مروری بر عفونت‌های قارچی چشم (۳)

مروری بر عفونت‌های قارچی چشم

مروری بر عفونت‌های قارچی چشم

دکتر محمد قهری – آزمایشگاه تشخیص طبی رسالت

بخش سوم

عوامل اوکولومایکوزیس

تا حدود چهار دهه قبل نمونه‌های اوکولومایکوزیس آنقدر کمیاب بودند که موارد دیده شده بصورت “گزارش مورد” مطرح می‌گردید. هرچند که امروزه نیز در مقایسه با علل باکتریال نسبتاً کمتر شایع هستند، اما موارد گزارش عفونت‌های قارچی چشم در حال افزایش است و ضمائم چشم مانند پلک‌ها، ملتحمه، سیستم اشکی، حدقه و سایر قسمت‌های کره‌ی چشم (قرنیه، صلبیه، شبکیه، مشیمیه، شبکیه، زجاجیه و عصب بینائی) را گرفتار می‌کنند. اگرچه سهم قابل توجهی از این افزایش موارد نتیجه‌ی افزایش آگاهی کلینیکی و بهبود و ارتقاء تکنیک‌های تشخیصی است اما استفاده‌ی وسیع از آنتی بیوتیک‌های وسیع‌الطیف، کورتیکوستروئیدها، و کاتتریزاسیون تهاجمی طولانی مدت و نیز ظهور و پیدایش اختلالات نقص ایمنی، اختلالات یاتروژنیک (پزشکزاد) و یا آنهائی که با عفونت پدید می‌آیند همگی در افزایش میزان وقوع اکولومایکوزیس سهیم می‌باشند. بیش از ۱۵۰ گونه قارچی که در ۵۶ جنس قرار می‌گیرند بعنوان عوامل اوکولومایکوزیس گزارش شده‌اند. قارچ‌های عامل اوکولومایکوزیس را در ۴ طبقه بررسی می‌نمایند:

  • هیفومیست‌های شفاف که شامل گروهی از قارچ‌های دارای تیغه ‌ی میانی و فاقد ملانین در دیواره‌ی سلولی در بافت یا در کشت می‌باشند.
  • هیفومیست‌های فئوئید شامل قارچ‌های میسلیال دارای تیغه‌ی میانی با حضور ملانین در دیواره‌ی سلولی در کشت و معمولاً در بافت
  • مخمرها
  • زیگومیست‌ها که دارای هایفی بدون تیغه‌ی میانی و واجد اسپورانژیا و زیگوسپور می‌باشند.

قارچ می‌تواند یک ساختمان منفرد چشمی مانند قرنیه را مبتلا سازد (مثلاً گونه‌های فوزاریوم و یا اینکه بطور همزمان چندین ساختمان چشم مانند اربیت، عصب بینائی و کوروئید را درگیر کند (مثلاً گونه‌های رایزوپوس)، همچنین یک گونه‌ی خاص ممکن است ساختمان‌های متعدد چشمی را در افراد مختلف مبتلا کند مثلاً در یک بیمار عفونت قرنیه و در دیگری اندوفتالمیت ایجاد نماید.

مایکوبیوتای چشم نرمال

گزارش‌های متعددی وجود دارند که نشان می‌دهند که طیف وسیعی از قارچ‌ها از قسمت‌های خارجی چشم در حالات “سلامت و بیماری” جدا شده است. منظور از “بیماری” در اینجا صرفاً “عفونت” نیست بلکه شامل حالات مختلف از قبیل “استفاده از کورتیکوستروئید موضعی”، “سندروم‌های چشم خشک”، یا “سایر اختلالات غیرعفونی چشم” نیز می‌باشند. در اکثر این موارد قارچ‌ها از یک مرتبه کشت بدست آمده‌اند. اصطلاح “فلور قارچی” برای نشان دادن چنین ایزوله‌هائی بکار می‌رود. اما این اصطلاح در اینجا با آنچه که در سایر جاها بکار رفته است متفاوت می‌باشد.

شکل شماره ۱- ویترکتومی پارس – پلانا

 

تمام گروه‌های سنی و هر دو جنس در این گزارش‌ها شامل بوده‌اند و فصول مختلف و مناطق مختلف جغرافیائی نیز در برگرفته شده است. شیوع کشت‌های مثبت از ۲/۹ درصد تا ۳۷/۱ درصد در بین گروه‌های مختلف تحت مطالعه که شامل ۴۳ تا ۱۳۴۷ فرد بوده متغیر بوده است. کپک‌های فرصت طلب مثل گونه‌های آسپرجیلوس، پنی‌سیلیوم و مخمرهای گونه‌های کاندیدا و ردوترولا بصورت شایعی از چشم‌های سالم در تمام این گزارش‌ها جدا شده‌اند. قارچ‌ها بصورت شایع‌تری از قسمت‌های خارجی چشم افراد مسن‌تر کشت شده‌اند و پلک‌ها بیشتر از ملتحمه کشت‌های مثبت داشته‌اند. در یک مطالعه استفاده از کورتیکوستروئیدهای موضعی چشمی موجب افزایش کشــــــــــــت‌های مثبت قارچی شده است (Mitsui and Hanabusa, 1955) در حالیکه در مطالعات دیگران استفاده از کورتیکوستروئیدهای چشمی موضعی اثر قابل توجهی در افزایش میزان جداسازی قارچ‌ها از ملتحمه نداشته است.

مخمرها علی‌الخصوص گونه‌های کاندیدا از بخش‌های خارجی چشم نرمال بیماران بستری نسبت به افراد غیربستری بسیار بیشتر جدا شده‌اند. بسیاری از قارچ‌های جدا شده از قسمت‌های خارجی چشم افراد سالم همان‌هائی هستند که از موارد اوکولومایکوزیس جدا می‌شوند؛ بویژه عفونت‌های قارچی قرنیه (کراتومایکوزیس). ممکن است اینطور درنظر گرفته شود که قارچ‌هائی که موجب ایجاد برخی از عفونت‌ها می‌شوند بعنوان بخشی از فلور میکروبیال نرمال چشمی هستند، اکثر موارد اوکولومایکوزیس اگزوژنوس با تروما مرتبط هستند و بوسیله‌ی قارچ‌های فرصت طلب پاتوژن ایجاد می‌شوند. از آنجا که احتمال وجود میکوبیوتای چشم نرمال کم است بنابراین عفونت بستگی دارد به حضورگذرای قارچ در زمان تروما یا تلقیح اسپورها از طریق وسیله یا ابزار. هنگامی که یک گونه‌ی قارچی بیش از یکبار از قسمت خارجی چشم فردی جدا شود به معنی آن است که مواجهه‌ی مستمر با آن قارچ از طریق محیط یا از راه استفاده از وسایل چشمی آلوده شده صورت گرفته است.

شکل شماره ۲- کوروئیدیت چند کانونی

اندوفتالمیت قارچی

اندوفتالمیت قارچی و کوریورتینیت قارچی هر دو عفونت‌های مایکوتیک داخل چشمی (intraocular) هستند. اختلاف عمده‌ی بین آنها حضور عفونت قارچی فعال جسم زجاجیه در اندوفتالمیت قارچی است. زجاجیه یک ژل بیرنگ، فاقد سلول و نورگذر است که چهار پنجم قسمت خلفی چشم (بین شبکیه و عدسی) را پر می‌کند و دارای ترکیب آبدار و قوام ژل مانند است. زجاجیه قوام ژل مانند خود را از طرز قرارگرفتن فیبریل‌های کلاژن طویل، نازک و بدون انشعاب دارد که در یک شبکه از زنجیرهای بسیار هیدراته‌ی گلیکوزامینوگلیکان و پلیمرهای خطی از واحدهای دی‌ساکاریدی بصورت سوسپانسیون درآمده است. عفونت کانونی کوروئیدال ناشی از قارچ‌ها می‌تواند از طریق غشاء Bruch’s رخنه نموده و به شبکیه تهاجم نماید و اگر چک نشده باقی بماند به سمت زجاجیه توسعه یابد. قارچ سپس می‌تواند به راحتی زجاجیه را بعنوان سوبسترا برای رشد خود مصرف نماید.

شایع‌ترین فرم اندوفتالمیت قارچی نوع اندوژنوس است و تقریباً همیشه از توسعه یا بسط عفونت کوروئیدال فوکال یا رتینال بداخل زجاجیه نتیجه می‌شود. گونه‌های کاندیدا عوامل اصلی کوریورتینیت قارچی و همچنین شایع‌ترین علت اندوفتالمیت اندوژنوس هستند (Holland,1989). کاندیدا آلبیکنس شایع‌ترین عامل اما کاندیدا گلابراتا، کاندیدا گیلرموندی، کاندیدا کروزی، کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا تروپیکالیس و سایر گونه‌های غیرآلبیکنسی بعنوان عوامل ایجاد کننده‌ی کاندیدیازیس داخل چشمی گزارش شده‌اند. لزیون‌های مربوط به کوریورتینیت کاندیدائی پیشرفت می‌کنند تا جائیکه زجاجیه بصورت توده‌ی کروی، پرمانند و سفید با واکنش سلول التهابی قابل ملاحظه درمی‌آید. بیمار اگر متوجه باشد به لکه‌ها یا نقطه‌های شناور و اشیائی که در میدان بینائی وی قرار می‌گیرند توجه می‌کند. یک فوکوس فووئوماکولار (foveomacular) منتج به از دست دادن دید مرکزی می‌شود. همانطور که توده‌ها به هم آمیخته می‌شوند یک آبسه‌ی زجاجیه‌ای چرکدار تشکیل می‌شود که کل میدان بینائی را معیوب می‌نماید. برعکس اندوفتالمیت باکتریال حاد، درد یک شکایت متغیر در بیمار است. بدون مداخله‌ی درمانی آبسه‌ی داخل زجاجیه‌ای توسعه یافته بطوریکه قسمت قدامی چشم را گرفتار می‌سازد. فاصله‌ی زمانی از انتشار اولیه از زجاجیه تا تشکیل آبسه متغیر است و به مقدار زیادی بستگی به وضعیت ایمنی میزبان، تعداد سلول‌های قارچی و دسترسی به زجاجیه و فاکتورهای ویرولانس کاندیدا دارد. اگرچه کوریورتینیت کاندیدائی داخل چشمی اندوژنوس یا اندوفتالمیت تقریباً همیشه پیامد کاندیدیازیس منتشره است، اما شیوع گرفتاری چشمی در بیماران مبتلا به کاندیدمی کمتر بررسی شده است. همانطور که قبلاً ذکر گردید بزرگترین مطالعه‌ی آینده‌نگر که تا بحال گزارش شده است (Donahue et al, 1994) به کوریورتینیت در بیماران دارای کاندیدمی به میزان کمتر از ۱۰% اشاره دارد و مطرح می‌کند که اندوفتالمیت حقیقی از عواقب غیرشایع است. معهذا همانطور که کاندیدیازیس منتشره یک وقوع بالقوه مرگبار است که ممکن است تظاهرات زودرس چشمی داشته باشد، آزمایشات چشمی غیرمستقیم بصورت سریال در اطفال و بالغین که مبتلا یا در معرض خطر کاندیدمی هستند به روشنی نشان داده شده است.

گونه های آسپرجیلوس روی هم رفته دومین عامل شایع اندوفتالمیت قارچی اندوژنوس هستند. عفونت چشمی در افرادی که درمان ایمونوسوپرسیو بدنبال پیوند عضو یا پیوند مغز استخوان می‌گیرند و یا در افرادی که از داروهای ضد سرطان استفاده می‌کنند عموماً بعنوان عارضه‌ی آسپرجیلوزیس منتشره اتفاق می‌افتد. در یک مطالعه روی آسپرجیلوزیس منتشره، چشم دومین محل شایع عفونت بوده، در حالیکه در کاندیدیازیس منتشره چشم پنجمین ارگان بسیار شایع درگیری بوده است. آسپرجیلوزیس چشمی اندوژنوس همچنین متعاقب استفاده‌ی داخل وریدی داروئی و بدون نشانه‌های کلینیکی از درگیری ارگان‌های دیگر ممکن است اتفاق افتد. در یک مطالعه ی مروری از ۴۰ مورد اندوفتالمیت آسپرجیلوسی ۱۳ مورد (۵/۳۲ درصد) به سوء مصرف داروهای داخل وریدی نسبت داده شده است. اندوفتالمیت آسپرجیلوسی اندوژنوس به نظر می‌رسد که یک عارضه‌ی ناشایع آسپرجیلوزیس تهاجمی در بیماران مبتلا به ایدز باشد مگر اینکه تاریخچه‌ای از سوء مصرف همزمان داروهای تزریق وریدی در کار بوده باشد. عفونت اندوژنوس همچنین در التهاب پریودونتیوم (periodontitis)- یعنی بافت‌های احاطه کننده و پشتیبان دندان‌ها- و در افراد دارای سیستم ایمنی شایسته بدون سابقه سوءمصرف داروئی و بدون سابقه‌ی بدخیمی یا جراحی گزارش شده است. آسپرجیلوس فومیگاتوس (شکل ۱۲ و ۱۳) شایع‌ترین گونه‌ای است که از کشت جدا می‌شود و ۲۶ مورد از ۴۷ مورد اندوفتالمیت اندوژنیک را که توسط Hunt و Glasgow در سال ۱۹۹۶ مطالعه شده شامل می‌شده است. آسپرجیلوس فلاوس (شکل‌های شماره ۱۴ و ۱۵ و ۱۶ و ۱۷) عامل شایع بعدی و بدنبال آن آسپرجیلوس ترئوس، آسپرجیلوس نیجر و آسپرجیلوس نیدولانس قرار می‌گیرند. در میزبان‌هائی که پوست بسیار روشن دارند قرمزی چشم، حساسیت به نور، درد و کاهش بینائی از شکایت‌های غالب بیمار هستند. التهاب عنبیه و جسم مژگانی (iridocyclitis) با یک هایپوپیون متغیر در معاینه‌ی بیومیکروسکوپیک دیده می‌شود. زجاجیه کدر و ابری است و ممکن است حتی عمل بینائی فوندوس را بقدر کافی مسدود نماید. توده‌های پف کرده‌ی توپ مانند و سفید ممکن است در زجاجیه‌ی خلفی دیده شوند. غلاف عروقی، خونریزی‌های شبکیه‌ای و اگسوداهای واقع شده در جلوی شبکیه (preretinal) و زیر شبکیه‌ای (subretinal) از یافته‌های شایع هستند. اگسوداهای جلوی شبکیه ممکن است شکل قایق مانندی بخود بگیرند و اینها را بعنوان سودوهایپوپیون ارجاع داده‌اند. اغلب اوقات عفونت در قطب خلفی چشم شروع می‌شود و در صورت چک نشدن می‌تواند در جهت قدامی توسعه یافته و اجسام مژگانی، عنبیه (Iris) و عدسی‌ها را درگیر نماید. نکروز شبکیه‌ای وسیــــــــــــع است و جداشدگی احتمالی (eventual detachment) و بهم ریختگی یا بی‌نظمی (disorganization) و از دست دادن بینائی نتیجه می‌شود. هر دو چشم ممکن است بطور همزمان دچار عفونت شوند. در آزمایش هیستوپاتولوژی، زجاجیه، شبکیه و کوروئید انفیلتراسیون سلول‌های التهابی حاد و مزمن را در کنار هایفی تیغه‌دار دیکوتوموس و منشعب نشان می‌دهند. شکل شماره ۱۸ رتینیت هموراژیک نکروز دهنده و کوروئیدیت در بیمار مبتلا به آسپرجیلوزیس منتشره را نشان می‌دهد. در شکل شماره ۱۹ هایفی‌های منشعب و دیکوتوموس آسپرجیلوس مشاهده می‌شوند که شبکیه و کوروئید را درگیر کرده است. اگرچه عفونت کاندیدائی بطور غالب در کوروئید شروع می‌شود، اندوفتالمیت آسپرجیلوسی بطور غالب شبکیه و زجاجیه را درگیر می‌کند. یک تمایل برای تهاجم عروق خونی بوسیله‌ی انفیلتراسیون هایفال دیواره‌ی عروقی و لومن در شبکه‌ی عروقی رتینال (شبکیه‌ای) و کوروئیدال ثابت می‌شود. ترومبوز و انفارکتوس بافتی از عارضه‌های باقیمانده‌ی این حوادث هستند. فرآیند تکاملی رویدادهای کلینیکی در اندوفتالمیت اندوژنوس بعلت آسپرجیلوس‌ها بسیار سریع‌تر و دراماتیک‌تر از حوادث مشابه ناشی از کاندیدیازیس چشمی هستند. اگرچه همانند کاندیدیازیس اوکولار معاینه ی مکرر افتالمولوژیکال می‌تواند به تشخیص زودتر عفونت منتشره بالقوه مرگ‌آور در افراد در معرض خطر کمک کند. کپک‌های شایعی مانند گونه‌های آسپرجیلوس تقریباً در همه جا حضور دارند (ubiquitous) و معمولاً محیط بیمارستان را آلوده می‌کنند. افرادی که در معرض خطر بوده و تحت درمان در بیمارستان هستند از طریق استنشاقی کنیدیهای آسپرجیلوس را گرفته و متعاقبا امکان گرفتار شدن به عفونت ریوی را دارند و این یک پیش درآمد برای اسپرجیلوزیس چشمی می‌تواند باشد. آلودگی مواد یا داروهای مخدر تزریقی (paraphernalia) با کنیدی‌های آسپرجیلوس و مصرف آنها می‌تواند به افتالمیت اندوژنوس منجر شود.

گونه‌های فوزاریوم از عوامل شایع کراتوهیالوهایفومایکوز ولی از علل نادر اندوفتالمیت اندوژنوس هستند. عفونت‌های داخل چشمی فوزاریال همانند اندوفتالمیت اسپرجیلوسی هم در افراد دارای ایمنی شایسته و هم در میزبانان دارای اختلال در سیستم ایمنی گزارش شده است. اندوفتالمیت فوزاریال اندوژنوس همچنین با سوءمصرف داروهای تزریق وریدی ارتباط دارد. اکثر گونه‌های عامل در فوزاریوز اکولار “فوزاریوم سولانی” بوده‌ است (شکل های شماره ۹ و ۱۰ و ۱۱) ولی یک مورد بعلت فوزاریوم دیمروم (F. dimerum) نیز جدا شده است. تظاهرات کلینیکی عفونت داخل چشمی فوزاریال بسرعت پیدا و نمایان می‌شود و تقلیدکننده‌ی آسپرجیلوزیس اکولار اندوژنیک است. یافته‌های هیستوپاتولوژیکال نیز شبیه به هم هستند. عناصر قارچی در زجاجیه، شبکیه و کوروئید همراه با تمایل به تهاجم و انسداد کانال‌های عروقی داخل چشمی دیده می‌شود که به انفارکتوس بافتی و هموراژ و نکروز منتج می‌شود. عفونت داخل چشمی اندوژنیک دوطرفه که توسط بایپولاریس هاوائینسیس (Bipolaris hawaiiensis) ایجاد شده در یک فرد مبتلا به ایدز گزارش شده است. از نظر کلینیکی وضعیت بصورت یک کوروئیدیت رتینال چند فاکتوری شدید بدون هیچگونه گرفتاری وسیع زجاجیه ظاهر می‌شود. بلاستومایسس درماتیتیدیس، کریپتوکوکوس نئوفرمنس، کوکسیدیوئیدس ایمیتیس، هیستوپلاسما کپسولاتوم واریته‌ی کپسولاتوم، و اسپوروتریکس شنکئی نیز از قارچ‌هائی هستند که بعنوان عوامل ایجاد کننده‌ی رتینیت اولیه و یا بصورت بسیار شایع‌تر بعنوان عوامل کوریورتینیت گزارش شده‌اند. نوعاً اینگونه عفونت‌های داخل چشمی اندوژنوس در بیماران ایمنوساپرس واقع می‌شوند. اگر اجازه داده شود که لزیون‌های کوریورتینال رشد و پیشرفت کنند عفونت می‌تواند شبکیه را از هم باز کرده (break) و به زجاجیه تهاجم نماید. اگر از طریق زجاجیه‌ی کدر امکان مشاهده یک منظره از قطعه‌ی خلفی چشم باشد توده‌های پف‌آلود سفید زجاجیه ممکن است دیده شود که واسکولیت رتینال، خونریزی رتینال و انفیلتراهای داخل شبکیه و زیر شبکیه را پوشانده است. برای بنا کردن تشخیص (agent-specific) در غیاب کشت مثبت، بیوپسی از زجاجیه ضروری خواهد بود. علیرغم وجود گزارش‌هائی که در مورد پیامدهای موفقیت آمیز استفاده‌ی صرف از داروهای ضدقارچی سیستمیک برای درمان اندوفتالمیت قارچی اندوژنوس بحث می‌کنند مداخله‌ی جراحی عموماً موقعی مطرح می‌شود که یک آبسه‌ی میسلیال در زجاجیه شکل گرفته باشد. ویترکتومی پارس پلانا (شکل شماره ۱) علاوه بر اینکه حفره‌ی ویتروس را از عناصر قارچی و سلول‌های التهابی تخلیه می‌کند (debulking) نمونه‌ی مناسبی (زجاجیه) را برای آزمایـــش گسترش مستقیم میکروسکپی و کشت فراهم می‌نماید. اغلب تزریق آمفوتریسین بی بداخل زجاجیه (intravitreal) همراه با ویترکتومی سیر عفونت را متوقف می‌کند و به ترمیم و اعاده‌ی بینائی بیمار کمک می‌کند. اگر درمان مداوم (ongoing therapy) کاربرد داشته باشد ثابت شده است که فلوکونازول داروی ایمنی است و در عفونت‌های ناشی از اکثر گونه‌های کاندیدا، کوکسیدیوئیدس ایمیتیس و کریپتوکوکوس نئوفرمنس مؤثر است. ایتراکونازول که دارای اندازه‌ی ملکولی بزرگتری نسبت به فلوکونازول است در صورت استفاده از طریق دهان سطح داروئی پائین‌تری را در زجاجیه بدست می‌آورد اما به هر حال اگر مصرف آن بلافاصله بعد از ویترکتومی شروع شود هنوز تأثیر درمانی می‌تواند داشته باشد.

اندوفتالمیت قارچی اگزوژنوس در نتیجه‌ی ورود عناصر قارچی به زجاجیه از طریق خارج پدید می‌آید. این اتفاق بصورت بیشتر شایع بعنوان عفونت بعد از عمل جراحی داخل چشمی و بصورت کمتر شایع بعد از ترومای نفوذ کننده به داخل چشم دیده می‌شود. عفونت اگزوژنوس بعد از پرفوراسیون زخم قرنیه‌ی قارچی یا عفونت مایکوتیک یک تاول یا وزیکول روی چشم (شکل شماره ۳ و ۴ و ۵) حتی کمتر شایع است.

شکل شماره ۳- حباب تا تاول فیلتر کننده (filtering bleb)

 

شکل شماره ۴- حباب تا تاول فیلتر کننده (filtering bleb) منتشر شده (دیفیوز)

 

شکل شماره ۵- حباب تا تاول فیلتر کننده (filtering bleb) کیستی شده

 

در ۲ سری گزارش شده از اندوفتالمیت قارچی بعد از جراحی کاتاراکت مشخص گردید که محلول‌های شستشو به همان عاملی که عفونت را ایجاد کرده آلوده بوده است. پسیلومایسس لیلاسینوس (Paecilomyces lilacinus) (شکل‌های شماره ۶ و ۷ و ۸) عامل عفونت بعد از عمل در یک سری سیزده‌تائی از بیمارانی بوده که مورد عمل جراحی کاتاراکت قرار گرفته بودند و در آنها لنز داخل چشمی کاشته شده بود. یک محلول بیکربنات سدیم که برای شستشوی لنزهای چشمی استفاده شده است بلافاصله بعد از کاشت (implantation) لنزها نشان داده شده که پناهگاه پسیلومایسس لیلاسینوس بصورت آلوده کننده بوده است. شروع علائم و یافته‌ها در این بیماران از ۲ تا ۱۵ هفته بعد از عمل جراحی متفاوت بوده است. درد یک شکایت نسبتاً کمتر و کاهش بینائی یک شکایت بسیار شایع بوده است. التهاب عنبیه، هایپوپیون متغیر و توده‌های پف کرده‌ی سفید در اتاق قدامی و بر روی سطح IOL و نیز در زجاجیه مشاهده شد.

شکل شماره ۶- کلنی پسیلومایسس لیلاسینوس

 

شکل شماره ۷- کلنی پسیلومایسس لیلاسینوس

 

شکل شماره ۸- منظره میکروسکپی پسیلومایسس لیلاسینوس

 

شکل شماره ۹- منظره کلنی فوزاریوم سولانی (محیط سابورودکستروز آگار)

 

شکل شماره ۱۰- منظره پشت کلنی فوزاریوم سولانی (محیط چاپکس‌دوکس آگار)

 

شکل شماره ۱۱- منظره میکروسکپی فوزاریوم سولانی

 

شکل شماره ۱۲- کلنی آسپرجیلوس فومیگاتوس در محیط کروم آگار کاندیدا بعد از ۲ هفته

 

شکل شماره ۱۳ – سرهای زایشی آسپرجیلوس فومیگاتوس

 

شکل شماره ۱۴- کلنی آسپرجیلوس فلاوس

 

شکل شماره ۱۵- کلنی آسپرجیلوس فلاوس

 

شکل شماره ۱۶ – سرهای زایشی آسپرجیلوس فلاوس

 

شکل شماره ۱۷- سرهای زایشی آسپرجیلوس فلاوس

 

شکل شماره ۱۸ – کوریورتینیت آسپرجیلوسی

 

شکل شماره ۱۹- کوریورتینیت آسپرجیلوسی

 

ادامه دارد

برای دانلود فایل pdf  بر روی لینک زیر کلیک کنید

برچسبها
  • دکتر محمد قهری
  • عفونت‌های قارچی چشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *