاهری این افراد خودبخود مؤید اعتیاد آنها به تریاک بود ولی بهرحال آزمایش ادرار بدون نام آنها و فقط با شماره‌ای که داده شده بود انجام و نتایج فرستاده می‌شد. در همان ایام، روزی که به آزمایشگاه می‌رفتم یادم افتاد که باید سری به وزارتخانه زده و سپس به آزمایشگاه بروم، در نتیجه تقریباً نیم ساعتی دیرتر به آزمایشگاه رسیدم. به محض ورود متوجه شدم که اغلب کارمندان و مراجعین در اطراف دفتر من اجتماع تشکیل داده‌اند. قبل از اینکه از کسی بپرسم علت این ازدحام چیست یکی از همکاران بمن گفت که صبح امروز خانم هایده را برای آزمایش ادرار جهت اعتیاد به اینجا آورده و اکنون ایشان در اطاق شما هستند، بهمین دلیل کارمندان و دیگران جمع شده تا ایشان را ببینند. من اسم خانم هایده را شنیده بودم ولی قیافه او را نمی‌شناختم. بهرحال وارد اتاق شده و خانم هایده را با دو مأمور لباس شخصی در اطاقم دیدم. بعد از پرسش‌های اولیه از دو مأمور خواستم که از اطاق خارج شوند تا من با خانم صحبت کنم. خانم شروع به شکایت از سیستم و کسانی که باعث شده بودند تا او را به عنوان تریاکی به آزمایشگاه بفرستند نموده و می‌گفتند چون من مطمئنم که معتاد نیستم آزمایش نمی‌دهم. من گفتم اگر واقعاً اطمینان بخود دارید مطمئن باشید که آزمایشگاه نتیجه آزمایش را عوض نخواهد کرد و اگر جواب آزمایش منفی باشد من همان را به شما می‌دهم و اضافه کردم اگر ادرار هم ندارید قدری آب میل فرموده و سپس نمونه بدهید. در همین موقع از طرف دفتر محافظت (ساواک) و معاونت زنگ زدند که نتیجه آزمایش خانم هایده چیست؟ ‌گفتم تاکنون ایشان ادرار نداده و بنظر می‌رسد که حاضر به دادن نمونه نیست. گفتند آنقدر او را نگهدارید تا حاضر به دادن نمونه شود.

سرانجام بعد از سه ساعت حبس غیرقانونی و اخلاقی، ایشان حاضر به دادن نمونه نشده و با تلاش طرفداران او که در خارج فعالیت می‌نمودند و تلفن‌های مکرر و ازدحام کارکنان و غیر کارکنان آزمایشگاه رفرانس در محوطه آزمایشگاه و تلفن به معاونت وزارتخانه، قبول نمودند که ایشان به وزارتخانه عودت داده شوند.

 

برای دانلود پی دی اف بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

برچسبها
  • آزمايشگاه رفرانس
  • دكتر اكبر ملك پور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *